جلسه هفتم ازدوره سیزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره 60 نمایندگی قوچان با نگهبانی مسافر جلیل، دبیری مسافر رضا و استادی مسافرعلی حسن با دستور جلسه « صورت مسئله اعتیاد » سه شنبه 7 مهر 1405 ساعت 17 شروع به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان علی حسن هستم یک مسافر

خداوند را شاکرم که در این روزِ پرانرژی، توفیق خدمتگزاری در این جایگاه نصیبم شد. از ایجنت محترم، گروه مرزبانی و راهنمایان عزیزم، آقا مرتضی و آقا ولی که چراغ راه من در مسیر درمان بودند و فرصت خدمت را به من هدیه دادند، کمال تشکر را دارم.عزیزان، همهی ما به خوبی میدانیم که در کنگره ۶۰، انرژی حرف اول را میزند. انرژی در کف دستان شماست؛ هرچه محکمتر و پرشورتر این انرژی را به چرخش درآورید، حالِ امروزمون پربارتر خواهد بود. میخواهم بخشی از سفرم را برایتان بازگو کنم. روزی که برای اولین بار وارد نمایندگی شیروان شدم، نگاه من به کنگره تنها یک عنوان "تماشاچی" بود. من با هفت ماه سابقه "ترک" وارد کنگره شدم؛ اما چه ترکی؟ ترکی که تنها ظاهری بود. حالِ من اصلاً خوب نبود. آن هفت ماه برای من مثل این بود که توپی را با فشار زیر آب نگه داشته باشم؛ هر لحظه منتظر بودم که این توپ با کوچکترین لغزش یا کوچکترین اشتباه به شدت رها شود وبه بیرون پرتاب شود. مدام در وجودم ترس، اضطراب داشتم وخیلی گوشهگیری بودم. از دیدن ابزار و رفیق مصرف میترسیدم، از حضور در جمع فراری بودم و همیشه نفر آخر بودم که در مجالس شرکت میکردم. وقتی در کنگره 60 جلسات نشستم و صحبت از «صورتمسئله اعتیاد» به میان آمد، گویی جرقهای در من زده شد. تازه آنجا بود که فهمیدم من "درمان" نشده بودم، بلکه فقط مواد را قطع کرده بودم و این یعنی یک خلاء بزرگ در وجود من. آنجا بود که با آموزهای آقای مهندس دژاکام (که خداوند عمر با عزت به ایشان عطا فرماید) متوجه شدم که اعتیاد، مسمومیت نیست؛ بلکه یک بیماریِ جایگزینیِ مزمن است.
آقای مهندس، برای اولین بار در جهان، این گره کور را باز کردند و به ما فهماندند که مواد مخدر بیرونی، جایگزین مواد درونی بدن شده است و سیستم ایکس من تخریب شده بودو با روش ابداعی ایشان DST وآموزش جهانبینی و اصلاحِ جسم و روان ،آرامآرام شروع به بازسازی این سیستم کردم. امروز خوشحالم که بگویم سیستم ایکس من به لطفِ حرکت در صراط مستقیم و فرمانبرداری از راهنما، به بهترین شکل در حال تولید مواد شبهافیونی است. دیگر آن استرسها و ترسهای گذشته وجود ندارد. کنگره ۶۰ نه تنها اعتیاد مرا درمان کرد، بلکه مرا از یک آدم گوشهگیر و منزوی، به فردی تبدیل کرد که حالا با اشتیاق در جامعه حضور دارد، از خدمت کردن لذت میبرد و دوست دارم نفر اول باشم تا آموزش بگیرد. پیام من به سفر اولیهای عزیز این است: اگر گوش به فرمانِ راهنما باشید و آموزشها را کاربردی کنید، بهزودی به آن آرامش و تعادلی که حقِ هر انسانی است خواهید رسید. بیایید با هم دعا کنیم که روزی برسد که در شهر ما، در ایران و در سراسر جهان، پروندهی اعتیاد بسته شود و صندلیهای کنگره خالی از حضور مسافرانِ دردمند باشد، به این معنا که همه به درمان قطعی رسیده باشند. از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، سپاسگزارم و مشتاقم مشارکتهای شما عزیزان را بشنوم.
ورود به سفر دوم جهان بینی لژیون ششم
.jpg)
تایپ و ویرایش: مسافر رسول لژیون سوم(با استفاده از هوش مصنوعی)
عکاس: مسافر محمد لژیون هفتم
ارسال خبر: سایت نمایندگی قوچان
- تعداد بازدید از این مطلب :
112