English Version
This Site Is Available In English

تعادل جسم؛ آغاز رهایی

تعادل جسم؛ آغاز رهایی

یازدهمین جلسه از دور سیزدهم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60 نمایندگی بیرجند، ویژه مسافران با استادی راهنمای محترم مسافر ابوالفضل، نگهبانی مسافر جواد و دبیری مسافر رضا با دستور جلسه" صورت مسئله اعتیاد" در روز سه شنبه 7 مهرماه 1405 راس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

ابتدا خداوند را شکر می‌کنم که در این جایگاه قرار دارم. امروز به این فکر می‌کردم که اگر درمان نمی‌شدم، اکنون کجا بودم؟ نهایت کارم این بود که در کنار رفقایم در حال مصرف مواد بودم. خداوند را شکر می‌کنم و از درگاهش سپاسگزارم. همچنین از جناب مهندس، راهنمای خودم، لژیون مرزبانی و ایجنت محترم  تشکر می‌کنم که من را لایق دانستند و امروز این جایگاه خدمت را به من سپردند.

موضوعی وجود دارد که معمولاً محققان با آن سروکار دارند. معمولاً باید مشکلی به وجود بیاید و مشکلات زیاد شوند تا یک محقق یا یک دانشمند، که خودش آن مسیر را تجربه کرده است، برای حل آن مشکل، مسئله‌ای را مطرح کند. تا زمانی که مشکلی وجود نداشته باشد، صورت‌مسئله‌ای نیز ایجاد نمی‌شود. در این میان ممکن است مسائل زیادی مطرح شوند، اما همه آن‌ها الزاماً به صورت‌مسئله تبدیل نمی‌شوند.

بین «مشکل»، «مسئله» و «صورت‌مسئله» تفاوت وجود دارد.

مشکل، همان‌طور که از نامش مشخص است، پر از مجهولات و ناشناخته‌هاست و ابتدا و انتهای مشخصی ندارد. هر مشکلی را که در نظر بگیرید، همین‌گونه است. برای مثال، اگر من مشکل مالی داشته باشم و بخواهم به این مشکل فکر کنم، ابتدا و انتهای مشخصی برای آن ندارم. مشکل، هر روز وجود دارد و هر روز تکرار می‌شود؛ حتی ممکن است هر لحظه تکرار شود.

مشکل زمانی که وجود دارد، هدف مشخصی ندارد. یعنی من در میان مشکلات غرق هستم، اما هدف مشخصی ندارم و به دنبال هدف خاصی نیز نیستم.

اما آن انسان محقق و دانشمند، زمانی که می‌خواهد یک مشکل را حل کند، برای آن یک «مسئله» تعریف می‌کند. خاصیت مسئله چیست؟ خاصیت مسئله این است که ابتدا و انتهای مشخصی دارد. مسئله باید مجهول را به معلوم تبدیل کند؛ در غیر این صورت، صورت‌مسئله شکل نمی‌گیرد. در مورد اعتیاد نیز همین داستان اتفاق افتاد. زمانی که آقای مهندس در یک NGO، یک سال از درمان خود را پشت سر گذاشته بودند، با شرح حالی که خود ایشان داشتند و همچنین شرح حالی که من خودم تجربه و درک کردم، موضوع اعتیاد را به‌گونه‌ای مطرح کردند که دقیقاً آنچه می‌گویم، سلول به سلول آن را درک کرده‌ام.

تعریفی که در آن زمان از اعتیاد ارائه می‌شد، این بود که اعتیاد یک بیماری است. بیماری خودش یک مشکل است و تعریف مشخصی ندارد؛ بیماری پر از مجهولات است. بعد گفته می‌شد کسی که بیمار است، هر حرکتی که از او سر بزند، ایرادی ندارد. از زاویه آن نگاه، شاید این تعریف درست به نظر می‌رسید، اما از زاویه نگاه ما و از زاویه دید یک محقق، مانند آقای مهندس، این تعریف همچنان یک مجهول و یک «ایکس» است؛ یعنی یک مشکل است، مشکلی که درون خودش مشکلات زیادی دارد.

گفته می‌شد که اعتیاد یک بیماری است و در عین حال مرموز نیز هست. مرموز یعنی چه؟ یعنی این بیماری به ما چسبیده است و هیچ‌وقت ما را رها نمی‌کند. بنابراین دوباره یک مشکل به مشکل قبلی اضافه می‌شد. این بیماری مرموز همیشه همراه اوست. مشکل عمده این بود که بررسی می‌کردند ما در کودکی چه شرایطی داشته‌ایم؛ مثلاً بیش‌فعال بوده‌ایم، با فلان شخص درگیری داشته‌ایم یا رفتار خاصی از ما سر زده است و بعد نتیجه می‌گرفتند که اعتیاد از همان ابتدا درون ما وجود داشته است. یعنی یک بیماری مرموز که به ما چسبیده است.

