English Version
This Site Is Available In English

جهان‌بینی یعنی نوع نگرش ما به جهان پیرامون و انسان‌ها

جهان‌بینی یعنی نوع نگرش ما به جهان پیرامون و انسان‌ها

جلسه هفتم دوره سی‌ وچهارم کارگاه‌های آموزشی، خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی سهروردی اصفهان به استادی  مسافر رضا، نگهبانی مسافر اصغر و دبیری مسافر علی اصغر با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» سه‌شنبه7 مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، رضا هستم، یک مسافر از ایجنت محترم، اصغر آقا غلامی و نگهبان جلسه خیلی تشکر می‌کنم که اجازه دادند در این جایگاه قرار گرفته، آموزش بگیرم و خدمت کنم، دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» است. ما خیلی وقت‌ها در زندگی و روزمره، وقتی ندانیم چه می‌خواهیم، نمی‌توانیم حرکتی برای رسیدن به آن انجام بدهیم و کاری از پیش ببریم. مسئله اعتیاد هم در دنیا سال‌ها به همین شکل بوده است.
می‌گفتند شخصی که اعتیاد دارد، مثلاً به تریاک و مورفین وابسته است و یکی از راه‌هایی که می‌تواند جواب بدهد این است که مورفین را از بدنش جدا کنیم. روش‌هایی مثل تعویض خون یا URD انجام می‌دادند و انتظار داشتند شخص خوب شود، در حالی که در بسیاری از موارد فقط مواد از بدن خارج می‌شد و مشکل اصلی همچنان باقی می‌ماند.
من خودم تجربه ترک ندارم، ولی آخرین چیزی که برای من اتفاق افتاد این بود که شخصی به من گفت: «اگر می‌خواهی تریاک را ترک کنی، شربت OT بخور.» من دقیقاً حدود ۱۲، ۱۳ ماه شربت OT خوردم، ولی هر روز حالم خراب‌تر می‌شد و هیچ چیز اساسی در من تغییر نکرده بود. تا اینکه به کنگره ۶۰ معرفی شدم. هرچه در کنگره جلوتر رفتم، متوجه شدم وقتی صورت مسئله اعتیاد مشخص نشده بود، چقدر مردم و انسان‌ها در عذاب بودند.
آقای مهندس با تحقیقات خودشان در طول درمان و بعد از آن، به این نتیجه رسیدند که اعتیاد چیست، چه چیزی را در جسم و روان انسان خراب می‌کند و چه تأثیری روی جهان‌بینی انسان می‌گذارد. یک مثال خیلی جالبی که آقای مهندس می‌زنند، مربوط به شخصی است که به پزشک اعصاب و روان مراجعه می‌کند. در خانواده خود من هم این مسئله خیلی زیاد اتفاق افتاده و هنوز هم تمام نشده است.
برای من سؤال بود که اگر مشکل مربوط به روان است، چرا پزشک به جسم دارو می‌دهد؟ وقتی به جسم دارو می‌دهیم، چه تأثیری روی روان می‌گذارد؟ و جالب اینجاست که خیلی وقت‌ها شخص هم به نتیجه مطلوب نمی‌رسد. آقای مهندس به این نتیجه رسیدند که وقتی مواد مخدر مصرف می‌شود، جسم از حالت طبیعی خارج می‌شود، روان هم تحت تأثیر قرار می‌گیرد و جهان‌بینی انسان نیز تغییر می‌کند.
وقتی این سه مورد تحت تأثیر قرار بگیرند، یعنی شخص دیگر خودش نیست. تصمیمی که می‌گیرد، کاری که انجام می‌دهد و حتی حرفی که می‌زند، می‌تواند تحت تأثیر مواد و عدم تعادل باشد. من خودم این مسئله را کاملاً تجربه کرده‌ام. وقتی تریاک می‌کشیدم، خیلی مهربان می‌شدم، ولی وقتی تریاک نمی‌کشیدم، اگر یک بچه کوچک هم با من صحبت می‌کرد، پرخاش می‌کردم.
چرا؟ چون مواد مخدر حالت طبیعی را از من گرفته بود. روان و جهان‌بینی من خراب شده و از تعادل خارج شده بودم. امروز که در کنگره ۶۰ درمان شده‌ام، این موضوع را با پوست و گوشت و استخوان لمس می‌کنم. جسم من که از حالت طبیعی خارج شده بود، به حالت طبیعی برگشته است. دیگر آن پرش‌ها و عصبی شدن‌ها را ندارم و افکارم هم خیلی بهتر شده است.
