English Version
This Site Is Available In English

شرایط، ابزار زندگی من است

شرایط، ابزار زندگی من است

جلسه ششم از دوره شصت‌و‌هفتم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی شادآباد به استادی راهنما همسفر مبینا، نگهبانی همسفر اکرم و دبیری همسفر سعیده با دستور جلسه: "صورت مسئله اعتیاد" روز سه‌شنبه ۷ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

اول از همه خدای خودم را خیلی شکر می‌کنم که روزی‌ام کرد تا در این جایگاه قرار بگیرم، خدمت کنم و از شما عزیزان آموزش بگیرم. دستور جلسه امروز صورت مسئله‌ اعتیاد است؛ اولین دستور جلسه‌ کنگره۶۰ که کنگره اصلاً با این دستور جلسه متولد شد؛ چون اعتیاد سال‌ها پنهان مانده بود و کسی پیدا نمی‌شد که به این دنیای ظلمت برود و به این چشمه‌ حیات دست پیدا کند؛ که خدا را شکر اذنش صادر شد و آقای مهندس توانستند این اتفاق را رقم بزنند.

بیرون از کنگره، اوایل می‌گفتند که اعتیاد جرم است، بعد کمی که جلوتر رفتند خیلی به‌روزتر شدند؛ اعتیاد را یک بیماری لاعلاج، مرموز و فقط به خاطر عادت کردن می‌دانستند و ترک اعتیاد را به این معنی که آن شخص دیگر وابسته به آن چیز نباشد، می‌دانستند؛ همین دو معنی غلط باعث شد، بگویند که این فرد به این مواد عادت کرده و دیگر باید مصرف نکند، حالا به هر روشی که ممکن است؛

ما الان فهمید‌ه‌ایم که همه‌ آن روش‌ها نیز غلط بوده، چون صورت مسئله‌ اعتیاد کشف شد و آقای مهندس فهمیدند که اعتیاد روی جسم، روان و جهان‌بینی اثر می‌گذارد؛ به خاطر همین، راه‌حل درمانش نیز پیدا شد. حالا ما همسفران هرچه قدر در مورد اعتیاد تجربه کسب کنیم، می‌توانیم با مسافرها و همه‌ مصرف‌کننده‌ها ارتباط سالمی برقرار کنیم؛

مثلاً یاد می‌گیرم کسی که در حالت خماری قرار دارد، دیگر آن موقع وقت ادب کردنش نیست؛ وقت‌ آن نیست که من سرش غر بزنم، دعوا راه بیندازم، از یک مسئله‌ای دفاع کنم و معرکه‌گیری کنم؛ وقت این‌طور چیزها نیست، چون آن‌ها در آن لحظه تعادل ندارند و معلوم نیست چه واکنشی نشان بدهند. در رابطه با این دستور جلسه می‌توانیم برای حل صورت مسئله‌ از خودمان الگو بگیریم.

وقتی‌که من یک مسئله‌ای دارم تا وقتی صورت مسئله را درست برایش مطرح نکنم، آن مسئله‌ من حل نمی‌شود؛ چیزی که در حل مسئله بین آدم‌ها فرق دارد این است که چطور به مشکلات و مسئله‌هایشان نگاه می‌کنند؟ مثلاً بعضی‌ها هستند که مسئله را به عنوان یک سد یا یک مانع می‌بینند و این باعث می‌شود آن شخص رکود کند، هیچ حرکتی نداشته باشد و در همان باتلاق‌های زندگی بیشتر فرو برود.

وقتی به افراد موفق نگاه می‌کنی، دلیل موفقیتشان را وقتی در موردشان تحقیق کنی می‌فهمی؛ حالا علاوه بر آن استمرار و استقامتی که دارند به مسئله‌هایشان به‌ عنوان یک مسئله‌ قابل حل نگاه می‌کنند و توان حل کردن را در درون خودشان می‌بینند؛ در میان یکی از آن افراد موفق می‌توانیم آقای مهندس را مثال بزنیم که مسئله‌ اعتیاد را به عنوان یک مسئله‌ قابل حل دیدند، توان انجام آن کار را در درون خودشان دیدند و صورت مسئله‌ اعتیاد را کشف کردند.

