جلسه دهم از دوره دوم لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی بروجن به استادی راهنما همسفر فاطمه، نگهبانی راهنمای تازهواردین همسفر الهام و دبیری همسفر مریم با دستورجلسه «صورتمسئله اعتیاد» روز دوشنبه 6 مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱3:45 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
در ابتدا شاکر و سپاسگزار خداوند هستم و شاکر استاد سردار هستم از ایجنت همسفر زهره و نگهبان همسفر الهام، تشکر میکنم که اجازه خدمت را به من دادند. ابتدای صحبتهایم بگویم که چقدر مفهوم خیلی چیزها در کنگره برای ما زیباتر بیان شده است، آن پیوند محبت و آن دلتنگی و در نهایت، انسان وقتی از دوستانش دور باشد و برسد آن لذت وصال چقدر برایش قشنگتر میشود. خیلی خوشحالم از دیدار تکتکتان و امیدوارم بهترینها در مسیر کنگره برای همه ما رقم بخورد.
در مورد دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» از صحبتهای دکتر امین الهام میگیریم. دکترامین در صحبتهایشان گفتند یکسری مطالب هست که به عنوان پایه و فونداسیون حساب میشوند مثل پی و فونداسیون یک ساختمان. آنقدر مهم هستند که ما در یک ساختمان اگر بهترین مهندس و نقشهکش آن ساختمان را داشته باشیم و بهترین مصالح را هم استفاده کرده باشیم؛ ولی فونداسیون و پی آن ساختمان پایه محکمی نداشته باشد آن ساختمان شاید فرو بریزد.
در مورد مطالب هم همین است. یکسری مطالب در کنگره هست که دکترامین به عنوان مطالب پایه و فونداسیون کنگره از آنها یاد کردهاند و گفتهاند کتاب ۶۰ درجه زیر صفر، همین صورت مسئله درمان اعتیاد، کتاب ۱۴ مقاله و وادیها، همه اینها پایههای کنگره هستند.از زمانی که یک شخص، سفر اول وارد کنگره میشود و سفر اول و سفر دوم را طی میکند و در ادامه خدمتگزار میشود و در آزمون راهنمایی شرکت میکند، همه اینها را که دارد میگذراند در اصل آن ساختمان وجودی خودش را دارد شکل میدهد حالا اگر این ساختمان وجودی که من دارم به آن شکل میدهم آن پایه و پی محکم را نداشته باشد؛ اگر من بلد نشده باشم و یاد نگرفته باشم اصلاً صورت مسئله اعتیاد چه چیزی است، کتاب ۶۰ درجه زیر صفر در مورد چه چیزی صحبت میکند یا کتاب عشق (۱۴ وادی برای رسیدن به خود) در مورد چه چیزی صحبت میکند و بسنده کنم به آن مطالبی که در طول هفته دارد آموزش داده میشود در ادامه آن ساختمان وجودی من یک ساختمان متزلزل خواهد شد و از آن حس خوبی که باید برخوردار باشم آن حس لازم را به دست نمیآورم؛ ولی اگر از همان پایه و اساس، همه این چیزها را خوب یاد گرفته باشم و عمل کنم، قطعاً ساختمان وجودی من خیلی محکمتر و استوارتر میشود.
یکی از پایهها، گفتیم که دکترامین گفتند: «صورت مسئله اعتیاد» است که مهندس حسین دژاکام در سال ۷۷ در دانشگاه علوم پزشکی زاهدان آن را مطرح کردند و در مورد اینکه اصلاً صورت مسئله اعتیاد چه چیزی است، آنجا سخنرانی کردند در پی آن در ادامه مقالات دیگری مثل مقاله «سمزدایی» یا مقالاتی که الان درباره انواع و اقسام بیماریها، خدا را شکر دارند ارائه میدهند در پی همان صورت مسئله اعتیاد به وجود آمد در سیدی «کرونا» مهندس حسیندژاکام فرمودند: «اگر بخواهیم یک مسئلهای را حل کنیم، اول باید آن صورت مسئله برایمان مشخص باشد؛ یعنی اول باید یکسری دادههایی هم داشته باشیم». مثلاً مسئله کرونا که ما همگی تجربه کردیم و در کنگره مسئلهاش باز و حل شد و راهحل آن پیدا شد حالا یک ویروسی بود که به وسیله D.sap یا بخورش را استفاده میکردیم یا خوراکی، و محل قرار گرفتن آن را میدانستیم آن ویروس را توانستند از بین ببرند.
