جلسه چهاردهم از دوره شانزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی دکتر علیرضا به استادی همسفر زهره، نگهبانی همسفر فردوس و دبیری همسفر معصومه با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» روز دوشنبه ۶ مهر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خوشحال هستم که امروز فرصت دارم درباره یکی از پایهایترین موضوعات کنگره۶۰ که صورت مسئله اعتیاد است، صحبت کنم. به نظر من قبل از اینکه بخواهیم برای هر مشکلی راهحلی پیدا کنیم، بایستی خود مشکل را اول بهخوبی بشناسیم. اگر شناخت ما از اعتیاد ناقص باشد، ممکن است راهی را انتخاب کنیم که فقط ظاهر مسئله را تغییر بدهد؛ اما ریشه همچنان باقی میماند. در گذشته ما اعتیاد را بیشتر به عنوان یک ضعف اراده و یک عادت بد در مسافر میدیدیم؛ اما وقتی صورت مسئله اعتیاد برای من همسفر روشنتر شد، متوجه شدم که موضوع خیلی عمیقتر از این باورها است.
فرد مصرفکننده فقط با یک ماده بیرونی روبهرو نیست. مصرف مداوم مواد میتواند جسم، روان و نوع نگاه او را به زندگی عوض کند. یکی از نکاتی که برای من همسفر بسیار قابل تأمل است، اینکه جسم انسان یک سیستم منظم دارد. جسم فقط یک وسیله برای زندگی نیست، خودش مواد و ترکیباتی تولید میکند که در احساس، آرامش، انرژی و تعادل انسان نقش بسزایی دارد. زمانیکه مواد مخدر به شکل مداوم وارد جسم انسان میشود، این نظم طبیعی بهتدریج نابود و دچار اختلال میشود؛ بنابراین هرگاه مصرف مواد قطع میشود، نمیتوانیم انتظار داشته باشیم که مشکلات جسمی در همان لحظه برطرف شوند.
چراکه مشکلات جسمی در آن لحظه برطرف نمیشود؛ جسم باید فرصت داشته باشد تا خودش را پیدا کند و به تعادل نزدیک بشود. در اینجا مفهوم درمان تدریجی برای من همسفر نیز معنا پیدا میکند که همان روش DST است. در روشDST موضوع فقط کم کردن یک ماده نیست، موضوع مهم و قابل توجه این است که به جسم فرصت بازسازی داده میشود، به همین دلیل زمان خیلی مهم است. زمان در درمان اعتیاد یک عامل مهم است و عجله کردن میتواند نتیجه مطلوبی نداشته باشد و باعث میشود که ما به آن نتیجهای که مورد نظر است نرسیم. به دیگر سخن اعتیاد فقط جسم را درگیر نمیکند؛ بلکه روان انسان هم تحت تأثیر قرار میگیرد و ممکن است فرد مواد را کنار بگذارد، اما هنوز اضطراب، بیقراری، پرخاشگری، ناامیدی یا بسیاری از مشکلات رفتاری ادامه دارد.
اینجا است که متوجه میشویم در درمان واقعی بایستی تمام ابعاد مختلف وجود انسان در نظر گرفته شود. در کنگره۶۰ جسم، روان و جهانبینی در کنار هم دیده میشود. برای من همسفر هم این نگاه بسیار ارزشمند است؛ چون متوجه میشوم برای تغییر یک زندگی فقط تغییر یک رفتار کافی نیست؛ بلکه نگرش و شناخت انسان هم بهتدریج تغییر میکند. جهانبینی برای من یعنی بیاموزم چگونه زندگی کنم، خودم را چگونه بشناسم و در برابر مشکلات چگونه واکنش نشان بدهم. زمانیکه نگاه انسان تغییر کند، تصمیمهای او نیز تغییر میکند و در نتیجه مسیر زندگی فرد میتواند شکل دیگری پیدا کند.
نکته دیگری که من از صورت مسئله اعتیاد آموختم، این است که درمان با ترک تفاوت زیادی دارد. همیشه فکر میکردم کسی که ترک کند تمام مسائل او عالی میشود؛ اما ترک به معنای قطع مواد است در صورتی که درمان یعنی بازگرداندن تعادل از دست رفته و حرکت به سمت زندگی سالم. من به عنوان یک همسفر آموختم که نباید انتظار داشته باشم که یکشبه تمام مسائل درست شود. همانطور که تخریب در طول زمان ایجاد شده، فرد مصرفکننده نیز بهتدریج به مواد عادت میکند و درگیر اعتیاد میشود و در نهایت به آن شخص معتاد میگویند. بایستی بدانیم بازسازی هم نیازمند زمان، آموزش و حرکت درست دارد.
حتی من نقش همسفر را بهتر متوجه شدم و در این مسیر متوجه شدم که همسفر قرار نیست وقتی به کنگره میآید، به جای مسافر حرکت کند یا دائم او را کنترل نماید. وظیفه من آموزش دیدن، صبوری کردن است و در مسیر درمان همراه و پشتیبان باشم. هنگامیکه به این موضوع فکر میکنم، آگاه میشوم که مسئله اعتیاد فقط در مورد مصرفکننده مواد نیست؛ بلکه به خانواده هم کمک میکند نگاه درستتری پیدا کنند. خانوادهای که اعتیاد را ضعف اراده بدانند، ممکن است با سرزنش و فشار شرایط را سختتر کند؛ اما خانوادهای که مسئله را به خوبی بشناسد، میتواند با آگاهی و آرامش بیشتری همراه باشد.
برای من یکی از زیباترین پیامهای این آموزش این است که هیچ انسانی را نباید در بدترین نقطه زندگیش خلاصه کرد. زمانیکه شخصی مصرفکننده میشود؛ من خودم شخصاً میگفتم اصلاً فرد مصرفکننده به درد نمیخورد و نباید در جامعه قبولش کنند. اگر مسیر درست شناخته شود و انسان آموزش بگیرد، امکان تغییر و بازسازی وجود دارد. صورت مسئله اعتیاد به من آموخت برای حل یک مشکل، در مرحله اول باید نگاهم به خودم باشد و خودم را اصلاح کنم.هنگامیکه مسئله را درست ببینم، راهحل هم برایم قابل قبول و قابل فهم است.
من همسفر زهره، اگر بخواهم تمام برداشت خودم را در یک جمله خلاصه کنم، میگویم: اعتیاد مسئله چندبعدی است و درمان آن هم با شناخت، زمان، آموزش و حرکت تدریجی همراه است. من از این دستور جلسه میآموزم که در زندگی برای هیچ تغییری نباید دنبال راه میانبر باشیم. بعضی ساختارها برای خراب شدن زمان میخواهند و برای ساخته شدن هم باید فرصت لازم داشته باشند. در پایان، امیدوارم بتوانم در جایگاه یک همسفر، فقط همراه مسافرم نباشم؛ بلکه برای رشد خودم نیز آموزش ببینم، صبور باشم و با تغییر خود فضای بهتری برای ادامه مسیر زندگیم ایجاد کنم.
از آقای مهندس سپاسگزارم که این نگاه و آموزشها را در اختیار ما قرار دادهاند.

انتخابات نگهبانی دوره هفدهم با ۳ نفر کاندید برگزار گردید و همسفر هاجر با اکثریت آراء انتخاب گردید.

اهدای لوح تقدیر به اعضای لژیون سردار

مرزبان کشیک: همسفر شکوه
تایپیست: همسفر فرناز رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوازدهم)
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر امیره (لژیون هفتم)
ارسال: مرزبان خبری همسفر سمیرا
همسفران نمایندگی دکتر علیرضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
491