English Version
This Site Is Available In English

از باورهای نادرست تا شناخت واقعی بیماری اعتیاد

از باورهای نادرست تا شناخت واقعی بیماری اعتیاد

جلسه دهم از دوره‌ی بیست‌ودوم از سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی قیدار، با استادی راهنمای محترم مسافر حجت، با نگهبانی مسافر مجید و با دبیری مسافر قاسم با دستور جلسه « صورت مسئله اعتیاد » در روز سه‌شنبه ۷ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد 

سلام دوستان، حجت هستم، یک مسافر.در رابطه با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» اگر بخواهم صحبت کنم، باید عرض کنم که با آغاز سال تحصیلی جدید، اولین دستور جلسه کنگره ۶۰ در مهرماه، «صورت مسئله اعتیاد» می‌باشد و این موضوع نشان‌دهنده اهمیت این دستور جلسه است که به‌عنوان اولین دستور جلسه در نظر گرفته شده است.

تا به حال از خودتان پرسیده‌اید که من اینجا چه کار می‌کنم؟ چه کسی برای شما دعوت‌نامه فرستاده است تا در اینجا حضور داشته باشید؟

چه مسافر باشید و چه همسفر، تفاوتی ندارد؛ حتماً یک‌سری مشکلاتی داشته‌ایم که نمی‌توانستیم مانند یک انسان عادی زندگی کنیم. همیشه دلهره داشتیم، مضطرب بودیم، حالمان خوب نبود و مواد مخدر تنظیمات شهر وجودی ما را به هم ریخته بود.

تمامی عزیزان مصرف‌کننده مواد، با تک‌تک سلول‌هایشان احساس کرده بودند که دیگر آن آدم سابق نیستند. شاید خیلی از ما در گذشته بارها تصمیم گرفته بودیم که مصرف مواد را کنار بگذاریم. راه‌های مختلفی را امتحان کردیم؛ از قطع ناگهانی مصرف گرفته تا روش‌های مختلف ترک، اما دوباره به نقطه اول برمی‌گشتیم.

چرا این اتفاق می‌افتاد؟ چون صورت مسئله اعتیاد برای ما مشخص نبود. ما نمی‌دانستیم اعتیاد دقیقاً چه چیزی را در وجود انسان تخریب کرده است و چه چیزی باید درمان شود. بیشتر به دنبال این بودیم که فقط مواد را قطع کنیم، در صورتی که قطع مصرف با درمان اعتیاد تفاوت دارد.

وقتی صورت مسئله را نمی‌شناسیم، طبیعتاً راه‌حل درستی هم نمی‌توانیم پیدا کنیم. مثل بیماری که نمی‌داند مشکلش چیست و فقط می‌خواهد علائم بیماری را از بین ببرد. ممکن است برای مدتی حالش بهتر شود، ولی اگر ریشه مشکل درمان نشود، دوباره همان مسئله برمی‌گردد.

در گذشته ما تصور می‌کردیم که اعتیاد فقط به اراده انسان مربوط می‌شود و اگر کسی اراده قوی داشته باشد، می‌تواند مصرفش را کنار بگذارد. اما تجربه خودمان نشان داد که موضوع به این سادگی نیست.

همان‌طور که آقای مهندس می‌فرمایند، جسم ما از میلیاردها سلول تشکیل شده است و هر کدام از این سلول‌ها برای خودشان یک شهر عظیم می‌باشند. ما درکی از این موضوع نداشتیم و نمی‌دانستیم که مصرف مواد مخدر چه تأثیری بر جسم و سیستم‌های مختلف بدن ما گذاشته است.

مهم‌تر از همه، ما با سیستم ایکس آشنا نبودیم؛ سیستمی که در تنظیم حالات جسمی، روحی و روانی انسان نقش بسیار مهمی دارد. وقتی این سیستم دچار اختلال می‌شود، طبیعی است که انسان دیگر نتواند مانند گذشته زندگی کند و حال و شرایط طبیعی خودش را داشته باشد.

اینجاست که اهمیت روش درمان کنگره ۶۰ برای من مشخص می‌شود. کنگره به ما یاد داد که برای درمان اعتیاد باید صورت مسئله را به‌درستی بشناسیم و سپس راه‌حل مناسب آن را پیدا کنیم.

درمان در کنگره فقط به این معنا نیست که مواد را کنار بگذاریم؛ بلکه باید جسمی که در اثر سال‌ها مصرف آسیب دیده است، فرصت بازسازی پیدا کند. در کنار جسم، باید روی جهان‌بینی و تفکر خودمان هم کار کنیم تا بتوانیم به یک زندگی سالم و متعادل برگردیم.

به نظر من یکی از زیباترین نکاتی که در کنگره یاد می‌گیریم این است که دیگر دنبال مقصر نمی‌گردیم. نه خانواده را مقصر می‌دانیم، نه جامعه را و نه شخص دیگری را. مسئولیت درمان خودمان را می‌پذیریم و قدم‌به‌قدم حرکت می‌کنیم.

خدا را شکر که کنگره ۶۰ راه و روش اصولی درمان اعتیاد را پیدا کرده است و این فرصت را در اختیار ما قرار داده که بتوانیم به زندگی سالم برگردیم.

اگر من به درمان نمی‌رسم، باید ابتدا به خودم نگاه کنم و ببینم کجای مسیر را درست طی نکرده‌ام. چون راه مشخص است؛ آموزش وجود دارد، راهنما وجود دارد و تجربه کسانی که این مسیر را طی کرده‌اند در اختیار ما قرار گرفته است.

من امروز اگر اینجا هستم، به خاطر این است که گذشته خودم را فراموش نکنم و بدانم چه مسیری را طی کرده‌ام. «صورت مسئله اعتیاد» به من یادآوری می‌کند که برای حل یک مشکل، اول باید آن را درست بشناسم.

در پایان از آقای مهندس دژاکام و تمام خدمتگزاران کنگره ۶۰ تشکر می‌کنم که این راه را برای ما باز کردند تا بتوانیم دوباره طعم آرامش، تعادل و زندگی سالم را تجربه کنیم.

ممنون که به صحبت‌های من گوش دادید.

تایپ، درج و ارسال: مسافر مهدی، رهجوی لژیون نهم 

عکس: مسافر علی، مرزبان خبری 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...