English Version
This Site Is Available In English

تا خداوند به که رخصت دهد

تا خداوند به که رخصت دهد

چهاردهمین جلسه از دوره پنجم لژیون سردار همسفران نمایندگی تخت‌جمشید به استادی دنور راهنما همسفر زهرا، نگهبانی دنور راهنما همسفر سهیلا و دبیری دنور راهنما همسفر معصومه، با دستور جلسه «صورت‌مسئله‌اعتیاد» در روز دوشنبه ۶ مهر ماه ۱۴۰۵ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خدا را شکر می‌کنم که امروز در جمع شما دوستان هستم و آموزش می‌گیرم، از همسفر سهیلا، نگهبان لژیون سردار سپاسگزارم که این فرصت را در اختیار من گذاشتند و خدمت همسفر معصومه هم خدا قوت می‌گویم. دستور جلسه امروز صورت‌مسئله‌اعتیاد است که آقای مهندس در سی‌دی‌هایشان برای ما کامل توضیح دادند که صورت‌مسئله‌اعتیاد یعنی جایگزینی موادمخدر بیرونی به‌جای موادمخدر شبه افیونی داخل بدن، با مواد مخدر که از بیرون وارد بدن می‌شود. توسط مسافران موادمخدر درونی از جمله مورفین، انکفالین، سروتونین و پاپاورین و آن 25 آلکالوئیدهایی که داخل کتاب 60 درجه زیر صفر بیان شده، وارد بدن شده و بدن چشمه‌های جوشان که خودش این مواد را تولید می‌کرده را از کار می‌اندازد. در

کنگره۶۰، متوجه شده‌ایم که اعتیاد نه عادت است نه لذت‌‌جویی و نه مشکل روانی است. وقتی فهمیدیم این چشمه‌ها از کار افتاده، حالا باید دنبال یک راهکار و جواب باشیم که چگونه دوباره این چشمه‌ها راه‌اندازی شود. روشی که آقای مهندس ارائه دادند؛ روش DST بوده که در این روش، مثلثی هست به‌نام مثلث درمان اعتیاد که از سه ضلع (جسم، روان، جهان‌بینی) تشکیل شده که این سه ضلع باید در کنار هم به تعادل برسند. زمانی که صورت‌مسئله‌اعتیاد پیدا شد، راه‌حلش هم پیدا شد. بعد از ده ماه مسافر سیستم شبه افیونیش به تعادل رسیده، راه‌اندازی می‌شود. یک مثل داریم که می‌گوید: «معما چو حل گشت، آسان شود.» کنگره مسئله‌ای را که هیچ کجای دنیا نتوانستند حلش کنند را حل کرد.

در کشورهای پیشرفته به اعتیاد بیماری پیش‌رونده، لاعلاج و مرموز می‌گویند؛ یعنی چیزی نیست که راجع به آن شناختی داشته باشند؛ ولی در کنگره این مسیر باز شد و آقای مهندس راه درمان را پیدا کرد. تمام دنیا تقریباً مسیر را اشتباه می‌روند. وقتی آمدم کنگره و مسافرم به درمان رسید، فهمیدم که صورت‌مسئله‌اعتیاد چیست، بعد راه درمان آن را پیدا کردیم و نتیجه گرفتم یا حتی خود من همسفر به‌صورت بی‌سیم از تعادل خارج شده بودم با کارهای ضد‌ارزشی مانند غیبت و قضاوت ما به کنگره آمدیم، آموزش گرفتیم و به تعادل رسیدم؛ نباید در جهت تقویت‌ این سیستم من یک قدمی بردارم؛ نباید کاری کنم که این روش به دست دیگر انسان‌هایی که نیاز دارند، برسد؟

آقای مهندس می‌فرمایند: «هر سیستمی برای حفظ، بقا و توسعه به سه مؤلفه نیاز دارد: ۱) علم و دانش ۲) نیروی کار ۳) پول. علم و دانش که توسط خود آقای مهندس در سیستم به‌وسیله کتاب، سی‌دی و جزوه‌ها به دست ما می‌رسد. نیروی کار هم که تمام خدمتگزارانی که در تمام شعب مشغول به خدمت هستند که یکی از شاخه‌های خدمت، خدمت مالی است. در جایی آقای زرکش از قول دکتر امین بیان می‌کردند: «سفر دوم برای یک همسفر و مسافر زمانی آغاز می‌شود که بخشش داشته باشد.» یعنی من بعد از نوشتن چهل سی‌دی و گرفتن گل رهایی نباید به خودم ببالم که سفر دومی هستم. زمانی سفر دومی هستم که بخشیدن را یاد گرفته باشم، بخشش با محبت و عشق نه از روی اجبار باشد.

