English Version
This Site Is Available In English

لژیون سردار یعنی بخشش پول محبت عشق

لژیون سردار یعنی بخشش پول محبت عشق

جلسه سیزدهم از دوره پنجم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی هاتف به‌ استادی راهنما همسفر رویا، نگهبانی همسفر فاطمه، دبیری همسفر اشرف با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» روز دوشنبه ۶ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۳۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خدا را شکر که باز هم اجازه داده شد که در لژیون سردار باشیم. دستور جلسه امروز «صورت مسئله اعتیاد» نقطه آغازین و شروع تغییرات در زندگی تک‌تک ما بوده است. آقای مهندس می‌فرمایند: «خشت و بنای اولیه کنگره، صورت مسئله اعتیاد و شناخت آن بوده است.» صورت مسئله یعنی چه؟ یعنی مسئله چه هست و من باید چه کار کنم؟ چه تغییراتی باید رخ بدهد تا این‌که اعتیاد صورت بگیرد؟ چه چیزهایی باید به تعادل برسد تا آن بیماری خوب شود؟ مسئله کجا است؟ آقای مهندس می‌فرمایند: «اعتیاد یک شبه به وجود نیامده است که بخواهیم آن را یک شبه حل کنیم؛ باید ریشه و علت آن بیماری را کشف کنیم.» در اعتیاد جسم دچار تخریب و روان ما دچار آشفتگی شده است. انسان‌ها هیچ امیدی نسبت به زندگی ندارند یک انسان مصرف کننده چنین خصوصیاتی دارد.

آقای مهندس با آگاهی و شناختی که نسبت به اعتیاد پیدا کردند می‌فرمایند: «در اعتیاد علاوه بر جسم، روان و جهان‌بینی فرد نیز دچار تخریب می‌شود به دلیل این‌که مواد مخدر بیرونی جایگزین مواد شبه‌افیونی بدن می‌شود؛ باید ۱۰ الی ۱۱ ماه طول بکشد تا جسم ترمیم و بازسازی شود و وقتی جسم درمان شد همزمان با جسم، روان هم درمان می‌شود و با آموزش‌های کنگره جهان‌بینی و نوع نگرش فرد هم عوض می‌شود.» وقتی جهان‌بینی فرد تغییر کرد واقعیت‌های زندگی‌ خود  را می‌پذیرد. آقای مهندس اولین مقاله‌ای که ارائه دادند صورت‌مسئله اعتیاد بود که به عنوان یک علم ارائه دادند؛ البته فقط یک الگوی شخصی نبود در ادامه شاهد هستیم که هزاران مصرف کننده، به واسطه شناخت صورت‌مسئله‌ اعتیاد، الان درمان شده‌اند، حالشان خوب شده است و به زندگی برگشته‌اند. آقای مهندس در ادامه، مقالات و تحقیقات دیگری در مورد سرطان ارائه دادند؛ همین‌طور آزمایش‌هایی که روی جانوران انجام دادند و همه تحقیقاتی که ارائه دادند یک الگوی جهانی شد که قرار است تثبیت شود.

به نظر من کسی که وارد لژیون سردار می‌شود؛ باید کمی تفکر کند، به چه دلیل در لژیون سردار حضور دارد، هدفش چه هست؟ آیا به خاطر اجبار راهنما یا به خاطر خدایی نکرده امتیاز یا دیده شدن بوده است؟ قطعاً فکر نمی‌کنم هیچ کدام از این‌ها در کنگره باشد. کسانی که در لژیون سردار کنگره۶۰ حضور پیدا می‌کنند از روی عشق و آگاهی است که سرمایه‌گذاری کنند در جهت حفظ سلامت افراد جامعه، به جهت امید دادن به انسان‌هایی که در ناامیدی هستند. به جهت این‌که حمایت کنند از سیستمی که دنبال یک حقیقت است؛ حقیقتی که با تجربه و دانش به دست آمده است.

این‌جا قرار است سرمایه‌‌گذاری کنیم که از مصرف کننده‌ بودن خارج شویم و به یک تولیدکننده و توزیع‌کننده تبدیل شویم؛ پس هدف و رسالت ما خیلی عمیق‌تر و قشنگ‌تر از آن است که فقط به دلیل این‌که کمکی کرده باشم، برای ادای دین این‌جا باشم. من در لژیون سردار به شخص با حضورم و مقدار کم مالی که کمک کردم واقعاً از ترس‌هایم گذشتم، از وابستگی‌های مادی خود گذشتم و متوجه شدم که من هم می‌توانم مفید و سازنده باشم. این‌جا بود که متوجه شدم من هم باید یک نشان از خودم به‌جا بگذارم این نشان فقط اسم و رسم نیست؛ باید بدانم چه نامی از خود در این سیستم به جا می‌گذارم. هر کس در این سیستم از روی شعور و آگاهی می‌آید نه از روی اجبار و یک تعهد و مسئولیتی را می‌پذیرد مبلغی را پرداخت می‌کند. اگر نگاه کنید فقط پول دادن نیست که ما فقط پول بدهیم من احساس می‌کنم لژیون سردار همین حس‌های قشنگ است که داخل آن نشسته‌ایم، فقط بخشش، مادی نیست. حضور در لژیون سردار یعنی بخشش محبت، عشق و شادی به دیگران؛ یعنی من هم می‌توانم در این سیستم نقشی داشته باشم که این سیستم را تبدیل به یک الگوی جهانی کنم.

من با بخشش‌ خود از لحاظ بیان کردن تجربیات شخصی، بیان حس‌های قشنگ و اتفاقاتی که در زندگی من رخ داده است مسیر کنگره و ورودی‌های کنگره را باز نگه می‌دارم تا انسان‌هایی که در غم و ناامیدی هستند وارد کنگره شوند. مثل خود من که روزی منتظر بودم یک نوید برسد که مشکل گشای زندگی من شود که این نوید همان حس‌های زیبای تک‌تک شما بود که واقعاً خداوند راه را برای ما باز کرد و عظمت این سیستم فراتر از آن است. ما برای این‌که انسان‌ها شاد باشند و حالشان خوش باشد؛ باید به عملکرد آن‌ها نگاه کنیم و ببینیم عملکرد آن‌ها به چه صورت است؟ من به شخص متعهد می‌شوم یکسری موارد را رعایت کنم تا زمانی که افراد متصل به آموزش‌های کنگره هستند و استمرار دارند مطمئن باشید حال خوشی‌هایشان هم هست؛ اما اگر کسی احساس می‌کند در جا زده و تعهد خودش را نتوانست است عملی کند؛ پس باید بداند که ادای دین نکرده است؛ اگر من مسئولیتی را می‌پذیرم یا تعهد می‌دهم؛ باید حواسم باشد آن را ادا کنم و بتوانم نقش خود را درست ایفا کنم. صحبتم را تمام می‌کنم با این جمله که من غلام همت تک‌تک شما همسفران هستم که در این شرایط سخت روزگار از جان و مال خود می‌بخشید تا این‌که ان‌شاءالله راه کنگره باز باشد برای انسان‌هایی که در ناامیدی هستند.

تایپیست: همسفر زکیه‌ رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم)
عکاس: همسفر محبوبه رهجوی راهنما همسفر صدیقه (لژیون‌ ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی هاتف نجف آباد

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...