English Version
This Site Is Available In English

خدمت مالی مختص زمان و مکان خاصی نیست

خدمت مالی مختص زمان و مکان خاصی نیست

جلسه‌ ششم از دوره ششم لژیون سردار همسفران امین قم با استادی پهلوان همسفر خندان، نگهبانی دنور همسفر زهرا و دبیری همسفر بهاره با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» روز دوشنبه ۷ مهرماه ماه ۱۴۰۵ با حضور ایجنت همسفر سمانه ساعت ۱۵ برگزار گردید.

خلاصه سخنان استاد:

بسیار خوشحال هستم که در جمع یاران محبت نمایندگی امین قم حضور دارم. سپاسگزار خداوند هستم که من را مستحق هدایت دانست. از بنیان کنگره‌۶۰، آقای مهندس و خانواده محترمشان بابت تک‌تک آموزش‌ها و تجربه لحظات خوب سپاسگزارم. فرا رسیدن فصل پاییز با نمایش بهترین رنگ‌ها و آغاز سال تحصیلی جدید را تبریک و شادباش عرض می‌کنم. آغاز آموزش با خشت بنای اصلی کنگره‌۶۰ در آغاز سال تحصیلی شروع می‌شود و آن چیزی نیست جز «صورت مسئله اعتیاد». برای اینکه از هر مشکلی عبور کنیم؛ باید صورت مسئله آن را ببینیم و بشنویم و این چیزی بود که من در کنگره‌۶۰ آموزش گرفتم. قبل از کنگره، خندان همیشه دوست داشت، خیلی زود به نتیجه برسد. هر زمان که امر می‌کند، دستور می‌دهد، بدون در نظر گرفتن زمان محقق شود، غافل از اینکه روی زمین زندگی می‌کنم و لازمه زندگی روی زمین برخورداری از زمان است.

قبل از کنگره۶۰ به فرد مصرف‌کننده به چشم مجرم نگاه می‌کردم در کنگره بود که آموزش گرفتم، فرد مصرف کننده بیمار است. قبل از کنگره نگاهم اینطور بود که شخص مصرف می‌کند تا حالش خوب باشد؛ درحالی که مصرف کننده الزاماً حالش خوب نیست و هیچ کسی به اندازه خود فرد مصرف کننده نمی‌خواهد از این دنیای سیاه و بند رها شود؛ اما همه این‌ها در دل این دستور جلسه می‌باشد. آقای مهندس دژاکام فرمودند: «اعتیاد مسمومیت مزمن نیست، اعتیاد جایگزینی مزمن است». یعنی چه؟ یعنی من سیستم شبه افیونی داشته‌ام و درست کار می‌کرد چه زمانی؟ زمانی که ساکن بهشت بودم و عمل سالم انجام می‌دادم و چیزی جز سلاماً سلاما نبود؛ اما زمانی که نقض فرمان کردم، وارد تاریکی‌ها شدم، سیستم خمر ذره ذره به واسطه تاریکی‌ها از تعادل خارج شد. حس کردم حالم خوب نیست به هر دری زدم تا حالم خوب شود. من در جایگاه همسفر درگیر انواع ضد‌ارزش‌ها مثل: قضاوت، غیبت، تجسس، گمان بد، تهمت و سرزنش شدم. مسافر سمت ماده‌ای رفت که حال خوب را دریافت کند، غافل از اینکه هر روز که می‌گذشت، هر دو بیشتر از قبل در تاریکی که به وجود آمده است، غرق می‌شدیم. اگر مسمومیت بود به فرمایش آقای مهندس در کتاب چهارده مقاله بایستی با یک پیاله ترشی و نصف لیوان آبلیمو مسئله حل می‌شد و فرد به حال خوش و تعادل لازم می‌رسید؛ پس چیست که علارغم متادون درمانی، UROD ،URD، روش‌های سقوط آزاد که برای مسافرم تجربه داشته‌ام به محض برگشتن به منزل بلافاصله سراغ مواد رفتند و مصرف کردند.

آقای مهندس به زیبایی دلیل را شکافتند، در روش‌های ترک نه زمان را در نظر می‌گرفتیم و نه داروی مناسبی داشت، خرابی را که در طی سالها رخ داده بود، می‌خواستیم با امر و دستور در طول سه روز، یک هفته یا بیست روز از بین ببریم و همه چیز به حالت قبل برگردد، این نتیجه تخریب‌های بیشتر و حال خرابی‌های فراوان می‌شد. به لطف آقای مهندس دژاکام مسئله جایگزینی مطرح شد، بیان شد که مواد مخدر بیرونی جایگزین مواد مخدر درونی بدن من شده است. اگر بخواهم سیستم خمر من مانند دوران گذشته که کار می‌کرد، دوباره راه‌اندازی شود؛ باید ذره ذره مواد بیرونی را کم کنم و داروی مناسب به بدن برسانم و به جسم زمان بدهم؛ بایستی دانش و آگاهی کسب کنم تا تاریکی از جسم بیرون برود. چیزی که برای مسافر اتفاق می‌افتد به کمک دارو در سه ضلع جسم، روان و جهان‌بینی است که در سفر اول جسم به درمان می‌رسد و برای من همسفر به کمک آموزش‌های جهان‌بینی بدون دارو است.

