لطفاً به رسم کنگره، خودتان را معرفی بفرمایید.
سلام دوستان مجتبی هستم یک مسافر، با ۱۹ سال تخریب وارد کنگره شدم، آخرین آنتیایکس من متادون و گل بود مدت ۱۲ ماه و دو روز سفر کردم، با راهنمایی آقای احمدرضا، حدود دو سال و ۹ ماه و ۲۱ روز است که آزاد و رها شدهام، یک سفر سیگار هم داشتم؛ دو سال و چهار ماه و ۲۱ روز رهایی با آقا فرزاد
چه جایگاه خدمتی را در کنگره ۶۰ تجربه کردهاید؟
بنده در ابتدا در کنگره ۶۰ در قسمت سایت خدمت کردم؛ خدمت در سایت هم به واسطهٔ آقای مهدی راد انجام شد، مدت یک سال و نیم در سایت خدمت کردم و بعد از یک سال به قسمت اوتی رفتم. برای بنده باعث افتخار است که در هر قسمتی که کار کردم، مسئولیت آن قسمت را هم به بنده پیشنهاد کردند که به دلایلی نپذیرفتم، مثلا دبیر، نگهبان، مرزبان پارک بودهام و عضو لژیون سردار هم هستم از همان ابتدای سفر اول، افتخار سرداری را دارم.
شما با توجه به اینکه عنوان سرداری را در کنگره ۶۰ دارید، چه تأثیری در زندگی شخصی شما داشته است؟ آیا واقعاً به صورت محسوس تأثیر داشته است؟
بله واقعاً تأثیرات زیادی در زندگی دارد. اولاً من یاد گرفتم که به این دید نگاه نکنم که چیزی بدهم و چیزی پس بگیرم؛ این طرز فکر نمیتواند خوشایند باشد، البته در اوایل سفرم چنین طرز فکر و نگرشی داشتم؛ برای مثال، من میدیدم که شخصی وضع مالیاش خیلی خوب شده، دنور یا پهلوان شده، با خودم تصور میکردم اولاً وضع ایشان خوب است و میتواند تزریق مالی کند؛ چون اگر وضعیت مالیاش خوب نبود، نمیتوانست چنین کاری انجام دهد؛ پس حتماً وضع مالیاش خوب است که توانسته ۵۰ یا ۵۰۰ میلیون را پرداخت کند؛ اما بعد دیدم که نه به این صورت نمیتواند باشد، افرادی که پهلوان یا دنور شدهاند، آنها هم گرههایی در زندگی خود داشتهاند؛ چه مالی، چه غیر مالی، با هزاران مشکل میآمدند، چنین پولهایی را پرداخت میکردند و موضوع جالبتری که برای من به وجود آمد این بود که هر بار پول میدادند، برکت در زندگیشان سرازیر میشد؛ به نوعی داد و ستد انجام میدادند؛ پس دربارهٔ این موضوع نتیجه میگیریم که آدم اگر بخواهد چیزی بدهد و انتظار داشته باشد که متقابلا پس بگیرد، دیدگاه غلطی است و ارزش معنویاش پایین میآید.
.JPG)
نحوهٔ آشنایی شما با کنگره ۶۰ چگونه بوده است؟
من دو بار سابقهٔ کمپ هم داشتهام، عملاً کنگره ۶۰ را نمیشناختم جالب است بدانید که آخرین باری که در کمپ بودم، یک دوستی آنجا اولین تلنگر را به من زد و به من گفت: تو اینجا چه کار میکنی؟ همچنین به من گفت: شما تحصیلکردهاید، شما انسان محترم و با شخصیتی هستید پیشنهاد میکنم شما بروید کنگره. جویا شدم و پرسیدم: کنگره ۶۰ کجاست؟ در پاسخ به من گفت: آنجا مکانیست که با استفاده از داروهایی که تجویز میشود، میتوانید به راحتی درمان شوید. در آن لحظه، آن دوست پیشزمینهای از کنگره ۶۰ برای من مهیا کرد که در آنجا انسانهای با شخصیت، محترم، تحصیلکرده و با علم روز هستند و پیشنهاد میکنم شما بروید آنجا بعد از گذشت یک یا دو سال، یکی از همکاران بنده که یکی از بستگانشان در کنگره ۶۰ رها شده بود، رهایی و تغییراتش را به چشم خود دیده بود ایشان کنگره ۶۰ را به بنده معرفی کرد و گفت: به آنجا برو، حتماً جواب مثبت میگیری و خدا را شکر خودم هم جواب مثبت را با سفر و رهاییام به عینه دیدم
