English Version
This Site Is Available In English

وقتی صورت‌مسئله اعتیاد باز می‌شود؛ قلب برای بخشش گشوده می‌گردد

وقتی صورت‌مسئله اعتیاد باز می‌شود؛ قلب برای بخشش گشوده می‌گردد

جلسه ششم از دوره ششم جلسات لژیون سردار همسفران نمایندگی سهروردی اصفهان به استادی دنور همسفر سمانه نگهبانی پهلوان همسفر مریم و دبیری راهنما همسفر مریم با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» روز دوشنبه ۶ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۳:۳۰ دقیقه برگزار شد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان سمانه هستم همسفر شکر، شکر، شکر بابت خدمتی که امروز انجام می‌دهم و اینجا هستم و در خدمت شما دوستان عزیز هستم. از خانم مریم، نگهبان لژیون سردار، تشکر می‌کنم و به دبیر و خزانه‌دار خداقوت می‌گویم. همچنین از ایجنت و مرزبان‌ها تشکر می‌کنم که اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم و از شما عزیزان که بنده را همراهی می‌کنید، سپاسگزارم.

همان‌طور که اطلاع دارید، دستور جلسه این هفته «صورت مسئله اعتیاد» است. آقای مهندس می‌فرمایند: «اولین زیربنا و خشت کنگره، صورت مسئله اعتیاد است.» آقای مهندس ۱۷ سال تخریب داشتند و تمام راه‌ها را امتحان کرده بودند، ولی به نتیجه مطلوبی نرسیده بودند. سپس با یک نظم‌دهی مناسب در ماه مبارک رمضان و با منظم کردن مصرف مواد، اتفاق عجیبی برایشان افتاد. طی ۱۰ تا ۱۱ ماه، مصرفشان به روش تدریجی و با روش DST کاهش پیدا کرد. آقای مهندس اعلام می‌کنند که اعتیاد حاصل مجهولات و سؤال‌هایی است که جهان نتوانسته به آن‌ها پاسخ بدهد و نمی‌دانسته این مسئله چگونه باید حل شود. کنگره۶۰ با یک روش ساده، یعنی روش DST و به‌صورت تدریجی، تمام آن مجهولات و انواع و اقسام سؤال‌ها را به یک مجهول تبدیل کرد. در مورد «صورت مسئله اعتیاد»، یک‌سری تعاریف اشتباه وجود داشت. تصور می‌کردند اعتیاد یک مسمومیت یا یک بیماری است؛ اما چیزی که ما در کنگره یاد گرفتیم این است که اعتیاد یک جایگزینی است. مواد مخدر بیرونی جایگزین مواد مخدر و مواد شبه‌افیونی درونی می‌شوند و در نتیجه، سیستم ایکس دچار اختلال و تخریب می‌شود. با روش DST اتفاقی که در کنگره افتاد این بود که به‌تدریج تغییرات لازم در بدن انسان ایجاد شد و سیستم ایکس فرصت بازسازی پیدا کرد. کنگره خودش را مهد علم می‌داند و جالب است که دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» با اول مهرماه، یعنی زمان آغاز سال تحصیلی، هم‌زمان شده است.

اولین مقاله‌ای هم که در مورد صورت مسئله اعتیاد ارائه شد، در سال ۱۳۷۷ در استان سیستان و بلوچستان و در دانشگاه علوم پزشکی بود. در آنجا مطرح شد که اعتیاد چیست؟ چه اتفاقی برای فرد افتاده است؟ مواد چه تأثیری بر بدن گذاشته‌اند و چه تأثیری بر روان و جهان‌بینی فرد داشته‌اند؟ بعد از آن، مثلث‌های اعتیاد شناخته شدند که اصلی‌ترین آن‌ها شامل جسم، روان و جهان‌بینی است. اگر لایو آقای مهندس را گوش کرده باشید، چهارشنبه اعلام کردند که کتاب «۶۰ درجه زیر صفر» ۷۴ بار به چاپ رسیده است. در ابتدای کتاب نیز دقیقاً نوشته شده که هدف از انتشار آن، روشن کردن صورت مسئله اعتیاد و چگونگی درمان آن است. در سی‌دی «صورت مسئله اعتیاد»، آقای مهندس می‌فرمایند: که در آینده متوجه خواهند شد چه اتفاقی افتاده، چه چیزی کشف شده و مشکل از کجا بوده و به کجا می‌رسد. به غیر از اعتیاد، موضوعاتی مثل چاقی و سرطان هم از معضلاتی بوده‌اند که در جهان راه‌حل قطعی و مشخصی برای آن‌ها پیدا نشده بود. در کنگره نیز تحقیقات گسترده‌ای در این زمینه‌ها انجام شده است. آقای مهندس در لایوهایشان اشاره می‌کنند که تحقیقات به‌صورت «ما» انجام شده است؛ نه اینکه بگویند «من تحقیق کردم»، بلکه می‌گویند «ما» و «کنگره». چون کنگره از ما تشکیل شده است. من رهجو وظیفه‌ام چیست؟ وظیفه من این است که بیایم، در لژیون سردار حضور داشته باشم، کمک کنم و خدمت کنم؛ اما خدمتم چگونه است؟

