English Version
This Site Is Available In English

همان‌جا به دلم نشست که راهِ درمان همین‌جاست.

همان‌جا به دلم نشست که راهِ درمان همین‌جاست.

جلسه سیزدهم از دوره چهلم کارگاهای آموزشی خوصی کنگره60 با استادی مسافر هوشنگ ونگهبانی مسافر حسین دبیری مسافر مجید با دستور جلسه (صورت مسله اعتیاد) در روز سه شنبه مورخ 1405/07/07 غاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد :
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که اجازه ورودم به کنگره صادر شد از جناب مهندس و خانواده محترمشان تشکر می کنم ازراهنمای عزیزم آقا محسن، آقا فیروز راهنمای تازه‌واردین، ایجنت محترم، راهنمایان و مسافرانی که در جلسه حضور دارند، تشکر می‌کنم.


حرف‌های من نه کتابی است و نه رسمی؛ از دلِ تجربه‌ی خودم می‌گویم. در مورد موضوع دستو جلسه امروز صورت مسئله اعتیاد هر سال در اول مهر با شروع مدارس با تفکر آقای مهندس دستور جلسه  صور ت مسئله اعتیاد می باشد، به دلیل اینکه پایه وریشه درمان اعتیاد همین صورت مسئله اعتیاد می باشد که در سال 1377در دانشگاه سیستان وبلوچستان آقای مهندس مطرح نمودند که بیماری اعتیاد چقدر روی جسم، روان وجهان بینی تاثیر منفی می گذارد و ما در کنگره آموزش می گیریم که چگونه مثلث اعتیاد را درمان کنیم . 
من از سن کم با مواد آشنا شدم و در نهایت مصرف‌کننده شدم. هفت سال در مجموعه‌ای دیگر بودم و مدام خدمت انجام می دادم؛ راهنما داشتم و هر کجا مصرف‌کننده‌ای می‌دیدم، باید شب می‌رفتم و اقرار می‌کردم. با این حال، همیشه خمار بودم، جسم سالمی نداشتم و در خانه مدام درگیر مقایسه و قضاوت بودم. آنجا می‌گفتند «بسپار به خدا و بخواب»، اما در کنگره و وادی چهارم یاد گرفتم مسئولیتِ درمان با خودِ من است. بعد از آن هم چهار سال در چرخه‌ی مصرف و عذاب غرق شدم و هر روز با حالی آشفته بیدار می‌شدم.


تا اینکه یکی از همسایگان مرا به کنگره ۶۰ آورد. آقا فیروز خیلی باحوصله با من صحبت کرد و همان‌جا به دلم نشست که راهِ درمان همین‌جاست. آن دوستی که با من آمده بود دیگر نیامد، اما من آمدم و ماندم. در ۱۱ ماه سفر اول، سی‌دی‌ها را دقیق نوشتم و شربت OT را سرِ ساعت مصرف کردم؛ یاد گرفتم که در سفر نباید  کرد، بلکه باید یک‌نفس و تا آخرِ خط آمد.
در طول سفر اولم مشکلات زیادی مثل شکایتِ کارگرم پیش آمد، اما قرار نبود این مسائل مرا از «سفر» و هدفم دور کند. یک بار به خاطر مشغله کاری ۱۵ روز از جلسات دور شدم؛ بلافاصله دیدم آن انرژی و حالِ خوش را ندارم و حالم رو به خرابی می‌رود؛ پس سریع برگشتم و خدمت گرفتم.
من ۲۰ سال از عمرم را در تاریکی خراب کردم و حالا می‌خواهم حداقل ۵ سال در این بستر بمانم و جبران کنم. هدفم مشخص است؛ می‌خواهم با توفیقِ خداوند در آزمون شرکت کنم و شالِ راهنمایی بگیرم تا بتوانم دستِ مسافرانِ دیگر را بگیرم. هر بار که به این جلسات می‌آیم، چنان انرژی و جانی می‌گیرم که تمامِ وجودم مملو از امید می‌شود.
از سکوت و صبوری‌تان برای شنیدن حرف‌هایم سپاسگزارم.


عکس : مسافر محمدرضا لژیون ۱۹

تهیه و تایپ: مسافر امیر لژیون 6

تنظیم و ارسال: مسافر حسین  لژیون 2

سایت نمایندگی خواجو

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...