پیام سردار که همگی خواندیم، می‌گوید: «آنچه باور است، محبت است و آنچه نیست، ظروف تهی است.» وارد سفر دوم که شدم شغل، خانواده و جایگاه که از دست داده بودم دوباره به ما برگردانده می‌شود؛ پس باید این بخشش با محبت باشد؛ اگر بدون محبت باشد، من هم مانند همان ظرف خالی هستم و با آن ظرف تهی هیچ فرقی ندارم. در مورد بخشش باید صورت‌مسئله و اطلاعاتی را که می‌توانیم درباره این‌که چگونه می‌توانی بخشنده باشی را به‌دست بیاوری و راه‌حل آن را پیدا کنی و بعد ببینی آیا این امکان برای من وجود دارد که در زندگی خودم با شرایط مالی و اقتصادی که دارم برای این مسئله برنامه‌ریزی کنم و نهایتاً روش حل این موضوع را پیدا کنم؛ یعنی قدمی برای حرکت در جهت بخشش بردارم و این باعث می‌شود صورت‌مسئله‌ای که برای خودم طرح کرده بودم، حل بشود.

استاد امین می‌گویند: «زمانی صفت بخشنده بودن را دریافت می‌کنیم در درون ما نهادینه می‌شود که در قضیه بخشیدن، سختی وجود داشته باشد.» و این موضوعی که باید به آن توجه کنیم صورت مسئله بخشیدن زمانی کاملاً برای من مشخص می‌شود که از همان قدم‌های کوچک بردارم، این‌طور نباشد که من همیشه بخواهم و فقط به من داده بشود و دست دهنده نداشته باشم. لژیون سردار یکی از بازی‌های کنگره است؛ بازی در آگاهی. ما باید بدانیم برای چه چیزی اینجائیم؟!  در بین خیلی از بچه‌ها می‌بینم که می‌گویند: باید اگر سردار، دنور یا پهلوان می‌شوی هیچ فشاری به ما نیاید؛ نه اینجوری نیست.

خود من دو سال قصد دنور شدن را داشتم؛ ولی همیشه ترس از این داشتم که نتوانم دنور شوم، یک بار همسفر اعظم اسیستانت محترم شعبه می‌گفتند: «شما نباید حتی یک مانتو بخری؛ باید به شما سختی وارد شود، تحت شرایط سختی باید صاحب این جایگاه شوی.» این‌طور نیست که همه خیلی راحت و آسان سردار، دنور یا پهلوان شویم این باعث می‌شود، بخشنده بودن را دریافت کنیم در ما نهادینه شود این موضوعی است که باید به آن توجه کنیم صورت مسئله بخشیدن زمانی برای من کاملاً مشخص می‌شود که از همان قدم‌های ابتدایی که تازه می‌خواهم شروع کنم این سختی را آغاز کنم قدم‌های کوچک بردارم این‌طور نباشد که همیشه بنشینم و درخواست‌کننده باشم و هیچ دست دهنده‌ای نداشته باشم.

هر لژیونی که در شعبه یا پارک برگزار می‌شود یا لژیون سردار یک‌سری کارهایی که دارد در کنگره انجام می‌شود، یک‌سری بازی‌هایی در کنگره هست که باید با آگاهی باشد، ما باید بدانیم چرا می‌آییم؟! امیدوار هستم قدر این فرصتی که به ما داده شده است را بدانیم البته در اطراف ما خیلی‌ها هستند که هنوز راه کنگره را پیدا نکرده‌اند؛ باید فرصت را غنیمت بشماریم و قدر بدانیم و طبق دستوراتی که داده شده، عمل کنیم. یک پیامی است که همیشه نگهبان وقتی می‌خوانند خیلی برای من جالب است «تا خداوند به که رخصت دهد.» این خیلی مهم است؛ یعنی ما تصمیم را داریم؛ ولی رخصتش را خدا باید بدهد.

چون این لژیون، لژیون سردار است، می‌خواهم یکی از پیام‌های آن را بخوانم، سردار: «به امورات مالیه قوت بدهید، خواهید دید که چگونه به قول دوست ما از درخت خرما بالا رفتن هم آسان‌تر خواهد شد. قله و فتح آن چندان اهمیتی ندارد؛ اما نشانی از خویش گذاشتن مهم است. شما باید به منزلت و جلال گذشته بازگردید نه برای تفاخر به هم‌نوع خویش بلکه گذاشتن نشانی است از آنچه بی‌نشان است.» در پیام خیلی مهم است ما چه چیزی از خودمان به نشان گذاشتیم، آمدیم، رها شدیم و رفتیم؛ فقط همین؟! آیا توانستیم یک لامپ یا یک صندلی به این شعبه اضافه کنیم؟ امیدوار هستم که همه ما بتوانیم یک نشان از خودمان در شعبه به جای بگذاریم. اگر قرار باشد برویم بعد برویم.

امروز آخرین جلسه از دوران خزانه‌داری من است ۱۴ ماه در خدمت شما بودم اگر کم و کسری بود ان‌شاءالله به بزرگواری خودتان ببخشید. از ایجنت و مرزبانان محترم تشکر و قدردانی می‌کنم که صمیمانه با من همکاری کردند؛ همچنین از نگهبان دوره قبل دنور راهنما همسفر جیران و دبیر اول ایشان همسفر رخساره تشکر می‌کنم. لطفاً خودتان را تشویق کنید.

مرزبانان کشیک: همسفر زهرا و مسافر محمد
تایپیست: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون ششم)
عکاس: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر آمنه (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر رخساره نگهبان سایت
همسفران نمایندگی تخت‌جمشید شیراز

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...