راهنما همسفر سمیرا.
از دوران مدرسه همیشه به ما آموختهاند که برای رسیدن به پاسخ درست، ابتدا باید صورت مسئله را بهخوبی بشناسیم؛ چراکه نیمی از پاسخ درست، در فهم درست صورت مسئله نهفته است. زندگی هم همینگونه است. وقتی با مسئلهای روبهرو میشویم و آن را درست درک نمیکنیم، ممکن است راه را اشتباه برویم.
در مورد اعتیاد نیز همین موضوع اهمیت زیادی دارد. مهندس حسین دژاکام در اولین کنفرانس اعتیاد در دانشگاه زاهدان، یکی از مسائل اساسی را شناخت صورت مسئله اعتیاد عنوان کردند؛ زیرا تا آن زمان شناخت درستی از علت اعتیاد و راه درمان آن وجود نداشت و بسیاری اعتقاد داشتند اعتیاد بیماری مرموز و پیشروندهای است که درمانپذیر نیست.
در ترکهای غیراصولی، بیشتر تمرکز بر قطع مصرف مواد بود؛ در حالی که جسم فرد مصرفکننده به دلیل مصرف طولانیمدت، در سیستم تولید مواد شبهافیونی خود دچار اختلال شده است. با قطع ناگهانی مواد، فرد با مشکلات جسمی و روانی مختلفی روبهرو میشود و همین مسئله میتواند باعث برگشت دوباره به مصرف شود.
مهندس دژاکام با الهام از ماه مبارک رمضان و با روش درمان تدریجی DST، راهی را مطرح کردند که در آن درمان تنها به قطع مصرف مواد محدود نمیشود، بلکه جسم نیز فرصت پیدا میکند بهتدریج تعادل خود را بازسازی کند.
به نظر من یکی از مهمترین آموزشهای صورت مسئله اعتیاد این است که برای حل هر مشکلی، ابتدا باید آن را درست بشناسیم. وقتی علت و ساختار مشکل را بهتر درک کنیم، میتوانیم راه درستتری برای درمان و رسیدن به تعادل پیدا کنیم.
از اینکه در کنگره ۶۰ آموزش میگیرم و این فرصت را دارم که با نگاه درستتری به مسئله اعتیاد و درمان آن نگاه کنم، خداوند را شکر میکنم.
همسفر فاطمه( آ ).
خدا را شکر و سپاسگزارم که در این جایگاه قرار گرفتم تا بتوانم آموزش بگیرم. دستور جلسه این هفته «صورت مسئله اعتیاد» است.
اگر بخواهم در مورد این دستور جلسه صحبت کنم، باید بگویم که اعتیاد خودش یک مسئله است و هر مسئلهای نیاز به یک صورت مسئله دارد.
سالها صورت مسئله اعتیاد بیپاسخ مانده بود و پیش از کنگره ۶۰ مشخص نبود که یک انسان چگونه میتواند از بیماری اعتیاد به مواد مخدر درمان و رها شود. بیشتر اوقات گفته میشد که انسان مصرفکننده اراده یا غیرت ندارد؛ در حالی که امروز در کنگره ۶۰، به لطف خدا، صورت مسئله اعتیاد به شکل درست شناخته شده است.
من در کنگره یاد گرفتم که قبل از هر کاری باید تفکر کنم. قبل از آمدن به کنگره، خیلی از ما برای درمان مسافرمان به روشهای مختلف و گاهی غیرمنطقی و غیراصولی روی آوردیم؛ مثل سمزدایی یا قطع ناگهانی مواد. تقریباً همه ما این روشها را تجربه کردهایم و میدانیم که نهتنها کمکی نمیکنند، بلکه میتوانند آسیبهایی هم به همراه داشته باشند.
اما با کشف روش DST و تألیف کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر»، مسیر درمان اعتیاد مشخص شد.
در کنگره ۶۰ به مثلث درمان، یعنی جسم، روان و جهانبینی، توجه میشود. برای اولین بار نگاه جامعی به انسان مصرفکننده شد و گفته شد که برای درمان، فقط قطع مصرف مواد کافی نیست؛ بلکه جسم باید بازسازی شود تا روان و جهانبینی نیز بتوانند به تعادل برسند.
در این روش، درمان در یک دوره حدود ده تا یازده ماه انجام میشود و داروی OT یا اپیوم به عنوان ابزار درمان، در مسیر بازسازی جسم مورد استفاده قرار میگیرد.
امروز دلیل آمدن من به کنگره فقط درمان مسافرم نیست؛ من آمدهام تا درس زندگی یاد بگیرم، درس آرامش و تعادل.
کنگره به من یاد داده که داشتههایم را ببینم و آنها را محاسبه کنم و به جای اینکه همیشه دنبال نداشتههایم باشم، برای جذب داشتههایی که به آنها تمایل دارم، بستر مناسبی بسازم. این آموزشها برای من بسیار ارزشمند هستند.
امیدوارم من هم بتوانم پیامرسان خوبی برای این مسیر باشم و آرزو میکنم هر کسی که برای کمک به مسافرش به کنگره میآید، بتواند از این روش بهره بگیرد و در نهایت به آرامش، تعادل و حال خوش برسد.
همسفر نسرین.
همسفر بودن یعنی یاد گرفتنِ دوبارهی دیدن.
من همیشه فکر میکردم اعتیاد، یک گره کور است که شاید هیچوقت باز نشود، اما کنگره ۶۰ برای من مثل یک نورِ تازه بودمثل طلوعی زیبا دردل شب است.
من قبل از این مسیر، نگاه خیلی سادهای به موضوع اعتیاد داشتم و فکر میکردم همه چیز فقط به اراده وتصمیم قاطع مربوط میشود. اما تجربهی حضور در کنگره ۶۰، واقعاً دید مرا عوض کرد. من یاد گرفتم که اعتیاد، یک مسئلهی چندبعدی است که جسم، روان و حتی طرز فکر و جهانبینی ما را هم درگیر میکند.
فهمیدم که وقتی این سه بخش با هم هماهنگ نباشند، انسان دچار آشفتگی ودگرگونی میشود. این موضوع برای من خیلی بزرگ بود، چون فهمیدم که برای درکِ واقعیِ رهایی، باید به دنبال تعادل در تمامِ این بخشها باشیم. کنگره۶۰ به من کمک کرد تا بفهمم چطور میتوان با نگاهی درستتر و عمیقتر، به این مسیر نگاه کرد. اینجا بود که یاد گرفتم تنهاییِ مسیر رو با حضورِ همسفرها، احساس نکنم.
در این محیط، دیدم که چطور آدمها دست همدیگه رو میگیرن و بدون قضاوت، فقط گوش میدن. این جمعِ صمیمی و حمایتگر به من یاد داد که میشود با کمکِ هم به اون تعادل رسید. کنگره نقطه عطفِ زندگی من شد و به من یاد داد که چطور دوباره با تمامِ وجود، زندگی رو لمس کنم، و من با قدرشناسی از این آموزهها، به مسیر همسفر،همسر و مادربودنم ادامه میدهم.
خدا راشاکرم و میدانم که در هر قدم از این مسیر، اوست که دستم را میگیرد و به من قدرتِ دوباره دیدن میدهد.و اوست که گرههای کور را با مهربانی باز میکند و نوری در دلِ تاریکیهای روح میافکند سپاسگزار معجزاتش هستم که یکی ازاین معجزات ،عضو شدن درخانواده ی بزرگ کنگره۶۰ بود.
ارسال:همسفر زهرا (خ)رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون دوم)نگهبان سایت
نمایندگی همسفران زاهدان
- تعداد بازدید از این مطلب :
74