لژیون سردار، یکی از بخشهای مهم و تأثیرگذار کنگره۶۰ است. جایی که مفهوم بخشش، مسئولیتپذیری و خدمت مالی در مسیر رشد و تکامل انسان معنا پیدا میکند. اعضاء لژیون سردار با مشارکت و خدمت خود، علاوه بر حمایت از ساختار کنگره، فرصتی برای شناخت بیشتر تواناییهای درونی و تجربه لذت بخشش پیدا میکنند. هفته دیدهبان، فرصتی است برای قدردانی از بزرگ مردانی که با عشق، ایمان و تعهد، در این مسیر خدمت میکنند و با تجربیات خود چراغی برای ادامه مسیر دیگران هستند.
مسافر علیرضا با آنتی ایکس مصرفی تریاک و شیره سفر خود را به مدت ۱۰ ماه به راهنمایی مسافر محمدصادق انجام دادند و امروز بیش از ۲۱ سال است که آزاد و رها هستند. به مناسبت «هفته دیدهبان» فرصتی فراهم شد تا از صحبتهای ارزشمند و تجربیات ایشان در زمینه خدمت و بخشش بهرهمند شویم.
اگر بخواهید لژیون سردار را برای فردی که درک و شناختی از عضویت در لژیون سردار ندارد توضیح دهید چه میگویید؟
وقتی این سؤال مطرح میشود؛ در واقع درباره فردی صحبت میکنیم که وارد کنگره۶۰ شده و در حال سفر است. زمانی که در کنگره حضور داریم و سفر میکنیم لازم است تمام اجزا و بخشهای آن را در نظر بگیریم. لژیون سردار نیز یکی از بخشهای مهم کنگره۶۰ است؛ اگر بخواهیم کنگره۶۰ را به بخشهای مختلف تقسیم کنیم، لژیون سردار یکی از سه بخش بزرگ و اساسی کنگره به شمار میرود. فردی که وارد کنگره میشود، در جلسات حضور پیدا میکند و به مشارکتها گوش میدهد، به مرور اطلاعاتی درباره لژیون سردار نیز به دست میآورد؛ اگر بخواهم لژیون سردار را برای یک سفر اولی یا فردی که مدتها است در کنگره سفر میکند؛ اما هنوز شناخت کاملی از این بخش ندارد تعریف کنم میتوانم بگویم: لژیون سردار بخشی از کنگره است که زمینه را فراهم میکند تا اطلاعات، آموزشها و دانشی که در کنگره دریافت میکنیم، از محیط کنگره فراتر برود و در زندگی و در مواجه با مسائل و مشکلات به شکلی کاربردی مورد استفاده قرار گیرد.
خدمت مالی چه تأثیری میتواند بر ما بگذارد؟
تأثیری نمیتواند بگذارد؛ چراکه ما روی خاک و در دنیای ماده زندگی میکنیم؛ اگر نتوانیم از دنیای مادی ببخشیم، از آن بگذریم و رها شویم، چگونه میتوانیم انتظار داشته باشیم که این بخش از زندگی، تأثیری بر رشد و تکامل ما داشته باشد؟ مسئله این نیست که خدمت مالی چه تأثیری روی ما میگذارد؛ بلکه بخشش، بخشی از مسیر رشد انسان است و انسان با بخشش معنا پیدا میکند. ما در کنگره باید توانایی این بخشش را در خود به وجود بیاوریم. البته اینطور نیست که من ببخشم و بلافاصله حالم خوب شود. نه مسئله به این سادگی نیست. زمانی که قدمها استوار نیست، تفکرات راستین شکل نگرفته خواستهها نامعلوم هستند و مسائل برای انسان مجهول ماندهاند، ممکن است انسان در دوراهیها و سردرگمیهای زندگی گرفتار شود. در چنین شرایطی، یک چیز میتواند به داد انسان برسد و آن خداوند است. صدای خداوند را میتوان در بخشش شنید؛ اگر میخواهید خداوند را صدا بزنید و از او یاری بخواهید؛ باید اهل بخشش باشید تا خداوند نیز به فریاد شما برسد؛ همانطور که گاهی تلفن ما زنگ میخورد و آن را روی حالت سکوت قرار میدهیم یا پاسخ نمیدهیم، در زندگی نیز ممکن است صدای هستی را نشنویم و پاسخی دریافت نکنیم. زمانی که انسانی به کمک شما نیاز دارد و شما دست او را نمیگیرید، نباید انتظار داشته باشید که در زمان نیاز، دیگران نیز به یاری شما بشتابند. این یک اصل است و موضوعی نیست که بتوان آن را ساده گرفت یا با آن شوخی کرد.

سؤالی که برای من پیش آمده این است که من که عضو لژیون سردار هستم و تا اکنون به دلیل مسائل مالی نتوانستهام پرداختی داشته باشم، آیا میتوانم در ذهن خود اینگونه بیاورم که خداوند بدهد تا من هم بتوانم ببخشم؟ من واقعاً میخواهم پرداخت کنم؛ اما در حال حاضر توان مالی ندارم.