چیزی که سال‌ها برای بشر مجهول بود و خیلی‌ها به خاطرش از چاله به چاه افتاده بودند. آقای مهندس اعتیاد را حاصل ازدواج مواد مخدر و انسان می‌دانستند و شاید یکی از دلایل موفقیت ایشان همین بود که تعریف درستی از اعتیاد داشتند و باور داشتند که اعتیاد یک مسئله‌ اخلاقی نیست تا بتوانیم ما آن را طرح کنیم؛ ایشان فرمودند که اعتیاد یک بیماری است، بیماری ترک‌ کردنی نیست و باید درمان شود.

حتی در سفر سیگار و سفر تغذیه‌ سالم نیز من باید یاد بگیرم که درست صورت مسئله را مطرح کنم؛ مثلاً از خودم سؤال‌هایی بپرسم که چرا من سیگار مصرف می‌کنم؟ این سیگار با درون، جسم و روان من چه کار می‌کند؟ چطور می‌توانیم درمانش کنیم؟ یا برای تغذیه‌ سالم از خودم بپرسم که چه زمان‌هایی غذا می‌خورم؟ چرا نمی‌توانم درستش کنم؟ تغذیه‌ سالم چیست؟ من با این سؤال‌هایی که از خودم می‌پرسم، می‌توانم به حل مسئله‌ام نزدیک‌تر بشوم.

می‌خواستم راجع به مثلث درمان صحبت کنم که چه تأثیری می‌تواند روی روان ما بگذارد، اما حالا بیشترش را می‌دانیم؛ راجع به ضلع جهان‌بینی که چه قدر می‌تواند روی نگاه یک همسفر تأثیر بگذارد؟ این‌که بهترین شرایطی که یک همسفر می‌تواند برای خودش ایجاد کند، حالا با وجود آن مشکلات و مسائلی که در زندگی‌اش وجود دارد، این است که بتواند حال خوشی را در درون خودش ایجاد کند و این هم نیاز به یک صورت مسئله‌ درست دارد؛

این‌که این حال خوش نیاز به یک‌سری قوانین دارد که من باید رعایت کنم؛ مثلاً این‌که از ضد ارزش‌ها دوری کنم و خدمت کنم تا بتوانم حال خوش را به دیگران انتقال بدهم؛ این‌که در زمان حال زندگی کنم و خیلی چیزهای دیگر که خودمان می‌دانیم. در کنگره صد خودم را بگذارم و در این هفته می‌توانم تمرین کنم و یاد بگیرم. راه حل تمام مسائل من در درون من است و زمانی‌که  این‌طوری به مسئله نگاه کنم، ورق کاملاً برمی‌گردد؛

می‌توانم به مسائل نیز ریشه‌ای نگاه کنم و ببینم که علت به وجود آمدن آن مسئله چیست؟ دیگر از خودم نپرسم که چرا این مسئله برای من به وجود آمد؟ چرا برای بچه‌ام به وجود آمد؟ این‌جور سؤال‌ها را نپرسم، چراها را کنار بگذارم و دیگران را مقصر ندانم. می‌پذیرم هر مسئولیتی که دارم، مقصرش خودم هستم و تصمیمات و انتخاب‌هایی که خودم انجام داده‌ام؛ وقتی این‌طوری فکر کنم، می‌توانم با تفکر و بررسی همه‌جانبه بهترین راه را انتخاب کنم، حال خوش را تجربه کنم و کم‌کم به تعادل برسم.

مرزبانان کشیک: همسفر مریم و مسافر محمد
لژیون خدمتگزار: بیست‌و‌دوم
تایپیست: همسفر فاطیما رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون بیست‌و‌ششم)
عکاس: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون نوزدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر الهام نگهبان سایت
همسفران نمایندگی شادآباد
 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...