بعد گفته می‌شد این بیماری «پیش‌رونده» نیز هست. یعنی فرد ممکن است بیست سال، پنجاه سال یا حتی مدت بیشتری هیچ دارویی مصرف نکرده باشد و حتی یک استامینوفن هم نخورده باشد، اما همچنان گفته شود که بیماری او در حال پیشرفت است.

من خودم نزدیک به سه سال تجربه کردم که حتی یک استامینوفن هم نخوردم، اما گفته می‌شد همان‌گونه که بیماری رشد می‌کند، تو هم رشد می‌کنی و همان‌گونه که تو رشد می‌کنی، بیماری نیز رشد می‌کند. یعنی بیماری تمام‌شدنی نیست، همیشه همراه توست و تو همیشه یک فرد بیمار هستی. آقای مهندس تمام این مشکلات را مورد بررسی قرار دادند و حالا می‌خواستند یک تعریف دقیق برای اعتیاد ارائه کنند؛ تعریفی که بتواند ما را از مجهول به معلوم برساند.

این تعریف باید به‌گونه‌ای باشد که وقتی یک نفر یک ماه وارد درمان می‌شود، بتواند به‌راحتی بخوابد و دیگر درد پا نداشته باشد. بیماری نباید مرموز و پیش‌رونده باشد. همچنین بعد از یک سال یا دو سال، فرد باید حتی فراموش کند که زمانی مصرف کننده بوده است یا نبوده است. من خودم اکنون چنین شرایطی دارم. اکنون احساس می‌کنم در یک بُعد دیگر زندگی می‌کنم. اصلاً و ابداً برای من این موضوع وجود ندارد که بخواهم بدانم قبلاً مصرف کننده بوده‌ام یا نه و واژه «اعتیاد» را با خودم همراه کنم.

برای این صورت‌مسئله، سه محور یا یک مثلث معرفی می‌شود و گفته می‌شود کسی که می‌خواهد به درمان برسد، باید جسم، روان و جهان‌بینی‌اش به تعادل برسد. در ابتدا، مهم‌ترین مؤلفه، جسم است؛ مؤلفه‌ای که اتفاقاً هیچ‌کس آن را قبول نمی‌کند و حتی پزشکان نیز در حال حاضر آن را به این شکل قبول ندارند.

ماشینی که بنزین ندارد، حرکت نمی‌کند. انسانی هم که جسمش به تعادل نرسیده باشد، نمی‌تواند عملکرد درستی داشته باشد. زمانی که خمار بودیم، چه کار می‌کردیم؟ همه‌چیز را به هم می‌ریختیم. بنابراین جسم باید به مرحله‌ای برسد که خودش مواد مخدر درونی را تولید کند.

حتی روان‌شناسان نیز هنوز این موضوع را به‌طور کامل قبول ندارند، اما من که به درمان رسیده‌ام، معنای آن را با تمام وجود درک می‌کنم. وقتی صحبت از نشئگی و مواد مخدر درونی می‌شود، من می‌فهمم که نشئه بودن یعنی چه؛ یعنی این مواد مخدر درونی باید همیشه وجود داشته باشند.

در کنار جسم، جهان‌بینی نیز اهمیت دارد. جهان‌بینی به ما می‌آموزد که رفتارهای گذشته را کنار بگذاریم و فراموش کنیم و منظم شویم. آنچه در جهان‌بینی اهمیت دارد و آنچه ما در جهان‌بینی انجام می‌دهیم، باعث می‌شود مواد مخدر درونی ما ترشح شود.

حتی بدون سیم هم، همسفران ما بیمار شده‌اند؛ بدون اینکه سیمی وجود داشته باشد. این موضوع نشان می‌دهد که وقتی جسم و جهان‌بینی به تعادل برسند، روان نیز به اعتدال خودش می‌رسد.

بار دیگر از جناب مهندس دژاکام تشکر می‌کنم. زمان نشان خواهد داد که معجزه‌ای که ایشان انجام داده‌اند و از عظمت آن با کلمات نمی‌توان سخن گفت، چه تأثیری در زندگی انسان‌ها داشته است. شاید امروز برای همه قابل درک نباشد، اما ان‌شاءالله زمان آن را نشان خواهد داد. زمان، اعداد و ارقام انسان‌هایی را که به درمان رسیده‌اند، بیشتر و بیشتر خواهد کرد و حقیقت، ان‌شاءالله روزی کاملاً روشن خواهد شد.

از همه شما که به صحبت های من گوش دادید، سپاسگزارم.

در ادامه، راهنمای محترم مسافر مرتضی توسط ایجنت محترم نمایندگی بیرجند به عنوان راهنمای لژیون سوم ویلیام پارک کاجستان معرفی شدند. 

برای ایشان در مسیر خدمت و آموزش، آرزوی توفیق و سربلندی داریم.

مرزبان خبری: مسافر جلیل
صوت: مسافر حسین لژیون دوم
ضبط و تایپ: مسافر محسن لژیون سوم
عکاس: مسافران فرشید لژیون سوم و جمال لژیون ششم
ارسال خبر: مسافر حسین لژیون دوم

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...