جلسه نهم از دوره نوزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ همسفران نمایندگی قیدار با استادی، اینجت شعبه همسفر پروین، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر سکینه با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» روز دوشنبه ۶ مهر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
قبل از هر چیزی خداوندرا شاکر و سپاسگزارم، که اذن و اجازه خدمت در این جایگاه را به من داد تا در کنار شما باشم و آموزش بگیرم. تشکر میکنم از نگهبان لژیون سردار همسفر سعیده، مرزبانان، دبیر و نگهبان عزیز که اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم. دستور جلسه امروز «صورت مسئله اعتیاد» میباشد؛ صورت مسئله اعتیاد اولین دستور جلسهای است که در مهر ماه ارائه میشود و ما یک هفته در مورد آن صحبت میکنیم؛ همانطور که همه شما میدانید؛ وقتی ما انسانها میخواهیم یک مسئلهای را حل کنیم اول باید، صورت مسئله مشخص باشد و بفهمیم مسئله از ما چه میخواهد و یا دقیقا قسمت مجهول آن چیست؟ بایستی بگردیم و قسمت مجهول را پیدا کنیم.
آقای مهندس در مورد اعتیاد و کنگره۶۰، مجهول بودن قسمت اعتیاد را برای ما پیدا کردهاند؛ یعنی راه حل را پیدا کرده و یک حرکت بسیار عظیمی از همان موقع آغاز شد، که تمامی مصرفکنندهها و تمامی کسایی که در زمینه اعتیاد درمانده بودند و یا اعتیاد به سیگار، مشکل اضافه وزن و سایر بیماریهای ناشناخته و لاعلاج داشتند از همان موقعی که آقای مهندس استارت آن را زدند و صورت مسئله را پیدا کردند. ما باید بدانیم که صورت مسئله اعتیاد به ما چه میگوید؟ صورت مسئله اعتیاد به ما یاد داد و گفت که اعتیاد چیست؟ اعتیاد یعنی: مواد مخدر بیرونی جایگزین مخدرههای طبیعی بدن میشود. بنابراین وقتی مصرفکنندهای به هر دلیلی مواد مخدر مصرف میکند و بارها ترک کرده؛ ولی باز دوباره به اعتیاد روی میآورد ما نباید بگوییم که او بی اراده و یا مایع شرم است؛ چراکه آقای مهندس این را برای ما حل کردند و صورت مسئله اعتیاد را برای ما شکافتند. مسافران ما ۱۰ الی ۱۱ ماه سفر میکنند و به درمان و رهایی میرسند. و این برای همه ما یک مسیر، آموزش و یک جایگاه است و همه از یک روش استفاده میکنیم. ما در کنگره۶۰، سه سفر داریم و سفر اول: درمان و رسیدن به آرامش و آسایش جسمی است.
در کنگره۶۰، آقای مهندس همه مطالب را برای ما آموزش دادهاند و ما میدانیم که انسان، یک صور آشکار و یک صور پنهان دارد و صور آشکار آن در صورت مسئله اعتیاد این است، که ما با آموزشهای جهانبینی میدانیم که مخدرهای طبیعی بدن از حالت تعادل طبیعی خارج و باعث افسردگی و با باعث بیماری من شده است و باید با آموزشها و بالا بردن دانایی آنها را اصلاح کنم. مورد دیگر اینکه؛ ما یک تن و یک خویش داریم و من در سفر اول تن خود را درمان میکنم؛ ولی خویشم را من چگونه میتوانم درمان کنم؟ بنابراین صورت مسئله سفر اول برای ما مشخص شد، که برای مسافر سفر کردن و اوتی خوردن و آموزشهای جهانبینی برای همسفر است. صورت مسئله سفر دوم هم از قطع مواد مخدر تا رسیدن به خود و صورت مسئله سفر سوم هم از رسیدن به خود تا رسیدن به خالق خود میباشد. و من چگونه میتوانم به خود برسم؟ انسان برای اینکه خود را بشناسد و به سفر دوم برسد، در صور آشکار این است که فرد مصرفکننده ۱۰ الی ۱۱ ماه سفر کند تا به درمان و رهایی برسد. حال صور پنهان چیست؟ در صور پنهان میگوید: که باید از خود بگذرید و تا زمانی که از خود نگذرید به خود نمیرسید. سفر دوم و صورت مسئله سفر دوم از بخشش و انفاق میآید و ؛ اگر من بخواهم این دستور جلسه را به لژیون سردار ربط دهم به این گونه است که؛ اگر من و شماها در کنگره ۶۰، به خاطر اعتیاد، چاقی و یا درمان سیگار نشستهایم، همه اینها یک بهانه است و ما فقط به خاطر این که به تعادل برسیم در کنگره۶۰ جمع شدهایم.
