پنجمین جلسه از دوره چهارم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰، ویژه مسافران نمایندگی میلاجرد با استادی مسافر محمد، نگهبانی مسافر احمد دبیری مسافر سجاد با دستور جلسه "صورتمسئله اعتیاد" دوشنبه 6 مهر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد؛
سلام دوستان محمد هستم یک مسافر،
ابتدا از آقای مهندس تشکر میکنم بابت بستری که برای ما فراهم کردند تا بتوانیم اینجا بیاییم، آموزش بگیریم و به درمان برسیم.
از آقای محسن اسکندری، راهنمای خوبم، تشکر میکنم بابت این جایگاه که به من فرصت دادند تا اینجا بیایم و آموزش بگیرم، همچنین از آقا مهدی، ایجنت محترم، تشکر میکنم که برای شعبه ما خیلی زحمت کشیدهاند و از مرزبانهای محترم و بقیه خدمتگزارانی که واقعاً اینجا زحمت میکشند و رفتوآمد میکنند تا یک نفر به درمان برسد، تشکر میکنم.
در مورد دستور جلسه اگر بخواهم صحبت کنم، باید بگویم که بیرون از کنگره همه از اعتیاد میترسند، من خودم خیلی از اعتیاد میترسیدم و همیشه فکر میکردم وقتی معتاد شدم و اعتیاد پیدا کردم، باید بمیرم تا درست شود، اما اصلاً اینطور نبود.
من حق داشتم که بترسم و به بقیه هم حق میدهم، چون هر کس که اعتیاد پیدا کرده، تجربه کرده است که هر بار مواد را قطع میکند، دوباره با مواد بیشتری به اعتیاد برمیگردد و همین موضوع باعث میشود ترس بیشتری پیدا کند.
من خودم همینطور بودم، سه، چهار بار درمان ناموفق داشتم و هر بار یک ماده بیشتر به مصرفم اضافه شد، یک بار b2 اضافه شد، یک بار متادون، یک بار شیره و یک بار شیشه اضافه شد و شیشهای شدم.
به همین دلیل ترس زیادی داشتم، اصلاً اسم ترک که میآمد، بدنم میلرزید و فکر میکنم خیلی از افراد بیرون از کنگره هم همین تصور را دارند و تقصیری هم ندارند.
اما وقتی وارد کنگره ۶۰ میشوی، میبینی اصلاً اینطور نیست، آقای مهندس در سال ۱۳۷۷، حدود بیستوهشت سال پیش، صورتمسئله اعتیاد را حل کردند و گفتند که این پرونده را بستهاند و کنار گذاشتهاند.
ایشان روشی را پیدا کردند که با استفاده از آن، در طول حدود ده تا یازده ماه میتوان فرد را به درمان رساند و نمونههای آن خود ما هستیم.
فرد حدود ده ماه داروی OT یا همان شربت OT مصرف میکند، سیدی مینویسد، به حرف راهنمای خود گوش میکند، در کارگاههای آموزشی شرکت میکند و در لژیون حضور پیدا میکند و همین آموزشها و حرکت در مسیر باعث میشود به درمان برسد.
اصلاً کار سختی نیست؛ فقط کافی است در مسیر قرار بگیری.

من این پیام را میخواستم به بچههای بیرون از کنگره بدهم که واقعاً کنگره ۶۰ یک راه آسان برای رسیدن به درمان فراهم کرده است، آقای مهندس با تفکری که داشتند، واقعاً شرایطی را فراهم کردند که فرد وقتی وارد کنگره میشود، بتواند راحت سفر کند و به درمان برسد.
وقتی جسم انسان به تعادل میرسد، روان و جهانبینی هم در مسیر درمان قرار میگیرند، ما خودمان وقتی درمانهای ناموفق داشتیم، دچار افسردگی و ناامیدی میشدیم و دیگر نمیخواستیم زندگی کنیم و حتی به خودکشی فکر میکردیم و تصور میکردیم دنیا به آخر رسیده است.
اما در کنگره، در کنار درمان جسم، روی روان و جهانبینی هم کار میکنیم. با استفاده از کتاب، لژیون و آموزشهای راهنما، این آموزشها باعث میشود دوباره بتوانی به زندگی برگردی و مانند دیگر انسانها، راحت زندگی کنی.
در آخر از راهنمای خودم، آقا محسن اسکندری، تشکر میکنم و از آقای مهندس هم تشکر میکنم که واقعاً برای ما خیلی زحمت کشیدهاند.
وقتی یک نفر میخواهد به درمان برسد، افراد زیادی در پشت پرده زحمت میکشند، آقا مهدی میگفتند: «بار دیگر مست شویم، حاصله صد دست شویم» و واقعاً همینطور است.
وقتی یک نفر به درمان میرسد، چندین نفر در پشت پرده کار میکنند و زحمت میکشند.
باز هم از خدمتگزاران کنگره و شعبه خودمان تشکر میکنم.
ممنون که به صحبتهای من توجه کردید.
عکس؛ مسافر غلامرضا
تنظیم؛ مسافر علی
( مسافران نمایندگی میلاجرد اراک )
- تعداد بازدید از این مطلب :
101