در مورد جهان‌بینی هم آقای مهندس می‌گویند: «جهان‌بینی یعنی نوع نگرش ما به جهان پیرامون و انسان‌ها.» وقتی یک شخص مصرف‌کننده، مثل خود من، خمار بود، اصلاً مهم نبود چه کسی با او صحبت می‌کند. در یک فکر و دنیای دیگر بودیم، جوابی می‌دادیم و بعد که فکر می‌کردیم، می‌گفتیم: «من چرا این جواب را دادم؟»
پس وقتی شخص مصرف‌کننده در حالت تعادل طبیعی نباشد، حتی حرفی که می‌زند و تصمیمی که می‌گیرد، ممکن است تحت تأثیر همان عدم تعادل باشد. منِ سفر دومی واقعاً خیلی خیلی باید قدردان آقای مهندس باشم. سه روز پیش مهمانی داشتم. شخصی از بیرون آمده بود و مصرف‌کننده بود. من زنگ زدم و یکی از مصرف‌کننده‌ها آمد پیش او وقتی می‌خواست مصرف کند، من رفتم بیرون وقتی برگشتم، دیدم هنوز دارد مصرف می‌کند.
به من گفت: «من تا حالا چندین بار ترک کردم، ولی موفق نشدم.» به او گفتم: «چون تو درمان نکردی، ترک کردی. ترک با درمان فرق می‌کند.» کمی برایش توضیح دادم و گفتم باید بروی کنگره در محل خودتان. برایش توضیح دادم که این اتفاقی که برای من افتاده، برای خیلی از انسان‌های مصرف‌کننده هم اتفاق افتاده است؛ قبل از مصرف مواد، جهان‌بینی ما یک چیز بوده و بعد از مصرف، چیز دیگری شده است.
امروز اگر مسئله‌ای برای من اتفاق بیفتد، درباره آن فکر می‌کنم و از آموزش‌هایی که گرفته‌ام استفاده می‌کنم. پاسخی که امروز به یک مسئله می‌دهم، به نظر خودم خیلی بهتر از زمانی است که حتی مصرف مواد مخدر داشتم. آقای مهندس می‌گویند در دنیا روش‌های مختلفی برای ترک وجود داشته، اما تا زمانی که صورت مسئله واقعی اعتیاد مشخص نشده باشد، درمان واقعی هم نمی‌تواند شکل بگیرد.
من فکر می‌کنم یکی از مهم‌ترین کارهایی که آقای مهندس انجام دادند، این بود که صورت مسئله اعتیاد را مشخص کردند و نشان دادند که برای درمان، جسم، روان و جهان‌بینی باید با هم تغییر کنند. اگر من فقط روی جسمم کار کنم و روانم را نادیده بگیرم، یا جهان‌بینی‌ام تغییر نکند، باز هم یک جای کار می‌لنگد.
آقای مهندس با آن نگرش و دوراندیشی متوجه شدند که این سه مؤلفه باید با هم تغییر کنند و کنگره ۶۰ به وجود آمد تا این سه مورد در کنار هم به تعادل برسند. من خودم شاید روزانه هزار بار از آقای مهندس تشکر می‌کنم. اگر ایشان نبودند و صورت مسئله اعتیاد را کشف نمی‌کردند، خیلی از ما شاید هنوز نمی‌دانستیم مشکل اصلی کجاست و چرا روش‌های مختلف ترک برایمان نتیجه پایدار نداشته است.
از خدا می‌خواهم علم کنگره ۶۰ که حاصل این تحقیقات و تجربه‌هاست، جهانی شود و همه انسان‌هایی که دردمند هستند و نمی‌توانند راهی برای درمان پیدا کنند، این راه را پیدا کنند و به درمان و حال خوش برسند. چون اگر انسان به درمان واقعی نرسد، ممکن است با هر روشی مدتی مصرف را متوقف کند، ولی باز هم یک جای کارش بلنگد و آن حال خوش واقعی را نداشته باشد.
در پایان از نگهبان محترم و استاد عزیز خودم تشکر می‌کنم که اجازه دادند در این جایگاه صحبت کنم و از همه شما که به صحبت‌های من گوش دادید، خیلی ممنونم.

تایپ: مسافر وحید ل۱۵، مسافر سعید ل۹
ویرایش: مسافر جواد ل۱۴
تنظیم و ارسال: منصور ل4

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...