زمانی که صوت خوب، حس خوب، علم راستین و نور درست جایگزین صوت ناسالم، حس ناسالم و علم نادرست که حتی شک و شبه دارد شود، ذره ذره حال همسفر، حال خندان از آن وضعیت بغرنج و بد کم کم رو به بهبود می‌رود و این نیازمند مداومت و استقامت می‌باشد، یعنی آموزش باید مداوم اتفاق بیفتد و زمان را هم باید در نظر گرفت، هم تکرار و پیوستگی وجود داشته باشد؛ چرا؟ چون من  هم در طول یک هفته دو هفته حالم بد نشده است که با ده‌تا سی‌دی، دوتا سی دی و چهل سی‌دی بخواهد حالم خوب شود. کنگره‌‌۶۰ معتقد است که انسان صور آشکار و صور پنهان دارد؛ باید حرکتی هم در صور پنهان او اتفاق بیفتد. حرکت من باید عمقی و درونی شود و این به چه شکل اتفاق می‌افتد؟ اینکه من در صور آشکار قدمی بردارم که در کنگره۶۰ از آن قدم به عنوان خدمت نام برده می‌شود. در وهله اول سر ساعت حضور داشته باشم، این نوعی خدمت محسوب می‌شود، خدمت و احترام به خود در ادامه مشارکت کنم، اعلام سفر کنم تا ان‌شاءالله مدت‌ها بعد خدمت‌های کوچک مانند: میکروفون گردان، مهماندار و نگهبان نظم را ذره ذره بگیرم تا برسم به جایی که بتوانم دست در جیب کنم و پولی را از مال خود، زمان خود و انرژی که داده‌ام و تبدیل به پول شده است در سبد قانون یازدهم بیندازم. کمی جلوتر که رفتم دیگر این هم من را اغنا نمی‌کند، دوست دارم قدم دیگری بردارم‌.

در جلسه به بچه‌ها نگاه می‌کردم، یاد فرزندان خودم افتادم، زمانی که کوچکتر بودند، معمولاً پدر مادر ذوق می‌کنند که ببینند، فرزندشان قد می‌کشد یا دست بچه به دستگیره اتاق می‌رسد یا در نوک پای خود می‌ایستد و چیزی را از روی قفسه برمی‌دارد و زمین می‌اندازد. پدر و مادر ذوق می‌کنند، چرا ذوق می‌کنند؟ چون فرزند خود را تواناتر از روز قبل می‌بینند حس می‌کنند بزرگ‌تر شده دست و پایش جان دارد. من حس می‌کنم موضوع خدمت در کنگره‌۶۰ دقیقاً همین است. خندان همان کودک است و کنگره‌۶۰ خدمت‌هایی که به خندان می‌دهد، همان جانی‌ است که به من می‌بخشد، قدرت و قوت‌هایی که با تشویق انجام می‌دهد و حس‌هایی که به خندان بر می‌گردد به او هدیه می‌دهد، باعث رشد و بزرگ شدنش می‌شود.

اهمیت بخشش مالی از چند نظر است: یک اینکه ما در کره زمین زندگی می‌کنیم و مهمترین دارایی ما زمان می‌باشد. دوم، خدمت مالی مختص زمان و مکان خاصی نیست، زمانی که نگهبان و یا استاد جلسه هستم از زمانی تا زمان دیگر خدمت من مشخص است؛ اما زمانی که پولی در سبد می‌اندازم، مشخص نیست پول کجا می‌چرخد و زمانی که عضو لژیون سردار می‌شوم، وقتی نشانی در بی نشانی را تجربه می‌کنم، مشخص نیست چراغ کدام خانه‌ای با خدمت من روشن خواهد شد، برای کدام فرزندی مال من سلامتی پدر و مادر می‌شود، برای کدام خانه‌ای از طلاق به سمت مهر و محبت حرکت اتفاق می‌افتد و برای کدام تشنه‌ای صندلی خواهد شد تا بیاید بنشیند و آموزش بگیرد. به این دلیل بازتاب آن نه تنها در این جهان، بلکه در تمام جهان‌ها و آسمان‌هاست. چیزی که متوجه شدم، واحدی است که اساس هستی می‌باشد بعضی واحدها اساسی هستند مانند: دیده‌بانان که آقای مهندس می‌فرمایند تخصصی و اصلی هستند و تعویض نمی‌شوند، واحد بخشش واحد اصلی و اساسی است، من اگر در طول سفر اول شروع نکنم، برای کسب این واحد و اگر در سفر دوم متوجه این واحد نباشم، سیستم به طور اتوماتیک من را بر می‌گرداند به سر سطر تا متوجه شوم و واحد را پاس کنم. زمانی که واحد بخشش را پاس کردم آن موقع است که رهایی را در آغوش می‌کشم و رهایی سرآغاز برای آزادی است. پیشاپیش رسیدن فصل گلریزان را خدمت تک تک شما تبریک و شادباش عرض می‌کنم و امیدوارم عزیزانی که خواستار ریزش هستند بهترین بهره را از فصل پاییز و بخشندگی ببرند.

تایپیست: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر ثریا (لژیون نهم)
عکاس: همسفر رقیه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال : همسفر بهاره نگهبان سایت
همسفران نمایندگی امین قم

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...