English Version
This Site Is Available In English

«شناخت، آغاز درمان است.»

«شناخت، آغاز درمان است.»

دهمین جلسه از دور پانزدهم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی گوجان، با استادی راهنمای محترم مسافر عباس ، نگهبانی راهنمای تازه‌واردین مسافر ابوالقاسم و دبیری مسافر امین ، با دستور جلسه « صورت مسئله اعتیاد »، روز سه‌شنبه مورخ 7 مهر ۱۴۰۵، رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.


خلاصه سخنان استاد:
 سلام دوستان عباس هستم مسافر

در دنیای مادی، وقتی می‌خواهیم کاری را انجام بدهیم، باید صورت مسئله آن کار را کاملاً بشناسیم تا بتوانیم آن را به نتیجه برسانیم.

در مورد اعتیاد، باور خیلی از انسان‌ها در بیرون از کنگره این است که درمان اعتیاد یا همان ترک اعتیاد، یک جور غیرت و اراده می‌خواهد؛ مثلاً ۲۰ روز در خانه بمانی و تحمل کنی تا همه چیز درست شود، یا اگر دردهای اولیه را تحمل کنی، دیگر می‌توانی به زندگی ادامه بدهی و هیچ مشکلی با اعتیاد نداشته باشی. دلیل این دیدگاه این است که شناخت و آگاهی درستی درباره اعتیاد و صورت مسئله آن وجود ندارد.

در سال ۷۶، بعد از اینکه آقای مهندس با روش DST و با نظم دادن به مصرف تریاک، در ماه مبارک رمضان به درمان اعتیاد رسیدند، تصمیم بزرگی گرفتند؛ اینکه کنگره ۶۰ را پایه‌گذاری کنند و این روش را در اختیار انسان‌های دیگر قرار بدهند. از همان ابتدای راه، تمام تجربیات خودشان را مکتوب کردند و با برنامه‌ریزی درست، مطالبی را به وجود آوردند که وقتی ما بعد از سال‌ها این نوشتارها را می‌خوانیم، دقیقاً درون ما را توضیح می‌دهد و به ما می‌گوید از چه راه و روشی می‌توانیم اعتیادمان را درمان کنیم.

در مقاله «صورت مسئله اعتیاد» در سال ۷۶، در دانشگاه زاهدان، دقیقاً اعتیاد را تعریف کردند و صورت مسئله اعتیاد را برای ما باز کردند. فرمودند که اعتیاد یعنی جایگزینی مزمن؛ یعنی جایگزین شدن مواد افیونی بیرون، مثل تریاک، شیشه، الکل، سیگار، حشیش، بنگ و تمام موادی که روی سیستم X بدن تأثیر می‌گذارند، به جای موادی که باید به‌صورت طبیعی در بدن ترشح شوند.

اگر این مواد به‌درستی ترشح شوند، ما در تعادل قرار داریم؛ اما با مصرف مواد مخدر، تمام سیستم‌های بدن ما از تعادل خارج می‌شوند. این یعنی صورت مسئله اعتیاد؛ یعنی اینکه اصلاً اعتیاد چیست و چه اتفاقی در جسم انسان می‌افتد.

وقتی ما علم و آگاهی درستی درباره اعتیاد نداریم، هرکدام از ما درباره شخص مصرف‌کننده یک نظری می‌دهیم؛ می‌گوییم فلانی غیرت ندارد، خانواده درستی ندارد، اراده ندارد و می‌تواند برود و ترک کند. در صورتی که ما، به‌عنوان افرادی که مواد مخدر مصرف نکرده‌ایم، نمی‌توانیم درباره اعتیاد اظهار نظر کنیم، چون درباره صورت مسئله اعتیاد علم و آگاهی درستی نداریم.

اما آقای مهندس در کنگره ۶۰ این مسئله را به‌خوبی برای ما باز کردند که مواد مخدر، جایگزین مواد شیمیایی بدن شده است. بنابراین اگر می‌خواهیم جسم درست شود، باید این عمل معکوس شود.