آقای امین در سی‌دی‌های مرتبط با اعتیاد صحبت زیبایی دارند و می‌گویند:« اعتیاد سرزمین ظلمات است و صورت مسئله آن، جاودانگی است.» اگر من به این جاودانگی و چشمه حیات رسیده‌ام، چرا نتوانم کمک کنم؟ چرا نتوانم سهمی در این مسیر داشته باشم؟ من از آقای مهندس پس‌انداز کردن را یاد گرفتم. ایشان می‌گویند:« اگر نانی دارید، یک‌چهارم آن را برای فردای خودتان نگه دارید.» نمی‌خواهم بگویم برای فرد دیگری؛ بلکه برای فردای خودتان پس‌انداز کنید تا فردا گرسنه نمانید. من پس‌انداز را از کنگره یاد گرفتم. وقتی آقای مهندس در لایو می‌فرمایند: «ما تحقیق کردیم» و «ما انجام دادیم»، من از خودم می‌پرسم: کمک من چیست؟ من رهجو چه کمکی می‌توانم انجام بدهم؟ همیشه راهنما خانم الهام به ما می‌گفتند: «صد خودتان را بگذارید.» در این مسیر کسی سردار می‌شود، دیگری دنور می‌شود و یک نفر هم پهلوان می‌شود. آدم باید در کنگره صد خودش را بگذارد تا به حال خوش برسد؛ اما این حال خوش از کجا می‌آید؟ بخشی از آن از بخشندگی می‌آید. بخشندگی هم دوباره به یکی از مثلث‌های کنگره، یعنی ایمان، عقل و عشق، برمی‌گردد. اگر این مفاهیم را یاد بگیریم، بخشندگی هم در کنار آن‌ها به وجود می‌آید. وقتی عشق بلاعوض داشته باشم، بخشندگی برایم معنا پیدا می‌کند. در قرآن نیز درباره بخشش و انفاق صحبت شده و آمده است که وقتی انسان می‌بخشد، چند برابر آن به زندگی او بازمی‌گردد.اگر فقط از این دیدگاه نگاه کنم که چیزی می‌بخشم و قرار است چیزی به من برگردد، شاید مفهوم واقعی بخشندگی را درک نکنم؛ اما وقتی بلاعوض و از روی عشق، چیزی را که دوست دارم می‌بخشم، حال خوش آن ابتدا به خودم برمی‌گردد.

در مورد «صورت مسئله اعتیاد» در کتاب «۶۰ درجه» نیز به تفکر اشاره شده است. ابتدا تفکری شکل گرفته و سپس چیزی خلق شده است. برای آقای مهندس، این تفکر و خلق کردن با صورت مسئله اعتیاد آغاز شد و ایشان از وادی اول به وادی چهاردهم، یعنی وادی عشق و محبت، رسیدند؛ پس اگر من درست سفر کنم، اگر سفر اولی باشم و وادی‌ها را درست یاد بگیرم و تفکر را در زندگی‌ام جاری کنم، می‌توانم به وادی چهاردهم و عشق و محبت برسم؛ وقتی عشق و محبت در من شکل گرفت، می‌توانم در کنار آن از مال و دارایی خودم نیز ببخشم و بخشندگی داشته باشم.

آقای امین صحبت زیبایی دارند و می‌گویند: می‌توانیم نام لژیون سردار را «لژیون درمان» بگذاریم؛ درمان بدون دارو. دقیقاً همین‌طور است. وقتی من اینجا می‌آیم و حالم خوب می‌شود و اتفاق‌های خوب برایم می‌افتد، بخشی از آن به خاطر بخششی است که از درون خودم انجام می‌دهم. من پس‌انداز را یاد گرفته‌ام، بخشش را انجام می‌دهم و در نتیجه، حال خوش آن را دریافت می‌کنم.

در مورد صورت مسئله اعتیاد، یکی از پایه‌ها و ریشه‌های مهم، شناخت درست مسئله و در ادامه، بخشندگی است. برای درک هر موضوعی ابتدا باید آن موضوع را بشناسیم؛ مثلاً خود من به لژیون جونز می‌روم. وقتی متوجه می‌شوم صورت مسئله اضافه‌وزن چیست و علت چاقی من چیست، چرا درست غذا مصرف نمی‌کنم یا چرا تغذیه نامناسب دارم، وقتی صورت مسئله به‌درستی شناخته شود، می‌توانم برای درمان آن اقدام کنم؛ آن هم با روشی که کنگره به من آموزش داده است. در مورد هر مجهولی که صحبت کنیم، در بیرون از کنگره مجهولات زیادی وجود دارد؛ اما در کنگره تلاش شده است این مجهولات به یک مجهول تبدیل شوند و در مورد صورت مسئله اعتیاد نیز این اتفاق افتاده است.

