افرادی که میخواهند به درجات بالای معنوی برسند باید سیروسلوک داشته باشند در این مسیر سختیهای بسیاری نیز وجود دارد؛ ولیکن ما واقعاً به کجا میخواهیم برسیم و برای ما قله قاف یا مقام بالای انسانی واقعاً کجاست؟ در کنگره۶۰ به این قله، قله فرمان عقل میگویند. ما در کنگره بر این اعتقاد هستیم که عقل تنها نیست؛ بلکه عقل، عشق و ایمان همواره همراه هم هستند. عدهای عقل را تقسیمبندی کردهاند و در دستههایی همچون عقل کل، عقل جزئی و عقل فعال قرار دادهاند که البته ایرادی ندارد که ما روی آنها تفکر کنیم و ببینیم آیا واقعاً عقل قابل تقسیمبندی است و یا مانند روح تقسیمبندی ندارد؟ دستهبندیهایی همچون روح طیبه و شیطانی غلط است؛ زیرا روح واحد است و از ویژگیهایی است که به ما تفویذ شده است. ما میخواهیم ببینیم که آیا عقل قابل تقسیمبندی است یا نه؟ به اعتقاد بنده عقل قابل تقسیمبندی نیست.
عقل یک عقل کلی است و ما درست نمیدانیم چیست و از مکانیزم آن خبری نداریم و این ما انسانها هستیم که طبقهبندی میشویم و از عقل میتوانیم استفاده کنیم. عقل مانند خورشیدی است که نور میدهد و ما انسانها هرکدام روزنهای در خانههای خود داریم و از آن استفاده میکنیم که هرچه این روزنه بزرگتر باشد نور بیشتری به آن وارد میشود و هرچه این روزنه کوچکتر باشد نور کمتری وارد آن میشود. تمام نکته در این است که ما چگونه میتوانیم به فرمان عقل برسیم. هر انسان در وجود خود دو نیرو یا دو ملک به صورت تمثیل دارد که یکی شر و دیگری خیر است یا میتوانیم بگوییم یکی جن و دیگری روح است که گویی این دو همزاد یکدیگر هستند. یکی دائماً در حال القاء مسائل منفی و فجور است و دیگری دائماً درحال القاء مسائل مثبت و خوب به انسان است و این القاء و الهام دائماً در حال حرکت هستند، بهطوریکه هر انسان مرتب با خود در حال گفتوگو است که کدام را قبول کنم.
این امر مانند این است که دو مشاور در کنار انسان قرار گرفته شده است. این دو مشاور در درون هر انسان همراه او است و اینجا ما هستیم که باید با عقل و آگاهی خود یکی از این دو مورد را انتخاب کنیم و به یکی از آنها عمل کنیم. حال فرمان عقل با تمرین شروع میشود و ما با تمرین به این فرمان عقل نزدیک میشویم. بعضی از انسانها کوچکترین تسلطی بر روی فرمان عقل خود ندارند؛ به طور مثال: فردی از روی عقلانیت میگوید از فردا شب دندانهایم را مسواک میزنم ولی وقت آن که میرسد این کار را نمیکند. پس هر تصمیمی که فرد بر مبناء عقلانیت میگیرد ولی آن را نمیتواند انجام دهد را میگوییم از فرمان عقل برخوردار نیست. کسی میتواند به آن نقطه بالا انسانیت برسد که به فرمان عقل برسد. یعنی آنچه که از روی عقل به او دستور داده میشود را بتواند به اجرا بگذارد و این قضیه در کاهش تدریجی پلهها در درمان هم کاملا مشهود است.
تعدادی از انسانها به فرمان عقل خود عمل میکنند و تعدادی دیگر نه. انسانهایی که به فرمان عقل عمل میکنند، انسانهای خوشبختتری هستند؛ پس قله رفیع انسانیت برای انسانی است که میتواند خواستههای معقول خود را به اجرا بگذارد. من تصور میکنم که اسم اعظم همان فرمان عقل باید باشد و فردی که به فرمان عقل میرسد و از فرامین عقل تبعیت میکند، به قله رفیع انسانیت خواهد رسید. ما زمانی میتوانیم صدای عقل را بشنویم که یک آرامشی در ما برقرار باشد. انسان نه با مدیتیشن، یوگا و نه با هیچ وردی نمیتواند به آرامش برسد مگر با تزکیه. ممکن است مدت کوتاهی با مدیتیشن حال ما خوب باشد ولی این عمقی و ریشهای نیست؛ چون کسی میتواند به آرامش برسد که تزکیه و پالایش داشته باشد. انسانی که در وجود او پر از ناکامی، شکست، منیت، ترس، خودخواهی، دروغ، نیرنگ، تزویر، تجسس و فضولی میباشد اصلا نمیتواند صدا و فرمان عقل را بشنود. آرامش تنها یک راه دارد و آنهم تزکیه میباشد. تزکیه یعنی پالایش؛ تزکیه و پالایش هم فقط یک راه دارد و آن رسیدن به آگاهی و دانایی است.
سواد و دانایی با هم فرق دارند؛ زیرا در قضیه سواد، انسان در یک رشته خاص فقط اطلاعات خود را بالا میبرد. دانایی یعنی داشتن اطلاعات در تمام سطوح. انسانهای زیادی هستند که در یک رشته خاص به مدارج بالا دست یافتهاند ولی قادر نیستد که یک خانواده دو نفری را اداره کنند و یا قادر نیستند که یک ارتباط صمیمانه و دوستانه یا یک ارتباط فامیلی داشته باشند. برای تزکیهکردن باید از ضدارزشها دوری کرد و برای دوری از ضدارزشها فقط باید به دانایی رسید. تمامی ما یک روزی مصرفکننده بودیم و تمامی مصرفکنندگان به خوبی این را درک میکنند که ما آن روز درک و آگاهی لازم را نداشتیم و این جهل باعث شد که بهسوی اعتیاد برویم و امروز که اعتیاد نداریم آن جهل هم از بین رفته است.تمامی ما یک روزی مصرفکننده بودیم و تمامی مصرفکنندگان به خوبی این را درک میکنند که ما آن روز درک و آگاهی لازم را نداشتیم و این جهل باعث شد که بهسوی اعتیاد برویم؛ اما امروز که اعتیاد نداریم آن جهل هم از بین رفته است.
منبع: سیدی «عقل»
رابط خبری: همسفر مائده رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون ششم)
نویسنده: همسفر خدیجه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون ششم)
عکاس: همسفر نازیلا رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر خدیجه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون ششم) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی وحید
- تعداد بازدید از این مطلب :
138