English Version
This Site Is Available In English

آیندگانی که منتظرند تا اجازه به آن‌ها داده شود

آیندگانی که منتظرند تا اجازه به آن‌ها داده شود

جلسه یازدهم از دوره‌ی پنجم جلسات لژیون سردار همسفران نمایندگی زاگرس به استادی راهنما همسفر مریم، نگهبانی راهنما همسفر سمیه و دبیری همسفر ریحانه با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» در تاریخ ۶ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت  ۱۳:۴۵ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خدا را شکر می‌کنم که راهمان به سمت کنگره باز شده و خدا را شکر که راهنمایانی داشتیم که ما را با مفهوم عشق و محبت آشنا کردند. دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» است و فکر می‌کنم همه شما با آن آشنا هستید. صورت مسئله در مورد روش درمان اعتیاد است. چیزی که سال‌های قبل و حتی فکر می‌کنم شاید صد سال آینده هم از نظر علمی، دانشمندان و پژوهشگران نتوانند به علمی که کنگره به آن دست پیدا کرد، برسند؛ روشی که آقای مهندس ابداع کردند. وظیفه ما این است که بتوانیم این صورت مسئله را به بهترین شکل به دیگران انتقال دهیم. یکی از راه‌هایی که می‌توانیم صورت مسئله اعتیاد را در بین همه انسان‌ها منتشر کنیم، همین لژیون سردار است که ما در آن قرار داریم.

گاهی اوقات یک کار آن‌قدر برای ما تکرار می‌شود که برایمان عادی می‌شود و دیگر نعمت بودن آن را فراموش می‌کنیم. همین لژیون سردار و همین کنگره آمدن، شاید برای کسانی که بیرون از کنگره هستند این‌طور به نظر برسد که ما از سر دلخوشی یا بیکاری به اینجا می‌آییم. شاید خیلی از شما هم شنیده باشید که وقتی مسافرتان خوب شده و زندگی‌تان به آرامش رسیده، دیگر چه لزومی دارد به کنگره بروید؟ ولی همه ما می‌دانیم که هرچقدر هم زندگی‌مان خوب شده باشد، باز هم بدهی‌ای داریم که باید آن را پرداخت کنیم. اگر این بدهی را پرداخت نکنیم، هیچ‌وقت به آن آرامش و آسایشی که دوست داریم، نمی‌رسیم.

در پیام لژیون سردار، بخشی وجود دارد که می‌گوید اگر ما اینجا هستیم و در لژیون سردار قرار داریم، نباید فقط حواسمان به خودمان و اعضایی باشد که در کنگره هستند؛ باید حواسمان به آن جوان‌ها و پیرهایی هم باشد که انسان‌های بر باد رفته و خاکسترهای مدفون‌شده هستند. ما نمی‌دانیم در همین لحظه که اینجا نشسته‌ایم، چند نفر در بیرون از اینجا حالشان به خاطر اعتیاد بد است، چند مادر هستند که به خاطر اعتیاد فرزندانشان شب‌ها بی‌خوابی کشیده‌اند، گریه کرده‌اند و راه به جایی ندارند.

اگر ما در لژیون سردار شرکت می‌کنیم، اگر تلاش می‌کنیم این لژیون پابرجا باشد و نمایندگی پابرجا بماند، بخشی از این تلاش به خاطر خودمان است؛ اما بخش عظیم آن به خاطر آیندگانی است که منتظرند اجازه به آن‌ها داده شود تا وارد کنگره ۶۰ شوند. حالا اگر ما نتوانیم به واسطه لژیون‌های مالی این مکان را سرپا نگه داریم، تکلیف آیندگان ما چه می‌شود؟ همین دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» ما را به گذشته برمی‌گرداند. من، به‌عنوان همسفر، تجربه ترک یا روش‌های دیگر را از نزدیک نداشتم؛ ولی خیلی از بچه‌ها درباره روش‌هایی که برای ترک مسافرانشان امتحان کرده‌اند صحبت کرده‌اند؛ اینکه سم‌زدایی کرده‌اند، شلاق‌درمانی کرده‌اند یا به کمپ رفته‌اند؛ اما هیچ‌کدام از این روش‌ها جواب نداده چون یک روش علمی نبوده است. فقط روش‌های مختلف را امتحان می‌کردند تا ببینند آیا می‌توانند به وسیله آن‌ها اعتیاد را از بدن شخص خارج کنند یا نه.

