وقتی سیدی «صورتمسئله اعتیاد» را گوش میدهم، نکتهای که برایم بسیار قابل توجه است این است که برای حل هر مشکلی، ابتدا باید خودِ مسئله را بهدرستی بشناسیم. اگر ندانیم دقیقاً با چه چیزی روبهرو هستیم؛ حتی اگر بهترین راهحلها را هم در اختیار داشته باشیم، نمیتوانیم به نتیجه برسیم. در گذشته، شاید نگاه من به اعتیاد این بود که فرد صرفاً به مواد وابسته شده و باید فقط مصرف را کنار بگذارد؛ به خاطر همین نگاه، چندبار مسافرم را مجبور به ترک کردم؛ اما با برداشت از این سیدی متوجه میشوم که موضوع بسیار عمیقتر از اینها است. طبق فرمایشات آقای مهندس، وقتی فرد برای مدت طولانی مواد مصرف میکند، این مصرف بر جسم و روان او اثر میگذارد و سیستمهای طبیعی بدن دچار اختلال میشوند؛ بنابراین نمیتوان انتظار داشت که فرد تنها با قطع مصرف، در مدت کوتاهی به حالت طبیعی بازگردد.
یکی از نکات مهمی که از صحبتهای آقای مهندس برداشت میکنم، تفاوت میان «ترک» و «درمان» است. ترک کردن ممکن است تنها به معنای قطع مصرف مواد باشد؛ اما درمان یعنی اینکه انسان به تعادل برسد و بتواند زندگی سالم و طبیعی خود را دوباره باز یابد. اگر فقط مواد را قطع کنیم، اما جسم، روان و تفکر فرد هنوز به تعادل نرسیده باشد، مشکل اصلی هنوز بهطور کامل حل نشده است. در کنگره۶۰، اعتیاد در سه بخشِ جسم، روان و جهانبینی بررسی میشود. به نظر من این نگاه بسیار حیاتی است؛ زیرا انسان تنها یک جسم نیست. ممکن است جسم فرد در حال بازسازی باشد، اما اگر افکار و نگرش او همچنان مانند گذشته باشد، دوباره با مشکلات زیادی روبهرو خواهد شد. از همین رو، آموزشهای مربوط به جهانبینی در کنار درمان جسم، اهمیت دوچندانی پیدا میکند.
موضوع دیگری که در این سیدی برایم جالب بود، مسئله زمان است. همانطور که اعتیاد یکشبه بهوجود نیامده، نمیتوان انتظار داشت که یکشبه هم از بین برود. جسم انسان برای اینکه بتواند دوباره موادطبیعی مورد نیاز خود را بهاندازه مناسب تولید و تنظیم کند، به زمان نیاز دارد. در کنگره۶۰ نیز بر همین اساس، به بدن فرصت داده میشود تا خودش را بازسازی کرده و به تعادل برسد. من از این سیدی میآموزم که نباید برای حل یک مشکل، تنها به ظاهر آن توجه کنم. ممکن است آنچه میبینیم فقط مصرف مواد باشد؛ اما در پسِ آن، تغییرات عمیقی در جسم، روان و نگرش فرد رخ داده باشد؛ بنابراین برای درمان، باید تمام این ابعاد را در نظر گرفت. به نظر من، یکی از زیباییهای روش کنگره۶۰ این است که فرد یاد میگیرد برای رسیدن به حالِ خوب، فقط منتظر دیگران نماند و خودش نیز باید قدم بردارد.
این سیدی به من پیام میدهد که اگر صورتمسئله را اشتباه تعریف کنیم، ممکن است سالها در مسیر اشتباهی حرکت کنیم؛ اما وقتی مسئله را درست بشناسیم، یافتن راه درست نیز میسر میشود. در نهایت، برداشت من این است که اعتیاد پایان راه نیست. اگر انسان مسئله را درست بشناسد، صبر داشته باشد و در مسیر صحیح حرکت کند، میتواند دوباره به تعادل برسد. برای من، «صورتمسئله اعتیاد» فقط شناختِ اعتیاد نیست؛ بلکه یاد میدهد که در زندگی نیز، پیش از تلاش برای حل هر مشکلی، ابتدا باید ریشه و علت واقعی آن را درک کنم. وقتی شناخت درست باشد، حرکتِ درست نیز آسانتر میشود و انسان میتواند قدمبهقدم به آرامش و حالِ خوش نزدیک شود. «به امید رهایی انسانهای در بند اعتیاد.»
خدا را سپاس که انسان بزرگی چون آقای مهندس را آفرید که معنای واقعی انسانیت هستند. از آقای مهندس و خانواده محترمشان برای فراهم کردن این بستر، صمیمانه سپاسگزارم.
منبع: سیدی «صورتمسئله اعتیاد»
نویسنده: همسفر زهرا (ز) رهجوی راهنمای همسفر معصومه (لژیون چهارم)
رابط خبری: همسفر مطهره رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر راضیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ارگ کرمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
116