باید طی مدت حدود ۱۰ تا ۱۱ ماه، با OT یا همان اپیوم تینکچر، جسم را به‌تدریج به تعادل برگردانیم. یعنی موادی که بدن به آن‌ها نیاز دارد، جایگزین موادی شوند که ما مصرف می‌کردیم و بعد با روش DST، آن را به‌تدریج کاهش بدهیم تا بتوانیم بعد از ۱۰ تا ۱۱ ماه، سیستم‌های شبه‌افیونی بدنمان را دوباره راه‌اندازی کنیم؛ همان چشمه‌هایی که از درون خشک کرده بودیم و دیگر کار خودشان را انجام نمی‌دادند.

در کنار صورت مسئله اعتیاد، که ریشه اصلی آن در جسم است، آقای مهندس می‌فرمایند اعتیاد یک بیماری چندبعدی است. ریشه اصلی اعتیاد در جسم است و ابتدا باید جسم درست شود؛ اما در کنار جسم، مثلث درمان را داریم: جسم، روان و جهان‌بینی.

در کنار جسممان که با داروی OT یا همان تریاک در مسیر درمان قرار می‌گیرد، همزمان باید در این ۱۰ تا ۱۱ ماه در کلاس‌های جهان‌بینی شرکت کنیم، در جلسات حضور داشته باشیم و نشریات و کتاب‌های آقای مهندس را مطالعه کنیم تا نگرشمان نسبت به جهان اطرافمان تغییر کند.

باید افکار افیونی که بر اثر مصرف مواد مخدر درون ما شکل گرفته، تغییر کند تا بتوانیم به تعادل برسیم.

در کنار درمان جسم و تغییر نگرش، یک ضلع دیگر هم داریم و آن روان است. وقتی جسم ما به تعادل برسد و نگرشمان تغییر کند، روان ما هم تحت تأثیر این دو، به‌تدریج به تعادل می‌رسد.

وقتی شخصی رفتار ناهنجاری دارد، پرخاش می‌کند یا روان متعادلی ندارد، ریشه آن می‌تواند دو جا باشد؛ یا مواد و سیستم‌های درون جسم درست کار نمی‌کنند و این موضوع خودش را در اختلالات روانی نشان می‌دهد، یا اینکه شخص نگرش اشتباهی نسبت به فرد مقابل دارد. مثلاً احساس می‌کند از او بزرگ‌تر است و می‌تواند به او توهین کند و در نتیجه دچار خشم و توهین نسبت به فرد مقابل می‌شود.

وقتی نگرش من تغییر کند و جسمم هم با درمان درست شود، روان من تحت تأثیر این دو، به تعادل می‌رسد.

بعد از سفر اول، با خدمت کردن، در سفر دوم به‌تدریج و با خواسته خودم، می‌توانم بیشتر به خودم برسم و روانم را بیشتر به تعادل برسانم. برای این مرحله هم زمان مشخصی تعیین نشده است.

صورت مسئله اعتیاد، یک دروازه را برای انسان‌هایی باز کرد که در مسیر درست زندگی گیر کرده بودند و مسیرشان را گم کرده بودند. این مسیر، خواسته ما را می‌طلبد. حاشیه‌هایی که در مسیر درمان وجود دارد، نباید برای ما در اولویت باشد. هدف اصلی ما درمان اعتیاد است.
وقتی وارد کنگره ۶۰ می‌شویم، هدف ما درمان اعتیاد است. الگوی کامل و روشنی هم جلوی چشم همه ما قرار دارد. تمام خدمتگزارانی که اینجا می‌بینید، از انواع مختلف مواد مخدر مصرف کرده‌اند، اما امروز رها شده‌اند و زندگی متعالی دارند. پس مسیری که ما در آن حرکت می‌کنیم، مسیر رسیدن به رهایی، درمان و در نهایت تعادل است.

در این مسیر چاله و چوله هم وجود دارد و مسیر همیشه آسان نیست. ما باید این سختی‌ها را در نظر داشته باشیم و اجازه ندهیم باعث شوند از مسیرمان منحرف شویم.

