English Version
This Site Is Available In English

بیرون از کنگره دانش شکافتن صورت مسئله اعتیاد را ندارند

بیرون از کنگره دانش شکافتن صورت مسئله اعتیاد را ندارند

جلسه دوازدهم از دوره چهارمین جلسات آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی سالار خمین با استادی مسافر  حامد و نگهبانی مسافر یوسف و دبیری مسافر محمدرضا با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد»در روز یکشنبه مورخ ۱۴۰۵/۰۶/۰۵ راس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد؛
خدا را شکر که هر روز شاهد محبت و زحمات این عزیزان هستیم. صمیمانه از جناب مهندس بابت فراهم کردن این بستر آموزشی سپاسگزارم. خدمت کردن در کنگره، صرف‌نظر از هر جایگاهی، انرژی بسیار بالایی دارد؛ حتی اگر این خدمت در حد جابه‌جا کردن صندلی‌ها در پایان جلسه باشد، خیر و برکت آن به خودِ ما و خانواده‌مان بازمی‌گردد. اینجا جایی است که چراغ‌ها روشن هستند تا ما بتوانیم به راحتی برای آموزش آمد و رفت کنیم.
من زمانی با مسئله‌ی اعتیاد دست و پنجه نرم می‌کردم و به دنبال رهایی بودم، اما هر چه بیشتر تلاش می‌کردم، بیشتر در باتلاق آن فرو می‌رفتم. دلیلش ساده بود: من هنوز نمی‌دانستم “اعتیاد” واقعاً چیست. مدتی را با آمپول‌های مختلف و قرص‌های مختلف (مثل متادون و…) سپری کردم، اما هیچ فایده‌ای نداشت.

یک بار پزشکی به من گفت با هفت روز مصرف هفت آمپول، رها می‌شوی؛ اما بعد از گذشت آن هفت روز، هیچ تغییری در بدنم ایجاد نشد. تمام آن دردهای جسمی، خماری‌ها و نیازهای روانی همچنان باقی بود و من دوباره به سمت مصرف بازمی‌گشتم. در واقع، من فقط با “علائم” مبارزه می‌کردم، نه با ریشه‌ی اصلی.
بسیاری از روش‌های درمانی بیرون از اینجا، فقط داروهای شفاف‌کننده مصرف می‌کنند؛ یعنی اگر کسی روزی ۵ سی‌سی مصرف می‌کرده، با این روش شاید به نصف آن برسد، اما هنوز مشکل پابرجاست. چرا؟ چون آن‌ها دانشِ “شکافتن صورت مسئله” را ندارند.

اما در کنگره، جناب مهندس با تحقیقات دقیق، صورت مسئله‌ی اعتیاد را برای ما شکافته است. او به درستی می‌گوید: «وقتی دیواری نم می‌زند، اگر فقط روی آن گچ‌کاری کنید، سرامیک بزنید یا ایزوگام کنید، باز هم نم می‌زند؛ چون مشکل از ریشه است.» اعتیاد هم همین است؛ باید ریشه‌کن شود.
من یاد گرفتم که نمی‌توانم به تنهایی یا حتی با کمک پزشکان (بدون این متد) درمان شوم. اینجا باید “گوش به فرمان” باشم؛ هم به فرمانِ راهنماها و هم به مسیرِ علمیِ ارائه شده. وظیفه‌ی من اکنون این است که در کنگره آموزش ببینم و در عین حال، به دیگران خدمت کنم تا کسانی که پشت این در‌ها منتظر رهایی هستند، بتوانند به من برسند.
اعتیاد فقط به جسم من آسیب نزد؛ بلکه به روان، روح و تمام جهان‌بینی من ضربه زد. اما بزرگترین خسارت، آسیب به خانواده بود؛ من انسانی پرخاشگر شده بودم که هیچ‌کس جرئت هم‌صحبت شدن با من را نداشت.

خدا را شکر که اکنون در کنگره، نه تنها خودم، بلکه همسفرم نیز همراه من است. او حالا مانند “دو بال پرواز” برای من عمل می‌کند تا بتوانیم با هم آموزش ببینیم. کنگره جایی است که ما را به تعادل می‌رساند؛ جایی که اگر در ترافیک، کسی بوق بزند، دیگر عصبی نمی‌شویم و آرامش درونی خود را حفظ می‌کنیم.
بسیاری از دوستان با روش‌های دیگر، مواد را “ترک” کرده‌اند، اما هنوز به تعادل و جهان‌بینی درست نرسیده‌اند. آن‌ها شاید چند سال از مصرف دور باشند، اما هنوز ریشه‌ی مشکلشان حل نشده است. اما اینجا، ما فقط مواد را ترک نمی‌کنیم؛ ما جسم، روح و جهان‌بینی خود را درمان می‌کنیم تا به یک انسان کامل و متعادل تبدیل شویم.
نویسنده: مسافر عباس شوکتی


عکاس: مسافر فرج
تنظیم و ارسال: مسافر عباس

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...