محبت از مسائلی است که هیچوقت از بین نمیرود، نه در این دنیا و نه در دنیای دیگر. حتی حیوانات هم محبت را بهخوبی درک میکنند. وقتی از حیوانی بترسی، آن حیوان متوجه میشود. انسانهایی که به یکدیگر محبت دارند، بعد از مرگ هم قطعاً این محبت را خواهند داشت؛ البته محبتی که بلاعوض باشد، نه محبتی که بهخاطر منافع خودمان باشد. در انسانها نیز همه چیز قابلتغییر و تعویض است و در مورد شکار گوهر جان هم این مسئله به گونههای مختلفی صورت میگیرد.
انسان باید بهگونهای حرکت کند که کارش خوب و باکیفیت به پایان برسد. مثلاً وقتی سفر میکنیم، اگر درست سفرکرده باشیم، قطعاً به درمان میرسیم؛ اگر به درمان نرسیم، یعنی کاری انجام ندادهایم و سفرمان بیهوده بوده است. در قالب انسان، همه چیز قابلتغییر است؛ به این معنا که رفتار و کردار انسان میتواند عوض شود. یک انسان بد میتواند به انسان خوب تبدیل شود و یک انسان خوب نیز ممکن است به انسان بد تبدیل شود. انسان تا یکمرحلهای میتواند برگردد، اما همانقدر که نور بیاید و تاریکی را از بین ببرد، انسان به رهایی نزدیکتر شده است. در سطوح پایینتر، ممکن است هر کسی که خوب بوده، بد شود.
هیچ انسانی بد نیست. اگر بدی بین انسانها وجود دارد، دلایلی هم برای آن وجود دارد. یکی از دلایل بدیهای انسان، جهل و نادانی و نداشتن آگاهی است. بههرحال، شیطان در زیباترین قالب وارد افکار و ذهن انسان میشود و انسان را شکار میکند. اینگونه است که بسیاری از مسائل ضد ارزشی، مانند ترس، ناامیدی، فساد، ظلم و... شکل میگیرند و انسان حتی ممکن است برای کارهای خود، صورت حقبهجانب بگیرد و بعضیاوقات از خداوند هم طلبکار باشد. اینگونه است که شیطان، گوهر جان انسان را شکار میکند.
نگارش و تایپ: همسفر رقیه رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون سوم)
ویرایش: همسفر پرستو رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون نهم) دبیر اول سایت
تنظیم و ارسال: همسفر شیوا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون نهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی زنجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
108