در مورد صورت مسئله اعتیاد هم مهندس حسیندژاکام همین را گفتند که ما اصلاً صورت مسئله اعتیاد را اینطور باز کردیم که یکسری دادههایی داریم اینکه اصلاً مواد چه چیزی است. مواد مخدر را برای خودمان تعریف کردیم و در ادامه جسم وجودی انسان را آمدیم بیان کردیم که یکسری غدد درونریز و برونریز هستند، نوروترانسمیترها هستند که اینها یکسری مواد شبهافیونی را تولید میکنند که هر کدام از این مواد شبهافیونی یک نقشی در بدن دارند و یک کار خاصی را انجام میدهند حالا انسانی که دچار اعتیاد شده، یعنی در اصل این جسمش دیگر آن سلامتی را ندارد. ما با یک انسانی مواجه هستیم که از نظر جسم، روان و جهانبینی بیمار شده است حالا میخواهیم این شخص بیمار را تبدیل به یک انسان سالم کنیم. مهندس حسیندژاکام گفتند هر فردی از نظر جسمی مشکل داشته باشد، روانش هم سالم نخواهد بود؛ چرا که شاید ما ۲۲۰ نوع بیماری داریم که به آنها بیماریهای روانتنی میگوییم و همه به خاطر روان ناسالم به وجود آمدهاند.
شخصی که غددش درست کار نمیکند، روان و خلقوخوی درستی هم ندارد و شخصی هم که روان و خلقوخوی درستی نداشته باشد، تبدیل میشود به انسانی که جهانبینی ناسالمی دارد؛ پس اینجا این صورت مسئله را برای ما مطرح و ساده کردند و بازش کردند که بیماری اعتیاد را ما باید از سه ضلع مورد درمان قرار دهیم: جسم، روان و جهانبینی. جسم را که با داروی OT درمان کردند و روان هم که با آموزشهای جهانبینی درمان شد که یک مصرفکننده بعد از ۱۰ تا ۱۱ ماه میتواند به آن سلامت جسمش برسد در نهایت مهندس حسیندژاکام منظورشان را از باز کردن صورت مسئله اعتیاد اینطور بیان کردند که هر چیزی یک کلیدی دارد و ما نباید هر مسئلهای که در زندگیمان هست را به پیچیدهترین شکل ممکن بخواهیم حل کنیم؛ باید از مسئله درمان اعتیاد الگو بگیریم. چرا قبل از اینکه صورت مسئله اعتیاد باز شود، راه درمان وجود نداشت؟ اگر هم وجود داشت، همه ترکها نافرجام بود و دوباره شخص با تخریبهای بیشتر به اعتیادش برمیگشت؛ به خاطر اینکه مسئله را پیچیده کرده بودند و صورت مسئله باز نشده بود؛ ولی وقتی صورت مسئله اعتیاد باز شد، خوب درمانش هم خیلی راحت انجام شد. دکترامین گفتند ما آن الهام و الگویی را که از صورت مسئله اعتیاد میگیریم؛ باید در تمام مراحل زندگی کاربردی کنیم؛ به خاطر اینکه به قول مهندس حسیندژاکام علم پیچیده نیست و هر چیزی یک کلیدی دارد.