آقای مهندسمیفرمایند: کنگره۶۰ با دستان آسمانی اداره میشود و دریچههای مختلفی را به روی من باز کرده است. یکی از آن درها را اگر بخواهم بگویم همین لژون سردار است، که ما اکثرا با دید مالی به آن نگاه میکنیم و اعتقاد چندانی به آن نداریم و میگوییم که لژیون سردار جایی است که از من پول می گیرند ؛ در حالی که آقای مهندس در سیدیهای اخیر راجب اینکه کنگره۶۰ از نظر مال هیچ وقت مشکلی نداشته و هم اکنون در حال ساختن دانشگاه ۱۰ هزار هکتاری است صحبت میکنند و در هفته چندین میلیارد فقط هزینه قند و چای میشود. آیا کنگره۶۰ در قسمت مالی واقعا نیازمند است؟
ما با اینکه با دید مالی به لژیون سردار نگاه میکنیم؛ ولی در واقع این لژیون سردار است، که به ما کمک میکند تا به تعادل برسیم. صورت مسئله لژیون سردار میگوید: در اینجا منیت خود را کنار میگذاریم، فقر را کنار گذاشته و بخشش را یاد میگیریم نه انفاق را. استاد امین در سیدی اخیر فرمودند: انفاق با بخشش فرق میکند. برای مثال انفاق یعنی؛ اگر من دو تیکه نان دارم یک تیکه از آن را میخورم و تیکه بعدی را به بغل دستی خود میدهم تا او بخورد؛ ولی بخشش، اینگونه نیست. وقتی نصف نان دارید و خود گرسنه هستید؛ اما ولی فقط ذرهای از آن را برای رفع گرسنگی میخورید و به سیری کامل نمیرسید این یعنی: ببخشش و گذشت و لژیون سردار همین را به ما یاد میدهد.
در یکی از سیدیهای اخیر از استاد امین سوال میکنند، که ما چه کاری انجام دهیم تا حالمان خوب شود. استاد امین میفرمایند: شما نباید کار خاصی انجام دهید، اولین قدم برای رسیدن به حال خوش حضور در یک مکان و جایگاه است؛ اگر ما امسال در لژیون سردار ۴۴ نفر عضو سردار داریم و فقط ۹ نفر از آنها تعهد خود را تسویه کردهاند به این دلیل است که ما با جان و دل نبخشیدهایم؛ یعنی هنوز به آن آگاهی نرسیدهایم که بدانیم اهمیت لژیون سردار و بخشش چقدر است؛ اگر ما واقعا احساس کنیم که به لژیون سردار و به آموزشها نیاز داریم، که حتما نیاز داریم دیگر با دید مالی به آن نگاه نمیکنیم. ما الانه اکثرا ایرانیها با مشکل مالی مواجهه هستیم پس چرا در لژون سردار شرکت نمیکنیم چرا وقتی میآیم، آماده نمیآیم؟ به خاطر اینکه اون اهمیت لژیون سردار را دریافت نکردهایم و فقط با دید مالی به آن نگاه می کنیم.
آقای مهندس در سیدی اخیر در مورد خطابه دوم در وادی چهاردهم صحبت میکنند و میفرمایند که: خوشا به حال آنهایی که میبخشند و به دنبال باز پسگیری نیستند. و خداوند به اینها جان دوباره و چند باره میبخشد. این جان؛ مانند جانی که در بازیهای کامپیوتری و موبایل به ما میدهند و هدف و راه ما را مشخص میکنند؛ اگر بیایم فقط برای خود استفاده کنیم یعنی از گروه ظالّین باشیم و گروه ظالّین یعنی: گروهی هستند که فقط خودشان را میبینند ؛ در حالی که یک انسان برای این چیزها به این دنیا نیامده است؛ بلکه انسان باید مدام در تکاپو و در تلاش باشد تا خود را به تعادل برساند. و هم به خاطر ماموریتی که آمده است؛ بایستی آن را به نحو احسن انجام دهد. در آخر اینکه وقتی که به ما چیزی را میدهند و بعدا از ما میگیرند، مثل این است که میآیند و ما را از گلستان به آتش میاندازند؛ ولی لژیون سردار این را به ما میگوید، که اول بیایید و پرداخت کنید، اول بیایید و وارد شوید تا تو را از آن آتشی که هستی تو به گلستان بیاندازیم و جایگاه تو را گلستان میکنیم، آن چیزی که برای ما بوده است. من خودم بارها شده و شش سال است که تجربه میکنم و فشار مالی شدیدی هم داشتهام؛ ولی در لژیون سردار با جون و دل بخشیدهام و نتیجه را میبینم. یک من ده شده ده من صد شده و این را باید چشم دل داشته باشیم تا ببینیم، واقعا روزهای اولی که وارد کنگره۶۰، شدیم آیا من همان آدم سابقی هستم که روزهای اول وارد کنگره۶۰ شدیم؟ من در روزهای اولی که به کنگره میآمدیم حتی پول کرایه تاکسی نداشتم و در زمستان به سختی رفت و آمد میکرم و گاهی وقتها هم خود را به سختی به کنگره میرساندم تا پول کرایه تاکسی را در سبد بیاندازم. همیشه بخشیدهام و الان هم با جون و دل میبخشم چون نتیجهاش را دیدهام.
پس باید با یک چشم دیگری به لژیون سردار نگاه کنیم و اینکه آموزشها آمدهاند که ما را به تعادل برسانند و ما اگر از نظر ظاهری به لژیون سردار نگاه کنیم، لژیون سردار همین صندلیهایی است که الان نشستهایم، لژیون سردار همان آب سرد کنی است که من دارم ازش آب میخورم لژیون سردار همین میکروفونی هستش که من دارم باهاش صحبت میکنم بنابراین به خود اهمیت دهید .کنگره۶۰ به ما احتیاج ندارد کنگره آمده است و خواهد بود و به آیندهها هم؛ اگر ما نباشیم منتقل خواهد شد. پس خودمان ببینیم که چکاره هستیم چگونه میآییم چگونه میرویم.
«رهایی سی سیدی همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر سپیده»

«رهایی سی سیدی همسفر فرزانه رهجوی راهنما همسفر سپیده»


مرزبانان کشیک: همسفر معصومه و مسافر رضا
عکاس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سپیده (لژیون هشتم)
تایپیست: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی قیدار
- تعداد بازدید از این مطلب :
214