به نظر شما سایت و فضای مجازی چه تأثیری برای معرفی کنگره ۶۰ به افرادی که بیمار هستند دارد؟
به نظر من فقط افراد بیمار نباید کنگره ۶۰ را بشناسند، بلکه همهٔ انسانها باید با کنگره ۶۰ آشنا شوند. مگر همسفرانی که سفر میکنند بیمار بودهاند؟ قطعاً خیر! شاید حتی لب به سیگار هم نزده باشند، ولی انسانها آنقدر گیر و گرفتاری زیاد دارند و کارهای ضد ارزشی در وجود انسانها هست که نیاز دارند با کنگره ۶۰ ارتباط داشته باشند. جدای از بحث درمانی، به فرض مثال: جهانبینی، خداشناسی، خودشناسی؛ خیلی به حضور در کنگره نیاز هست. نکتهٔ جالب این است که در حال بازدید از سایت دیگر شعبات کنگره بودم که موضوع جالبی نظر من را جلب کرد سایت را با راهنمای تازهواردین تشبیه کرد که با فکر کردن زیاد به جذابیت آن پی بردم؛ همانطور که یک راهنمای تازهواردین، یک شخص تازهواردی که آشنایی با کنگره ۶۰ ندارد و برای اولین بار وارد مجموعه میشود را راهنمایی میکند که اصلاً کنگره ۶۰ چیست و چه ضوابط و قوانینی دارد؛ روش کارشان، حرمتها و برنامهاش چیست، سایت و فضای مجازی دقیقاً همین کار را انجام میدهند؛ ولی در مقیاس بزرگتر، حتی در مقیاس جهانی که میتواند کنگره ۶۰ را به راحتی معرفی کند و همیشگی هم میتواند باشد.
نکته! شما در کنگره ۶۰ میتوانید هفتهای سه بار و هر بار ۳ ساعت در کنگره ۶۰ حضور داشته باشید، ولی سایت را میتوانید در طول ۲۴ ساعت، هر لحظه که اراده کنید، چک کنید، باز کنید و به شهرهای مختلف رجوع کنید؛ خبرها و مقالات مختلف را میتوانید بخوانید و یک قدرت بیانتها در این مجموعه وجود دارد.
کلام آخر:
گاهی اوقات که سایت کنگره ۶۰ را چک میکنم، ۱۰۹ هزار دنبالکننده در این صفحه هستند، ولی پستهایی که با زحمت تمام تهیه و بارگذاری میشود، به فرض مثال ۴ هزار پسند میخورد یا نهایت ۵۰۰۰ نفر پسند میکنند بعد آن را با صفحههای دیگر مقایسه میکنم که بسیار بیمحتوا و بیفایده میباشد، یک میلیون دنبالکننده دارند، ۱۰۰ هزار پسند میشود. به نظر بنده میتواند بخشی از کمکاری بچههای کنگره هم باشد. هر شخصی که وارد کنگره میشود و سفر میکند، قطعاً عضوی از خانوادهٔ ۴ نفره یا ۵ نفره میباشد؛ فرض مثال: پدر، مادر، برادر، خواهر، فرزند، همسر را دارا هستند که همهٔ اعضای آن خانواده دارای گوشی و صفحههای مختلفی هستند. اگر اعضای خانوادهها صفحهٔ کنگره ۶۰ را دنبال کنند، قطعاً صفحهٔ کنگره میلیونی خواهد شد و با توجه به قابلیتهای فضای مجازی، بازدید بیشتری برای کمک به بیمارانی که هنوز با کنگره ۶۰ آشنا نیستند یا اطلاعات دقیقتری ندارند، معرفی گردد. آرزو دارم اگر کسی در زندگی شخصی، خانوادگی یا هر مشکلی که دارد، کنگره ۶۰ به آنها معرفی گردد، به طرق مختلف؛ چه از طریق سایت کنگره، اینستاگرام و دوستانشان معرفی گردد تا در اینجا به درمان قطعی برسند؛ دقیقاً مثل افرادی که سفر کردند، رهایی گرفتند و به خیلی از چیزها مثل شخصیت، معنویت، مادیات که از دست رفته بود، برگردانده شود. مقولهٔ ازدواج برای من بسیار سخت بود، ولی از زمانی که با کنگره ۶۰ آشنا شدم، به راحتی با این موضوع کنار آمدم و بدون اغراق و تملق، کنگره بزرگ ۶۰ بنده را احیای مجدد کرد.
عکاس: مسافر بهروز لژیون نهم
تهیه مصاحبه: مسافر حسن لژیون ششم و مسافر سعید لژیون چهارم
ارسال مطلب: مسافر داور
مرزبان خبری: مسافر میلاد
- تعداد بازدید از این مطلب :
253