ما بعد از اینکه به کنگره آمدیم و خودمان هم به نوعی تحت درمان قرار گرفتیم آن مسئله جهانبینی غلطی که داشتیم و آن روان ناسالمی که داشتیم، تحت درمان قرار گرفت. تازه کلید حل هر یک از مشکلاتمان شروع کرد به پیدا شدن و مسائلمان یکییکی حل شدند. من مثالش را در لژیون سردار میزنم که همهمان تجربه کردیم. همه ما قبل از کنگره شاید بخشش انجام میدادیم؛ ولی بخششمان پشتش یک انتظاراتی بود؛ به خاطر اینکه ما اصلاً قدرت بخشش را به دست نیاورده بودیم در لژیون سردار و کنگره بود که یاد گرفتیم اصلاً آن بخشش را برای چه چیزی انجام میدهیم و قدرت بخشش را چطور به دست بیاوریم یا اگر الان که اینجا هستیم به آن آرامش، یا یک آرامش نسبی رسیدهایم و خیلی از مسائل و مشکلاتمان در زندگی حل شده است به خاطر چه چیزی است؟ به خاطر اینکه توانستیم صورت مسئله مشکلاتی را که در زندگیمان بود باز کنیم هر کس یک مشکلی داشت. شاید من دوست داشتم ببخشم؛ ولی نمیتوانستم ببخشم. شاید مشکل مالی داشتم و نمیدانستم ریشه این مشکل مالی من از کجاست یا نمیتوانستم به راحتی با بقیه ارتباط برقرار کنم این خودش یک مسئله است.
وقتی که من یاد گرفتم این صورت مسئله را برای خودم باز کنم و به قول مهندس حسیندژاکام آن مسئله و دادهها را باز کنم، توانستم به راحتی به دیگران محبت کنم و ارتباطم با دیگران درست بشود یا با پسانداز، قناعت و درست خرج کردن، توانستم مسئله مالیام را هم درست کنم؛ پس نهایتاً اینکه با خیلی از راهکارها و آگاهیهایی که مهندس حسیندژاکام میگویند، میتوانیم خیلی از مسائل زندگیمان را حل کنیم. اینکه الان اینجا هستیم و نشستهایم، بیخود و بیجهت نیست. من همیشه به خودم میگویم: آگاه باشم و بدانم که این سرمنشأ از کجا گرفته شده است.
من شاید دو یا سه ماه از کنگره دور بودم اسمش را استراحت گذاشتم؛ ولی همان هم آموزش بود و تلنگر و آموزش خوبی برای من؛ چرا که قشنگ توجه کردم که هر موقع میآمدم بیرون، غیرممکن بود با یک شخص مصرفکننده برخورد نداشته باشم. حالا این اتفاق قبلاً هم اتفاق افتاده بود؛ ولی نوع دیدم تغییر کرده بود.
اینکه تازه من به خودم بیایم که در مسیری که هستیم، خدمتگزار هستیم یا آموزش میگیریم، هر دو با هم دارد اتفاق میافتد، آگاه باشیم به ارزش این مسیری که دارم در آن قدم برمیدارم؛ اما میگویم که تکتک این دیدنها تلنگری به من بود که آگاه باشم؛ اگر مثلاً الان دور هستی نباید به منزله این باشد که فراموش کنی کجا بودی، چه چیزی زندگیات را نجات داد و چه چیزی باعث شد الان به این آرامش در کنار بچهها و مسافرت برسی. آگاه باشیم به اینکه رسالت من در این راه میتواند چه چیزی باشد. مثلاً بعد از چند سال بودن در کنگره و نهایت استفاده کردن، الان باید یک کناری بنشینم و تماشاگر باشم یا باید رسالتم را ادامه بدهم تا خدا را شکر هم به آموزش خودم کمک بکنم و هم یک قدم مثبت در این مسیر بتوانم بردارم.
خدا را شکر میکنم که صورت مسئله اعتیاد باز شد و در پی آن مهندس حسین دژاکام چه اتفاقهای بزرگتری را رقم زدند، اتفاقهایی که امیدوارم انشاءالله در آینده جهانی شوند. آن مسئله باز شدن بیماریها و درمان شدن بیماریها که الان به واسطه کنگره، مقالات جهانی میشود؛ همه اینها جهانی شود و خدا را شکر که همه ما در این مسیر هستیم و خداوند این سعادت را به ما داده است. انشاءالله که همگی نهایت استفاده را از این مسیر ببریم.
تایپیست: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر سعیده (لژیون سوم)
عکاس: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر سوزان رهجوی راهنما همسفر صغری (لژیون ششم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بروجن
- تعداد بازدید از این مطلب :
366