اصلاً بحث لژیون سردار، توان مالی نیست و بخشش هم به توان مالی وابسته نیست، ممکن است تنها هزار تومان در جیب شما باشد، مقداری از این هزار تومان برای خود شما است، مقداری برای فردای شما و شاید بخشی از آن نیز سهم دیگری باشد. قرار نیست گفته شود چهار خانه داشته باش و یکی از آنها را ببخش، مسئله این است که آیا همین امروز در حد توان خود، توانایی بخشش داری؟ سیستم کائنات فقیر نیست و نیازی به من و شما ندارد، آنچه اهمیت دارد نیروی بخشش است که باید در وجود خودمان ایجاد کنیم؛ اگر امروز هزار تومان داریم، آیا میتوانیم از همین هزار تومان لذت بخشیدن را تجربه کنیم؟ اگر بتوانیم این توانایی را در خود ایجاد کنیم، زمانی که روزی هزار میلیارد در اختیار ما قرار گرفت نیز میتوانیم از بخشش لذت ببریم؛ اگر امروز با داشتههای اندک بخشیدن را تمرین نکنیم، فردا با داشتن امکانات بیشتر هم ممکن است نتوانیم لذت بخشش را تجربه کنیم.
وظیفه شما بهعنوان دیدهبان لژیون سردار چیست؟
در کنگره، هر فرد وظیفهای بر عهده دارد و شاید بزرگترین وظیفه هر انسان این باشد که مراقب خودش باشد. دیدهبان نیز پیش از هر چیز باید بر عملکرد و مسیر خودش نظارت داشته باشد. در عین حال سرزمینی را نیز در اختیار او قرار دادهاند و وظیفهاش این است که در آن سرزمین، خودش را پرورش دهد نه اینکه به پرورش دیگران بپردازد. ما در کنگره نمیتوانیم به کسی آموزش بدهیم؛ بلکه خودمان آموزش میگیریم. ما در این مسیر تربیت و اصلاح میشویم و زمانی که دیگران تغییر و اصلاح ما را میبینند، آنها نیز از این مسیر تأثیر میپذیرند. در اینجا موضوع اصلی، اصلاح و تربیت خود انسان است. من نیز وظیفه دارم که در لژیون سردار، خدمت مالی خودم را انجام دهم و یکی از دغدغههای اصلی من این است که امسال چگونه میتوانم خدمت مالی بیشتری داشته باشم؛ در نهایت فرآیند و روندی را که در مسیر خدمت مالی اتفاق میافتد، به درستی دنبال کنم؛ اگر در پشت این فرآیند قدرتی وجود داشته باشد، این فرصت و جایگاه به من داده شده است که درباره تجربیات خودم و سایر دوستان در این زمینه، در شعب مختلف صحبت کنم تا اگر اعضاء دیگر نیز بخواهند این مسیر را ادامه دهند، راه برایشان روشنتر باشد. یک دیدهبان باید صحبتهای مهندس را به خوبی بشنود و مهمتر از آن بتواند آنها را به درستی اجرا کند. زمانی که یک دیدهبان خوب گوش میدهد و آنچه را آموخته است به درستی اجرا میکند میتواند آن دانایی را در دیگران نیز مؤثر واقع کند. یک دیدهبان وظیفه دارد درست حرکت کند، به گونهای که دیگران بتوانند از درستی حرکت او الگو بگیرند و مسیر خود را پیدا کنند.
شما چگونه بین کار در کنگره و خانواده تعادل برقرار میکنید؟
این سؤالی است که تقریباً همهجا مطرح میشود و حتی استادان نیز به آن اشاره میکنند، اینکه چگونه ممکن است سه روز در هفته در کنگره حضور داشته باشیم، یک روز به شهرستان برویم و در کنار آن، به خانواده و کار خود نیز رسیدگی کنیم؛ اما مسئله اینجا است که ما زمان را به درستی نمیشناسیم؛ اگر زمان را بشناسیم، دیگر اینگونه قضاوت نمیکنیم. زمانی که خودش را در اختیار انسان قرار میدهد، دیگر احساس نمیکنیم که کمبود وقت داریم. وقتی خدمت میکنیم، تازه زمان در اختیار ما قرار میگیرد. وقتی در کنگره خدمت میکنید، تازه متوجه میشوید که چگونه میتوان زمان را مدیریت کرد. زمان خانواده، زمان کار، زمان آموزش و زمانی که باید برای خودتان اختصاص دهید؛ بنابراین مسئله این نیست که زمان نداریم، مسئله این است که هنوز یاد نگرفتهایم چگونه از زمان خود استفاده کنیم، ممکن است در طول هفته سه روز به کنگره بیاییم و هر بار سه، چهار یا حتی پنج ساعت در کنگره حضور داشته باشیم؛ اما در مقابل، آموزش میگیریم که زمان خود را در کار و خانواده چگونه مدیریت کنیم. گاهی تا دیر وقت میخوابیم، ساعتها با تلفن صحبت میکنیم و وقت خود را صرف صحبتها و کارهای بیهوده میکنیم؛ در نتیجه زمان زیادی را از دست میدهیم؛ اما وقتی در کنگره آموزش میبینیم، نهتنها زمان کم نمیآوریم؛ بلکه گاهی میبینیم که حتی زمان بیشتری هم در اختیار داریم.
طراح سوال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر صفیه (لژیون اول) و همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر محبوبه (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون هفتم)
مصاحبه کننده: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر صفیه (لژیون اول) نگهبان سایت
ویرایش و ارسال: همسفر مبینا رهجوی راهنما همسفر مهتاب (لژیون ششم) دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی عطار نیشابوری
- تعداد بازدید از این مطلب :
1167