یکی از همین سختی‌هایی که ممکن است در مسیر برای ما به وجود بیاید، نباید اجازه داشته باشد در مسیر درمانمان اختلال ایجاد کند.

اگر کتاب «۶۰ درجه» را مطالعه کنیم، می‌بینیم که آقای مهندس با تریاک سفر کرده‌اند. چه OT باشد، چه خود تریاک، مهم آلکالوئیدهایی است که داخل تریاک وجود دارد؛ حدود ۲۵ نوع آلکالوئید که جسم ما برای بازسازی و برگشتن به تعادل به آن‌ها نیاز دارد.

اگر این مواد داخل قوطی و به‌صورت OT مصرف شوند، همان کار را برای ما انجام می‌دهند. اگر خود تریاک را با ترازو بکشیم و معادل‌سازی کنیم، باز هم همان کار را انجام می‌دهد. اگر آن را با چای یا آب مصرف کنیم، باز هم مهم همان مواد و روش مصرف درست است.

مهم، روش DST و روش تدریجی است؛ اینکه دوز مناسب، اندازه مناسب و زمان مناسب را در نظر داشته باشیم تا سیستم شبه‌افیونی جسممان بازسازی شود و به تعادل طبیعی خودش برگردد.

در کنار همه این‌ها، در صورت مسئله اعتیاد و مثلث درمان، باید چند مورد دیگر را هم در نظر داشته باشیم. یکی از مهم‌ترین مسائل، خواب شب است.

اگر خوابمان تنظیم نباشد، حتی اگر دارو را به اندازه و سر ساعت مناسب مصرف کنیم و در کلاس‌ها هم شرکت کنیم، اتفاقی که باید در جسممان بیفتد، به‌درستی اتفاق نمی‌افتد.

خواب شب باید از صبح تنظیم شود. یعنی اگر شب دیر خوابمان می‌برد، روز بعد باید صبح زود بیدار شویم و دیگر تا شب نخوابیم. اگر چند روز این کار را تکرار کنیم، خوابمان به‌تدریج تنظیم می‌شود.

یکی دیگر از مسائلی که در روش DST خیلی مهم است، درمان سیگار است. اگر سیگار را درمان نکنیم، آن درمان واقعی برای ما اتفاق نمی‌افتد.

درمان فقط این نیست که برویم جایی بخوابیم و مواد مصرفی در اختیارمان باشد، ولی وسوسه نشویم. مهم این است که در پایان مسیر، به تعادل واقعی برسیم.

در طول مسیر باید از خودمان بپرسیم: چگونه سفر کردیم؟ آیا فقط برای رفع تکلیف آمدیم یا واقعاً عمق کنگره را درک کردیم و فهمیدیم کنگره می‌خواهد چه چیزی به ما بگوید؟

مسیر درمان به‌راحتی اتفاق نمی‌افتد؛ اما برای کسانی اتفاق می‌افتد که خواسته محکم و قوی داشته باشند، در مسیر با هر لرزه کوچکی دچار تزلزل نشوند و هدف اصلی خودشان را در ذهن داشته باشند.

باید خواسته‌های کنگره و قوانین کنگره را رعایت کنیم؛ مصرف دارو به اندازه و سر ساعت، خواب شب، درمان سیگار و حضور منظم در جلسات. بعد از این مسیر، به رهایی می‌رسیم.

اگر تک‌تک ما خواسته درستی نداشته باشیم و خواسته‌مان محکم نباشد، این اتفاق برایمان نمی‌افتد.

امیدوارم بتوانیم در این مسیر، تک‌تک مسافر باشیم و از خواسته‌ای که برای درمان داریم، بهره لازم را ببریم.

من بیشتر از این صحبت نمی‌کنم و دوست دارم از تجربیات تک‌تک شما استفاده کنم و در کنار هم از این مسیر آموزش بگیریم.

خیلی ممنون که به صحبت‌های من گوش دادید.
 

تنظیم و انعکاس : مرزبان خبری مسافر جعفر

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...