جلسه ششم از دوره سوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران به نمایندگی اردبیل با استادی همسفر شهلا، نگهبان موقتی همسفر رعنا و دبیر موقتی راهنما همسفر مهری با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» روز دوشنبه 6 مهر ماه 1405 ساعت 15:00 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
وقتی چند روز پیش به من زنگ زدند و گفتند که قرار است استاد این جلسه باشم، اصلاً دلم نمیخواست در مورد این موضوع استاد جلسه باشم. مدام به این فکر میکردم که به خانم سمیه بگویم من نمیخواهم با این دستور جلسه استاد بنشینم. اما وقتی بیشتر به موضوع فکر کردم، دیدم من از بچگی همیشه در مورد اعتیاد و صورتمسئله آن فرار کردهام. بعد به این نتیجه رسیدم که حتماً یک رمز و رازی در این موضوع وجود دارد که دستور جلسه اعتیاد برای من افتاده است.
تنفر من از اعتیاد تا جایی بود که یک روز پسرعموی بنده که نویسنده است، کتابی را به من هدیه داد. وقتی جلد کتاب را نگاه کردم، دیدم روی آن نوشته شده: «بیایید معتاد شویم». من با تمسخر به آن کتاب نگاه کردم. بعد پسرعمویم به من گفت: «اول کتاب را بخوان، بعد به من بگو این چه کتابی است که به تو هدیه دادهام.»
بعد رو به من کرد و گفت: «قرار نیست همیشه معتاد چیزهای بد باشیم. ما میتوانیم معتاد چیزهای خوب و باارزش شویم.» در کنار آن، به چیزهای منفی هم اعتیاد گفته میشود.
من قبل از اینکه در مورد دستور جلسه صحبت کنم، اول از خانم زهرا و خانم سمیه تشکر میکنم که واقعاً راه صحیح زندگی کردن را به ما یاد میدهند. البته از همه همسفرانی که در رهایی من نقش داشتند نیز تشکر میکنم و از همه عزیزان سپاسگزارم.
حالا در مورد دستور جلسه صحبت میکنم.
یکی از مشکلات اعتیاد این بود که صدها سؤال مجهول در مورد آن وجود داشت و نتیجه این شد که عدهای بگویند اعتیاد درمان ندارد. اما اقای مهندس با روش DST و با پیدا کردن صورتمسئله اعتیاد، تمام سؤالات بیربط و حاشیهای را کنار گذاشتند و در اینجا یک اتفاق بزرگ افتاد.
یکی از سؤالهای مهم این بود که چرا فردی که حتی برای مدت طولانی مواد مخدر را کنار میگذارد، باز هم وسوسه مصرف مواد را دارد؟
اقای مهندس با جستوجو و پیمودن راههای طولانی متوجه شدند که سیستم تولید مواد شبهافیونی بدن، بر اثر مصرف مواد مخدر دچار نقص شده و کار خودش را بهدرستی انجام نمیدهد. در واقع، مواد بیرونی که فرد مصرف میکند، جایگزین مواد شبهافیونی بدن میشود و هر زمان که مواد قطع میشود، این سیستم دچار ناکارآمدی میشود.
وقتی سیستم جسم دچار نقص میشود، از سر انگشت پا تا موهای سر، همه قسمتهای وجود انسان تحت تأثیر قرار میگیرد. روان و خلقوخو نیز از حالت طبیعی خارج میشود. البته این خارج شدن از حالت طبیعی به معنای روانی شدن فرد نیست، بلکه چون جسم تعادل خودش را از دست داده است، روان هم تعادل خود را از دست میدهد؛ مانند افسردگی و مشکلات دیگری که در فرد به وجود میآید.
همچنین تفکرات و دیدگاههای فرد مصرفکننده نیز دچار تغییر و تحول میشود و باعث میشود فرد قدرت تعقل و تفکر درست و انجام صحیح کارهای خود را از دست بدهد.
اما اقای مهندس بزرگترین گره اعتیاد را که تا آن زمان کسی پیدا نکرده بود، پیدا کردند و آن را به اجرا گذاشتند و آن هم اجرای روش DST با شربت تریاک بود که در طول مدت ده یا یازده ماه به انجام میرسد.
در این یازده ماه، مثلث وجودی انسان که همان جسم، روان و جهانبینی است، به سمت درمان و تعادل حرکت میکند و تا امروز هزاران هزار نفر با استفاده از این روش به درمان و رهایی رسیدهاند.
در آخر، از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان تشکر میکنم، چون حضور من در اینجا باعث شد متوجه شوم که یک مصرفکننده، یک بیمار است، نه یک مجرم.
یاد گرفتم که باید یک مصرفکننده را دوست داشت و به او فرصت داد تا بتواند مسیر درمان و رهایی را طی کند.

مرزبانان کشیک:مسافر حبیب و همسفر لیلا
تایپیست: همسفر بیتا رهجوی راهنما همسفر مهری (لژیون دوم)
عکاس، ویرایش و ارسال: همسفر لیلا مرزبان خبری
گروه خانواده نمایندگی اردبیل
- تعداد بازدید از این مطلب :
191