جلسه دوازدهم از دوره سوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره60 نمایندکی گرمسار به استادی همسفر الهه، نگهبانی همسفر اعظم و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» روز یکشنبه ۵ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰شروع به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سال تحصیلی جدید کنگره را با دستور جلسه «صورتمسئله اعتیاد» که یک دستور جلسه بنیادی، پایهای، ریشه و اساس کنگره است، تبریک میگویم. اگر بخواهم از مسئله و حل مسئله بگویم مسئلهای در دوران دبستان و مدرسه، برای من یک غول خیلی بزرگی بود؛ طوری که سعی میکردم قید آن درس و آن نمره را بزنم، از آن رد شوم و آن مسئله را حل نکنم. غافل از اینکه کمی جلوتر در زندگیام قرار است با مسئلههای خیلی پیچیدهتری روبهرو شوم که دیگر نمیتوانم از آنها فرار کنم و باید بایستم و حلشان کنم. در کنگره یاد گرفتیم که ما از مشکل و از مسئلههایی که در زندگی ما پیش میآید، نباید فرار کنیم؛ باید بایستیم و آنها را حل کنیم.
یکی از بزرگترین مسئلههایی که در زندگی من با آن روبهرو شدهام، مسئله اعتیاد بود؛ مسئلهای که امروز به خاطرش روی این صندلی نشستهام و خیلی از شما عزیزان هم به خاطرش اینجا حضور دارید. مسئلهای که خیلی برایم غیرقابلهضم و غیرقابلباور بود خیلی سنگین بود؛ جلوتر فکر میکردم که هیچ راه درمانی ندارد و همیشه یک دنیا سؤال در ذهن من بود که چرا من به هر دری میزنم به جواب نمیرسم؟ هرچه بیشتر تلاش میکنم به در بستهتر میخورم؟ هر راهی میروم، آخرش بیراهه است؟ تا اینکه وارد کنگره شدیم. تکتک این سؤالهای من جواب داده شد؛ یک خط بطلان روی تمام باورهای قبلی من کشیده شد و یک سری دادههای جدید، کنگره به من داد.
اینکه یک مسافر اگر حالش خوب نیست، اگر هرچه سعی میکند به در بسته میخورد، مشکل و ریشه و اساس کار از یک جای دیگر است. مشکل از این است که اعتیاد را نه من همسفر شناخته و نه خودش شناخته بود. آقای مهندس با بیان «صورتمسئله اعتیاد» آن را برای من بهصورت ساده و روان بیان کردند. صورتمسئله اعتیاد آمد و به من گفت: ما یک سری مواد شبهافیونی داخل بدن خودمان داریم؛ حالا یک شخصی که دچار اعتیاد میشود، چهکار میکند؟ میآید با تریاک، هروئین، شیشه، انواع مواد مخدر، این مواد داخل بدن خودش را از کار میاندازد. این مواد را از بیرون وارد بدن خودش میکند؛ آن مواد داخل بدن و سیستمهای داخل بدن خودش را از کار میاندازد و چنان بلایی سر خودش میآورد که دیگر خواب، خوراک، روابط اجتماعی، مسائل زناشویی و هر آنچه که اطرافش اتفاق میافتد را از خودش میگیرد و هیچ چیزی را متوجه نمیشود.
من فکر میکردم که البته این باور خود من قبل از ورود به کنگره بود، با یک جو غیرت و اراده میشود این اعتیاد را کنار گذاشت و انواع و اقسام راههایی را میرفتیم که همیشه به بیراهه بود؛ انواع و اقسام کمپها، انواع و اقسام قرصها، متادوندرمانی، قرص B ۲، حتی بستری شدن در قسمت اعصاب و روان؛ اما الآن افتخار میکنم به اینکه وارد یک مسیر و یک NGOیی شدهام که این مسئله را برای من روشن کرد و به من نشان داد که راه کدام است. آقای مهندس در قسمت «صورتمسئله اعتیاد» مثلث درمان اعتیاد را برای ما مشخص میکنند: جسم، روان و جهانبینی، اینکه یک فرد که در هر سه قسمت مشکل دارد؛ باید به موازات یکدیگر به درمان برسد تا سیستم بدنش به کار بیفتد و به حال خوب برسد. آقای مهندس در «صورتمسئله اعتیاد» مبدأ، مقصد و هدف را برای ما مشخص کردند. مبدأ چه بود؟ مبدأ همان تشخیص اینکه چه مقدار از آن سیستمهای درون بدنمان آسیب دیده بود؛ مقصد کجا بود؟ مقصد بازسازی آن سیستمهای شگفتانگیز داخل بدنمان و هدف هم به تعادل رسیدن بود.
در ادامه این صورتمسئله اعتیاد فقط به قسمت اعتیاد محدود نشد. جلوتر که آمدیم، در کنگره دیدیم که فقط اعتیاد نیست؛ این صورتمسئله در قسمت اضافهوزن، سیگار و در تمامی قسمتهای زندگی به من کمک میکند و به زبان ساده به من میفهماند که مشکل کار از کجاست. در قسمت اضافهوزن، من همسفر فکر میکردم تمام مشکلات من از پرخوری و زیاد خوردن است؛ اما آقای مهندس آمدند و خیلی ساده برای من باز کردند که مشکل یک شخصی که اضافهوزن دارد، از پرخوری و زیاد خوردن نیست؛ مشکلش از این است که غذا خوردن را بلد نیست و نظم و انضباط لازم در خوردن را بلد نیست. دقیقاً این متد و این روش باعث شد که بتوانیم به آن چیزی که میخواهیم، به آن هدفی که میخواهیم برسیم؛ اما متأسفانه زمان میبرد؛ برای هر شخصی زمان میبرد تا این متد و روش را بگیرد. مسافر میآید، وارد کنگره میشود، شاید تمام اطلاعات را بگیرد، تمام راهنماییهای لازم را بگیرد، مشاوره بشود و با اینجا آشنا بشود؛ اما بگذارد و برود؛ چون هنوز زمانش نرسیده است.
من همسفر هم در قسمت اضافهوزن و درمان چاقی، اطلاعات لازم و آگاهیهای لازم را تمام و کمال دریافت کردم؛ اما ریشه و اساسش در درون خودم است، در حسهای خودم است که بههمریخته و باید در ابتدا آن درون خودم را آباد کنم تا بتوانم به آن راه و روش پایبند باشم و به آن هدف و مسیر لازم برسم. در انتها بخواهم بگویم، صورتمسئله اعتیاد، صورتمسئله زندگی است؛ چرا که ما با مثلث درمان یعنی جسم، روان و جهانبینی، سایر جنبههای زندگی خودمان به تعادل میرسد و به حال خوب میرسیم. امیدوارم که همه ما بتوانیم با بازسازی اصولی سیستمهای شگفتانگیز بدنمان، آن شادی واقعی را تجربه کنیم و به آن حس و حال خوب برسیم.
مرزبانان کشیک: همسفر زینب و مسافر اصغر
عکاس و تایپیست: همسفر میترا رهجوی راهنما همسفر عاطفه دبیر سایت
ارسال: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر عاطفه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی گرمسار
- تعداد بازدید از این مطلب :
122