جلسه دوازدهم از دور اول کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، لژیون خوانسار در روز سه شنبه ۷مهر ماه۱۴۰۵با دستور جلسه (صورت مسأله اعتیاد)با استادی مسافر حسن و نگهبانی مسافر محمدرضا ودبیری مسافر علیرضا راس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد،

«سلام دوستان، حسن هستم یک مسافر.
خداوند متعال را شاکرم که بار دیگر توفیق یافتم در جمع بامحبت شما دوستان در این شعبه صمیمی و گرامی حضور داشته باشم. بدینوسیله مراتب قدردانی خود را از جناب مهندس دژاکام بابت ایجاد این بستر آموزشی بینظیر، همچنین از خانواده محترم ایشان، دیدهبانان ارجمند و تمامی خدمتگزاران کنگره ۶۰ ابراز میدارم. سپاس ویژه دارم از راهنمای گرانقدرم، آقای ناصر، و همچنین آقای محمدرضا و ایجنت محترم که فرصت آموزش و خدمت در این جایگاه را برای من فراهم نمودند.
در باب دستور جلسه این هفته، یعنی «صورتمسئله اعتیاد»، همانطور که در جلسات گذشته تبیین شد، جناب مهندس در سال ۱۳۷۷ با ارائه مقاله علمی در دانشگاه علوم پزشکی زاهدان، برای نخستین بار چگونگی شکلگیری اعتیاد، دلایل بروز آن و راهکارهای درمانی را تشریح کردند.
طبق فرمایشات ایشان، ما با مصرف مواد مخدر طی دفعات مکرر، «سیستم ایکس» بدن خود را دچار اختلال کردیم. سیستم ایکس متشکل از مجموعهای از نوروترانسمیترها، ناقلهای عصبی و غدد درونریز و برونریز است که با مصرف مواد، تعادل آن برهم میخورد. برای بازسازی این سیستم، ضروری است که طبق «مثلث درمان»، سه ضلع جسم، روان و جهانبینی به تعادل برسند تا فرآیند درمان به معنای واقعی محقق شود. بهعقیده جناب مهندس، پرونده سمزدایی و اعتیاد بسته شده است؛ به قول معروف: «آرد خود را بیخته و الک را آویختهایم.» این بدان معناست که در حوزه درمان اعتیاد، متد DST کارآمدترین راهکار است و هر نوع ماده مخدری با این روش قابل درمان است. خاطرم هست در دوران مصرف، وضعیت جسمانی و روانی من چنان از تعادل خارج شده بود که دفعات متعددی در روز نیاز به مصرف داشتم. یکبار در مسیر خوزستان، در سرازیری تند با یک دستگاه کامیون بنز، ترمز خودرو در نزدیکی یک پل باریک خالی کرد. در آن لحظات بحرانی، با وجود تلاش برای دندهمعکوس و کشیدن ترمز دستی، شرایط بسیار خطرناک بود. در نهایت برای جلوگیری از برخورد با خودروهای روبهرو، فرمان را به سمت دره کج کردم. ماشین در فاصله هفتادسانتیمتری لبه پرتگاه متوقف شد. آن زمان درکی از حکمت این حادثه نداشتم، اما بعدها که به کنگره آمدم، دریافتم که خداوند رسالتی برای من در نظر گرفته است. زمانی که مصرفکننده نبودم، از بوی مواد مخدر گریزان بودم، اما گرفتار شدم و مسیرم به کنگره باز شد. امروز متوجه شدم که هر یک از ما با رسالتی وارد این مکان میشویم. امید دارم سفر اولیهای عزیز، با جدیت و اصولی سفر کنند، بمانند و به درجات خدمتگزاری برسند. اجازه دهید مثالی بزنم؛ پرندهای که تازه بال گشوده است، با دیدن هر شکار کوچکی با هیجان و تپش قلب به سویش میپرد، اما اغلب موفق نمیشود. در مقابل، پرندهای که به بلوغ و ظرفیت لازم رسیده، با آرامش موقعیت را میسنجد و در زمان مناسب، شکار خود را میگیرد.امروز ایجنت محترم تأکید کردند که باید کیفیت حضورمان در کنگره را ارتقا دهیم تا مسائل بیرونی نیز سامان یابد. به تجربه دریافتهام که اگر در مسیر درمان و خدمت در کنگره درست عمل کنیم، امور زندگی بیرون از اینجا نیز بهطور طبیعی اصلاح میشود. پیشتر، تمام توان خود را صرف کار میکردم اما همچنان درگیر مشکلات مالی بودم؛ اکنون با آرامش و تعادل، امورم را مدیریت میکنم و الحمدلله شرایطم مطلوب است. در پایان به عزیزان سفر اول توصیه میکنم که درمان را اولویت اصلی زندگی خود قرار دهند؛ چراکه با دستیابی به این تعادل، سایر مسائل زندگی نیز بهمرور حل خواهد شد. از توجه شما سپاسگزارم.
دومین جلسه خدمتگزاران نمایندگی:

تایپ و عکس: همسفر علی
تنظیم وارسال مسافر محمد
مسافران نمایندگی خوانسار
- تعداد بازدید از این مطلب :
217