English Version
This Site Is Available In English

بخشش با میل و آگاهی, نه ترس و اجبار

بخشش  با میل و  آگاهی, نه ترس و اجبار

جلسه نهم از دوره دوم جلسات لژیون سردار کنگره۶۰ نمایندگی بندرعباس به استادی پهلوان همسفر سمانه، نگهبانی راهنما همسفر رقیه، دبیری همسفر الهام با دستور جلسه: "صورت مسئله اعتیاد" روز دوشنبه‌ در تاریخ  ۶ مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۳:۴۵ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

در کنگره۶۰، برای شناخت اعتیاد نخست باید صورت مسئله آن را بدانیم. اعتیاد تنها مصرف مواد مخدر نیست؛ بلکه جسم، روان و جهان‌بینی فرد را تحت تأثیر قرار می‌دهد. برای درمان، این بخش‌ها باید به‌تدریج بازسازی شوند و به تعادل برسند. وقتی فرد در مسیر درمان قرار می‌گیرد، تنها دریافت‌کننده خدمت نیست؛ می‌تواند با آموزش و رسیدن به تعامل، خود در جایگاه خدمت قرار بگیرد.

یکی از شکل‌های خدمت در کنگره۶۰، خدمت مالی است که مربوط به لژیون سردار می‌شود. در خدمات مالی، افراد با توان و اختیار خودشان مشارکت می‌کنند و با بخشش، منابع مالی را تأمین می‌کنند. خدمات مالی فقط پول نیست؛ تمرینی برای بخشش، مسئولیت‌پذیری و کمک به دیگران است.

بخشش یعنی انسان بتواند بدون منت و با اختیار خودش، از آنچه دارد بگذرد تا به دیگران کمک کند. چرا گذشتن از مال اهمیت دارد؟ چون ثروت برای انسان ارزشمند است و در مرحله بالایی قرار دارد. وقتی فرد بخشی از داشته‌هایش را می‌بخشد، نشان می‌دهد دیگران برایش اهمیت دارند و به کمک به آن‌ها ارزش می‌دهد. بخشش با اجبار فرق دارد؛ زمانی ارزشمند است که با میل و آگاهی باشد، نه از روی ترس، اجبار یا فشار.

مقدار کمک ما معیار ارزش نیست؛ چه شش میلیون، چه پنجاه و چه صد میلیون باشد. مهم این است که بتوانیم این عمل عظیم را انجام بدهیم. وقتی انسان فقط برای خودش زندگی نکند و نشان بدهد دیگران هم برایش مهم هستند، آنجاست که به آگاهی رسیده و می‌تواند بهتر در مسیر صراط مستقیم حرکت کند.

در کنگره۶۰ شاهد هستیم افرادی بدون اینکه کسی از آن‌ها بخواهد، با میل و عشق می‌آیند و بدون تردید کمک می‌کنند. اگر امروز ما روی این صندلی نشسته‌ایم و حال خوبی داریم، به خاطر بخشش‌های گذشتگان است. اگر آن‌ها بی‌تفاوت رد می‌شدند، درمان می‌شدند و می‌رفتند، قطعاً ما الان اینجا نبودیم. امروز وظیفه من است که بی‌تفاوت نباشم و بهای این حال خوب را بپردازم.

وقتی وارد کنگره شدیم، کسی نپرسید پول داری یا نداری، یا دینت چیست. با آغوش باز پذیرایمان شدند، کمک کردند و تلاش کردند تا به درمان و حال خوب برسیم. امروز باید جبران کنیم. آقای مهندس می‌فرمایند ما نباید در گذشته بمانیم، ولی باید نیم‌نگاهی به گذشته بیندازیم تا بدانیم کجا بوده‌ایم و امروز کجا هستیم. اگر امروز پدر و مادر من حال خوبی دارند و خدمت می‌کنند، به خاطر کمک افرادی است که آمدند، گذشت مالی کردند و بخشیدند.

زمانی که کنگره نمی‌آمدیم و پدرم مصرف‌کننده بود، مشکلات بسیاری داشتیم. پدرم بیماری پوستی داشت که دکتر سرطان را تشخیص داده بود و مادرم در نوبت پیوند کبد بود. هر روز از اصفهان به شیراز و تهران می‌رفتیم و هر دو درگیر بیماری شده بودند. در شرایطی بودیم که همه‌چیزمان را از دست داده بودیم و پولی نداشتیم. پدرم به خاطر اعتیاد همه را از دست داده بود و حتی دکتر هم نمی‌توانست برود.