به خاطر همین، مسئله مهمی که مربوط به عکس‌العمل‌های پنهان اعتیاد بود، هیچ‌کس در نظر نگرفت. حالت‌های روانی‌ای که به یک شخص دست می‌داد، به سیستم عصبی جسم انسان مربوط می‌کردند و می‌گفتند اگر این حالات با استفاده از قرص خواب یا مواد شیمیایی برطرف شود، اعتیاد هم حل خواهد شد؛ اما بعد دیدیم که شخص مصرف‌کننده نه‌تنها درمان نشد، بلکه روزبه‌روز شرایطش بدتر هم شد؛ چون به جای اینکه یک قسمت را درست کند و اعتیاد را از خودش و از زندگی‌اش حذف کند، هزار و یک بیماری دیگر هم به آن اضافه شد. علاوه بر اینکه نتوانست مواد مخدر را کنار بگذارد، دچار پرخاشگری و مشکلات دیگری هم شد. اگر با مصرف مواد، یک ساعت آرام بود و حالش خوب بود و می‌توانست با خانواده‌اش ارتباط داشته باشد، بعد از ترک، دیگر همان یک ساعت خوبی را هم نداشت و تمام اعضای خانواده درگیر ترک کردن آن شخص می‌شدند.

حالا ما به خاطر اینکه درک کرده‌ایم اعتیاد چقدر زندگی ما را تحت تأثیر قرار داده، در لژیون سردار حضور پیدا می‌کنیم. چقدر بچه‌هایی بودند که در حسرت محبت پدر و مادرشان بودند و چقدر خانواده‌ها به خاطر همین مسئله اعتیاد از هم پاشیدند. وقتی صورت مسئله را متوجه می‌شوم، می‌فهمم که اعتیاد اصلاً ربطی به اراده ندارد، اعتیاد ربطی به مسئولیت‌پذیری ندارد، ربطی به این ندارد که اگر من به شخصی گفتم «گوش بده»، او فرمانبردار نباشد. نه به این دلیل که بخواهد با من لجبازی کند، بلکه به این دلیل که اصلاً فرماندهی جسم و روانش دیگر با خودش نیست که بخواهد به من گوش بدهد. یک شخصی که دچار اعتیاد است، مثل شخصی است که نابیناست. وقتی نابیناست، چیزی نمی‌بیند و خیلی از مسائل را درک نمی‌کند.

وقتی در پیام لژیون سردار گفته می‌شود که «آیا کسی هست که یاری کند از نظر مالی؟» به خاطر این است که ببینیم کدام‌یک از ما به آن درک، معرفت و شناخت رسیده‌ایم. اگر من با مفهوم اصلی صورت مسئله اعتیاد آشنا شده باشم، دیگر دنبال این نیستم که بگویم من شش میلیون دادم یا شصت میلیون دادم، حالا پهلوان شدم؛ این پول من کجا رفت؟ کجا خرج شد؟ ماه آینده گلریزان برگزار می‌شود. اگر من به مفهوم واقعی بخشش رسیده باشم، همین الان مبلغی را که می‌خواهم برای گلریزان اهدا کنم آماده کرده‌ام. به خاطر اینکه شوق کمک کردن و شوق یاری رساندن که در پیام گفته می‌شود، آن‌قدر در من شکل گرفته که الان برای گلریزان لحظه‌شماری می‌کنم. می‌دانم که اگر پولی که می‌بخشم کامل به من برنگردد، حتی اگر ده برابر آن هم برنگردد، آن حال خوشی که تجربه می‌کنم را هیچ‌جا نمی‌توانم پیدا کنم؛ حتی اگر بهترین کارها را انجام بدهم. می‌دانید چرا؟ به خاطر اینکه ما شاید به خیلی جاها کمک کنیم و شاید به خیلی از انسان‌ها کمک کنیم؛ ولی در اکثر این کمک‌ها نتیجه‌ای را که از کمکمان حاصل شده، نمی‌بینیم.

تایپ: راهنمای تازه‌واردین همسفر مهین
عکس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی زاگرس

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...