سلام دوستان، چنگیز هستم، یک مسافر.
برداشت من از سیدی «باتلاق»
برداشت من از سیدی «باتلاق» این است که گاهی انسان بدون اینکه خودش متوجه باشد، وارد شرایطی میشود که هرچه بیشتر تلاش میکند از آن بیرون بیاید، بیشتر در آن فرو میرود. باتلاق برای من نمادی از مشکلات، افکار منفی، عادتهای نادرست و انتخابهایی است که اگر بهموقع متوجه آنها نشوم، میتوانند مرا بیشتر در خود گرفتار کنند.
ممکن است در ابتدا یک مشکل کوچک به نظر برسد، اما اگر برای حل آن راه درست را پیدا نکنم و همان روشهای اشتباه را ادامه بدهم، بهمرور شرایط سختتر میشود و خارج شدن از آن به آگاهی، صبر و تلاش بیشتری نیاز پیدا میکند.
من از این سیدی متوجه شدم که یکی از اشتباهات انسان هنگام گرفتار شدن، این است که بدون فکر و با عجله دستوپا بزند. همانطور که در باتلاق هرچه بیشتر دستوپا بزنیم، ممکن است بیشتر فرو برویم، در زندگی هم وقتی با مشکلی روبهرو میشویم، اگر بدون فکر و آگاهی تصمیم بگیریم، ممکن است مشکل را بزرگتر کنیم. بنابراین لازم است ابتدا آرامش خودم را حفظ کنم، شرایط را ببینم و سپس راه درست را برای بیرون آمدن پیدا کنم. گاهی برای نجات پیدا کردن، باید حرکتهای اضافه را متوقف کنم و از کمک و آموزش افراد باتجربه استفاده کنم.
این موضوع برای من یادآور این است که مشکلات زندگی معمولاً یکباره به وجود نمیآیند و ممکن است نتیجه مجموعهای از انتخابها و رفتارهای گذشته باشند. اگر متوجه اشتباه خودم نشوم و همچنان همان مسیر را ادامه بدهم، طبیعی است که شرایط نیز تغییر زیادی نکند. بنابراین اولین قدم برای رهایی، پذیرفتن شرایط و شناخت علت آن است. باید بتوانم با خودم صادق باشم و ببینم چه رفتارها و افکاری باعث شدهاند در یک وضعیت نامناسب قرار بگیرم. وقتی علت را بشناسم، میتوانم برای تغییر آن قدم بردارم.
برداشت دیگری که از این موضوع دارم این است که هیچ انسانی نباید تصور کند چون مدت زیادی در یک مشکل گرفتار بوده، دیگر راه برگشتی ندارد. شاید بیرون آمدن از بعضی شرایط به زمان زیادی نیاز داشته باشد، اما اگر مسیر درست را پیدا کنم و قدمهایم را آرام و پیوسته بردارم، میتوانم شرایط خودم را تغییر دهم. مهم این است که انتظار نداشته باشم یکشبه همه مشکلات حل شوند. همانطور که انسان برای وارد شدن به یک شرایط دشوار ممکن است مدتها زمان صرف کرده باشد، برای خارج شدن از آن نیز باید صبر و استمرار داشته باشد.
سیدی «باتلاق» برای من این پیام را دارد که باید مراقب انتخابها و مسیر حرکتم باشم. همیشه لازم نیست تا زمانی که کاملاً گرفتار نشدهام صبر کنم و بعد به فکر نجات باشم. بهتر است از همان ابتدا نشانههای اشتباه را ببینم و زمانی که متوجه شدم مسیرم درست نیست، آن را اصلاح کنم. اگر مشکلی در زندگی من به وجود آمده است، نباید آن را نادیده بگیرم و امیدوار باشم خودش از بین برود؛ بلکه باید مسئولیت آن را بپذیرم و برای حل آن حرکت کنم.
همچنین فهمیدم که گاهی انسان به دلیل ترس، ناامیدی یا نداشتن اعتمادبهنفس، خودش را در همان شرایط نگه میدارد. ممکن است تصور کند دیگر نمیتواند تغییر کند یا راهی برای نجات وجود ندارد، در حالی که اولین قدم برای بیرون آمدن این است که باور داشته باشم تغییر امکانپذیر است. البته این باور بهتنهایی کافی نیست و باید همراه با عمل، آموزش و تلاش باشد. من باید قدمهای کوچک اما درست بردارم و اجازه بدهم این قدمها بهمرور مرا از شرایط قبلی دور کنند.
در نهایت، برداشت من از سیدی «باتلاق» این است که انسان باید مراقب باشد در مشکلات و انتخابهای نادرست خود گرفتار نشود و اگر احساس کرد وارد مسیر اشتباهی شده است، هرچه زودتر آن را شناسایی و اصلاح کند. برای من، باتلاق نماد شرایطی است که اگر با ناآگاهی با آن برخورد کنم، بیشتر در آن فرو میروم؛ اما اگر با آرامش، شناخت، آموزش و حرکت درست پیش بروم، میتوانم راه خروج را پیدا کنم.
این سیدی به من یادآوری میکند که برای تغییر زندگی، ابتدا باید خودم تغییر کنم و به جای دستوپا زدن و شکایت کردن، راه درست حرکت را پیدا کنم.
نگارش: مسافر چنگیز (لژیون نهم)
ارسال: مسافر احسان
- تعداد بازدید از این مطلب :
46