یک روز اتفاقی افتاد؛ زخم زبان‌هایی شنیدم و کمک خواستیم، ولی کسی کمک نکرد. آن شب قلبم شکست و چند روز بعد راه کنگره برای ما باز شد. می‌گویند بعضی وقت‌ها خوب است دل آدم بشکند. من امروز خوشحالم که دلم شکست و باعث شد راه کنگره باز شود. وقتی آمدیم، مرزبان‌ها با آغوش باز ما را بغل کردند و محبت کردند. ما سه نفر فقط پرسیدیم چرا این‌ها این‌قدر با محبت هستند؟ مگر ما را می‌شناسند؟ برایمان عجیب بود.

وقتی سفر کردن را شروع کردیم، پدرم کم‌کم درمان شد. با آن دارو، جسمش به تعادل رسید بدون اینکه به پزشک مراجعه کند. مادرم کم‌کم با نوشتن سی‌دی به آن جهان‌بینی رسید و بیماری‌اش درمان شد. از راهنمایان پدر و مادرم همسفر زهره و مسافر مهدی بسیار ممنونم که در این مسیر کمک کردند. در کنگره انسان‌هایی را می‌بینیم که نمی‌پرسند چرا این درد را داری، ما را درک می‌کنند، کنار ما قرار می‌گیرند و کمک می‌کنند. نباید این‌ها را نادیده بگیریم؛ اگر نادیده بگیریم کفر کرده‌ایم. آقای امین می‌فرماید اگر نبینی و سپاسگزاری نکنی، کفر ورزیده‌ای. باید قدردان این عزیزان باشیم، در کنارشان خدمات مالی انجام بدهیم و بی‌تفاوت نباشیم.

در بندرعباس مصرف‌کننده‌ای را دیدم که با چاقو به بدنش می‌کشید. لحظه‌ای به فکر افتادم آقای مهندس چه کار بزرگی کردند. اگر نادیده می‌گرفتند و فقط به فکر خودشان بودند، وقتی درمان می‌شدند می‌رفتند، الان وضعیت ما هم بدتر از آن بود و معلوم نبود کجا بودیم. چه حرکت بزرگی در کنگره انجام می‌شود. ما می‌آییم می‌بخشیم، کنگره به پول من و شما احتیاجی ندارد. آن‌قدر افرادی هستند که با عشق ببخشند که به پول من نیازی نیست؛ ولی قطعاً من به این بخشش نیاز دارم چون با بخشیدن حال خودم خوب می‌شود.

زمانی که پدرم پهلوان شد و بعد برای مادرم اعلام پهلوانی کردند، من آرزو داشتم دنر بشوم که به لطف پدرم این اتفاق افتاد ولی آرزو داشتم که روزی با پس‌انداز خودم بتوانم ببخشم که لذتش بیشتر است. شروع کردم به پس‌انداز کردن، عضو لژیون سردار شدم؛ شش تومان، سال بعد هشت تومان و سال بعد ده تومان، چون امسال نباید با سال قبل یکی باشد.

همیشه به بچه‌ها گفتم اگر صدایی درونت می‌گوید تو می‌توانی دنور، سردار یا پهلوان بشوی، آن صدا صدای خداوندی است که از رگ گردن به ما نزدیک‌تر است و نباید بی‌تفاوت رد شویم. آن لحظه حس کردم صدایی به من می‌گوید سمانه تو می‌توانی دنر بشوی و این اتفاق افتاد. بخشندگی یکی از بزرگ‌ترین صفات خداوند است که می‌توانیم این صفت را در وجود خودمان پررنگ کنیم و شبیه خداوند بشویم. من همیشه گفته‌ام من سمانه، من هم یک خدای کوچکم. چرا؟ چون تمام خصوصیاتی که خداوند دارد، در وجود مخلوق هم قرار داده شده. پس من یک قطره از اقیانوس هستم؛ پس من هم می‌توانم این کار را انجام بدهم، این بخشندگی را داشته باشم، این از خودگذشتگی را داشته باشم.

اگر من امروز پدرم درمان شده، باید کمک کنم یک شخص دیگر هم پدرش درمان بشود. تک تک ما حاضر بودیم کل زندگی‌مان را بدهیم تا مسافرمان به حال خوش برسند. الان وقتش رسیده حداقل روی حرف خودمان باشیم. تمام زندگی‌مان را هم نیاز نیست که بدهیم می‌توانیم از یک مبلغ کوچک شروع کنیم.

البته افرادی که در بندرعباس هستند، بسیار انسان‌های بخشنده‌ای هستند و من واقعاً از شما درس می‌گیرم. شما الان اولین‌های شعبه بندرعباس هستید و خیلی مهم است چگونه حرکت کنید و قدم بردارید تا روز به روز شعبه شما بزرگ‌تر شود و از خودتان شعبه داشته باشید.

تایپیست: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون اول)
عکاس: همسفر رحیمه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بندر‌عباس
 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...