در مورد لژیون سردار، زمانی که سفر اولی بودم و فقط چهار ماه از ورودم به کنگره گذشته بود، اصلاً نمی‌دانستم لژیون سردار چیست و چگونه است. راهنمایم به من گفتند یک بار به لژیون سردار بیا و ببین و حال خوش را دریافت کن. من در همان چهار ماه اول سفرم دنور شدم. خودم هم باورم نمی‌شد. آن زمان با تهران تماس گرفتند و اجازه گرفتند. من اصلاً نمی‌دانستم چه اتفاقی دارد می‌افتد و فکر می‌کردم باید بیایم اینجا و مبلغی را پرداخت کنم. فکر می‌کردم در لژیون سردار فقط باید پول بدهم؛ در صورتی که لژیون سردار به‌صورت آزاد هم هست و دوستان می‌توانند بیایند و در جلسات آن شرکت کنند و از این حال خوش بهره‌مند شوند. آن زمان مبلغ ورودی دنور ۱۰ میلیون تومان بود. من هفت میلیون تومان در کارتم داشتم. به خانم ناهید گفتم: «من همین مبلغ را پرداخت می‌کنم و بقیه‌اش هم جور می‌شود.» دو روز بعد، مابقی مبلغ به حسابم واریز شد و من دوباره کارت کشیدم. من و خانم الهام، که خزانه‌دار بودند، بسیار خوشحال شدیم.

برای دفعه اول که دنور شدم، واقعاً نمی‌دانستم چه اتفاقی دارد می‌افتد. فقط می‌دانستم شرایطش را دارم و می‌توانم دنور شوم؛ اما برای بار دوم، واقعاً حس و حال دیگری داشتم. مسافر من که دو سه سال زودتر از من وارد کنگره شده بود، بعد از دنور شدن من، خودش هم دنور شد. الان من دو بار دنور شده‌ام و مسافرم برای بار سوم آماده می‌شود که دنور شود. ایشان از من جلوتر هستند و برای سومین بار در این مسیر قرار گرفته‌اند و حالشان هم بسیار خوش است. برای دفعه دوم که می‌خواستم دنور شوم، حس و حالم کاملاً متفاوت بود و احساس می‌کردم راه برایم باز شده است. همان‌طور که آقای امین می‌گویند، لژیون سردار لژیون درمان است. پولی که شاید قرار بود برای دارو، درمان، دکتر یا بیمارستان هزینه کنم، به شکل دیگری انجام شد.

آقای مهندس می‌فرمایند: «اگر یک شب در بیمارستان باشید، چقدر باید هزینه کنید؟» اما من پولی را که ممکن بود برای دارو، دکتر یا بیمارستان پرداخت کنم، به اینجا آوردم و کارت کشیدم و در مقابل، حال خوشی برایم باقی ماند. با عشقی که داشتم و با عشق بلاعوضی که تجربه کردم، آن بخشش نه‌تنها کم نشد، بلکه چندین برابر به زندگی من برگشت؛ چه از نظر دارایی و چه از نظر حال خوش. امروز هم از حال خوش مسافرم بهره‌مند هستم. مسافر من اکنون راهنماست و من با چشم خودم می‌بینم که این مسیر و این خدمت چقدر روی زندگی او تأثیر گذاشته است. ان‌شاءالله دوستانی که امروز اینجا هستند و فکر می‌کنم جلسه لژیون سردار امروز آزاد است، قسمتشان شود که بتوانند عضو لژیون سردار شوند. کسی که دوست دارد عضو لژیون سردار شود، اگر با عشق و آگاهی قدم بردارد، مسیر برایش باز خواهد شد.گاهی «صورت مسئله» برای ما تبدیل می‌شود به اینکه من نمی‌توانم، می‌ترسم، نمی‌شود یا افکار منفی به سراغمان می‌آید که: اگر من اینجا پولی بدهم، پس بدهکاری‌هایم چه می‌شود؟ هزینه‌های زندگی‌ام را چه کار کنم؟ خریدهایم چه می‌شود؟ اما وقتی با دید درست و با تفکر حرکت کنیم، بسیاری از مسائل به‌تدریج حل می‌شوند. در لژیون سردار اتفاقاتی در حال تجربه است که نتیجه آن برای من، حال خوش و رشد درونی بوده است. کنگره با روش DST در زمینه اعتیاد به دستاوردهای مهمی رسیده و در زمینه‌هایی مانند چاقی و سرطان نیز تحقیقات و تجربیاتی انجام شده است. این اتفاق‌ها حاصل تلاش ماست؛ همان‌طور که آقای مهندس می‌گویند: ما و کنگره. بنابراین سهم من هم این است که اگر چیزی یاد گرفته‌ام، در حد توانم در این مسیر مشارکت کنم و خدمتگزار باشم.

ان‌شاءالله از این به بعد شاهد حضور بیشتر دنورها و پهلوان‌های شعبه باشیم و همه بتوانیم از این مسیر، عشق، بخشندگی و حال خوش را تجربه کنیم.

تایپیست: همسفر اکرم رهجوی راهنما فاطمه (لژیون دوم) عضو لژیون سردار
عکاس خبری: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم) عضو لژیون سردار 
ارسال: همسفر شهناز رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم) نگهبان سایت عضو لژیون سردار 
همسفران نمایندگی سهروردی اصفهان

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...