دهمین جلسه از دوره چهاردهم کارگاههای آموزشی خصوصی ویژه همسفران نمایندگی حافظ به استادی پهلوان همسفر خندان، نگهبانی راهنما همسفر ربابه و دبیری همسفر مهناز با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» روز سهشنبه ۷ مهر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
هنگامی که متوجه اعتیاد در زندگی خود شدم چند ساعت بعد از زندگی مشترک ما بود و از همان زمان چیزی در قلب من سنگینی میکرد و به هر دری که تصور کنید زدم؛ NGOهای مختلف، کلینیکهای به ظاهر ترک اعتیاد، روشهایURD را امتحان کردیم و در نهایت متوجه شیشه در زندگی خود شدم.
برای من شیشه آخر خط بود و حس کردم که باید عزم خود را جزم کنم و در نهایت متوسل به متخصصان اعصاب و روان شدم و برای اولین قدم در این مسیر، رفتن پیش مشاوران، روانپزشکان و روانکاوان بود و در نهایت به متخصصان اعصاب، روان و به DUR رسیدیم به جایی رسیدم که متوجه شدم مسافرم دیگر مرا و همچنین دخترمان را نمیشناسد به دلیل شوکی که به او وارد شده بود و آنجا با نهایت استیضاح و درماندگی به یاد صحبت بزرگترها افتادم که گفته بودند، خدا زمانی که درد را میدهد درمان را نیز در ادامه خواهد داد؛ اما با خود زمزمه میکردم این چه دردی است که درمانی برایش نیست! ما که همه راهها را رفتیم؛ اما نشد و در نهایت ناامیدی در گوگل بچه به بغل نزدیک غروب، تایپ کردم آیا واقعاً اعتیاد درمان دارد؟
اکنون که به گذشته نگاه میکنم با خود میگویم چرا کلمه درمان را تایپ کردم؟ چرا تایپ نکردم ترک؟ و این را جز رحمت و لطف خدا نمیبینم و آن لحظه سایت کنگره۶۰ بالا آمد و گویی من وارد دنیای پر از نور شدم و از آن لحظه که وارد آن مکان شدم تا زمانی که اجازه ورود و پایین آمدن از پلههای یک شعبه به من داده شد ۷ سال طول کشید و زمانی که وارد شدم اولین چیزی که توجهم را جلب کرد حال همسفران خوب آن شعبه بود که در آنجا نشسته بودند و از همه آنها میپرسیدم شما واقعاً در خانه خود مصرف کننده دارید؟ چرا در این مکان خوشحال هستید؟ چرا سفید پوشیدید؟ چرا مثل من گریه نمیکنید؟ زیرا این دردی است که درمان ندارد.
بسیار زود با انرژی و کلام خود و همچنین با دیدن مسافرانی که هر هفته تولد و رهایی خود را جشن میگرفتند و با خانواده خود در پارک طالقانی به سمت جایگاه رهایی حرکت میکردند به من امید را هدیه دادند و در آن زمان بود که متوجه شدم، کلام بزرگترها درست بوده است، زمانی که خداوند دردی را میدهد مطمئنا درمان را نیز خواهد داد؛ اما بسیار زمان برد که متوجه شوم آن مسیرهایی که پیش از ورود به جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ امتحان کرده بودیم دو موضوع را در نظر نمیگرفت؛ اولین موضوع این بود که فرد معتاد مسموم نیست و اعتیاد مسمومیت نیست و همچنین فرد مصرف کننده در یک شب معتاد نشده است که بخواهد در یک شب به سلامتی برگردد و این دو موضوع به ظاهر آسان و پیش پاافتاده و در اصل بسیار پیچیده که توسط کاشف متد DST توسط بنیان کنگره۶۰ دانشمند بزرگ زمان کشف شد و به فرمایش ایشان معما چون حل شود آسان شود.
احساس میکنم کشف و رسیدن به این مسئله، مانند یک شابلون و یک قالب فولادین است که بر هر مشکلی بگذارید آن مشکل را حل میکند، مشکل اعتیاد که بزرگترین تاریکی و بزرگترین بیماری در این هستی است توسط آقای مهندس حسین دژاکام که با دانش ایشان صورت مسئله اعتیاد و درمان اعتیاد بسیار به آسانی حل شد و همچنین مشکل اضافه وزن و درمان سیگار با همین روش حل شد. آقای مهندس حسین دژاکام به عنوان اولین بار و همچنین اولین قدم به دنیای دانشگاه و جهان علم مقاله خود را در مقالهای تحت عنوان «صورت مسئله اعتیاد» به دانشگاه علوم پزشکی سیستان و بلوچستان در سال ۱۳۷۸ ارائه کردند و امروز بعد از ۲۸ سال به لطف تدبیر و راهنماییهای ایشان و همچنین درایت و همراهی تکتک عزیزان که درست سفر کردند و حال خوش را تنها برای خودشان نخواستند تصمیم گرفتند که به دیگرانی که در بیرون از کنگره۶۰ هستند نیز کمک کنند.
آوازه علم ایشان سر از کنگرههای آمریکا درآورده است و امیدوار هستم که بهزودی عضو انجمن بینالملل دانشمندان سلول بنیادی شوند و بتوانند دریچه جدید را به روی درمان بیماریها بگشایند. آقای مهندس حسین دژاکام همواره میفرمایند؛ من در این مسیر تنها نبودم و بسیاری از انسانها نیز به من کمک کردند و مطمئناً این از لطف و بزرگواری ایشان است به دلیل اینکه علم و نیروی متخصص نیز از ایشان است، من تنها از یک جنبه میتوانم کمک کنم و در این مسیر سهیم باشم نه تنها به پاس سپاسگزاری بابت این اتفاق که برای خودم افتاده، اگرچه مسافرم درمان شده باشد یا نه؛ زیرا به محض ورود شک نداشتم که خواستهام را دریافت خواهم کرد؛ بلکه به این دلیل که بتوانم قطرهای قدم بردارم در مسیری که این پیام رهایی را به دردمندان برسانم تا بدانند این درد بزرگ، درمان دارد و این مسیر همان بخشش مالی است. امیدوار هستم با همه توان این مسیر را امتحان کنیم و قدم در این مسیر بگذاریم تا انشاالله اجازه حرکت در درون نیز به ما داده شود.
اهدای لوح تقدیر لژیون سردار


مرزبانان کشیک: همسفر مبینا و مسافر شاهرخ
تایپیست: همسفر ملیحه رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون هشتم)
عکاس: راهنمای تازه واردین همسفر فرحناز
ارسال: همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی حافظ
- تعداد بازدید از این مطلب :
281