جلسه ششم از دوره سیوپنجم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی ملاصدرا به استادی راهنما همسفر اکرم، نگهبانی همسفر زهرا و دبیری همسفر زینب با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» روز دوشنبه ۶ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد؛
خداوند را شاکر و سپاسگزار هستم که بهواسطه خدمت، در این جایگاه هستم و از تکتک شما آموزش میگیرم. از ایجنت، گروه مرزبانی و نگهبان جلسه تشکر میکنم که به من اجازه خدمت در این جایگاه را دادند. همچنین از راهنمایان محترم خود، همسفر زهره و همسفر سهیلا، تشکر و قدردانی میکنم. دستور جلسه امروز «صورت مسئله اعتیاد» است، زمانی که بحث از صورت مسئله اعتیاد میشود، یعنی میخواهیم اولین آجر و خشت بنای علمی کنگره ۶۰ را بررسی کنیم.
کنگره ۶۰ اعتیاد را بهصورت کامل بیان کرده است و چگونگی آن را طوری پیریزی و بیان کرد که دیگر اعتیاد یک مسئله حاشیهای و ساده نبود؛ بلکه یک علم تخصصی بود و به جایی رسید که دیگر علمها و تخصصها نیز به کمک اعتیاد آمدند. حال چرا صورت مسئله؟ زیرا زمانی که ما با صورت مسئلهای مواجه میشویم، در داخل آن یکسری مجهولات، معلومات و نکات نهفتهای داریم که بایستی با کمک معلومات، به مجهولات برسیم و آنها را پیدا کنیم. پیش از اینکه بخواهیم به پاسخ سؤالی برسیم و به آن جواب دهیم، باید ببینیم که در کجای آن قرار داریم؟ مبدأ ما چیست؟ اصلاً ریشه آن در کجاست؟ دنبال چه مجهولاتی هستیم و گمشده ما در این مسئله چیست؟
باید با دقت و حوصله، اجزای آن مسئله را تفکیک، از یکدیگر جدا کنیم و ببینیم کجا قرار داریم و در پایان میخواهیم به چه چیزی دست پیدا کنیم. یکی از مشکلات اصلی اعتیاد این بود که صورت مسئله اعتیاد را باز نکردند و نتوانستند مجهولات آن را بفهمند. به دلیل اینکه نتیجه منطقی و درست از راههای اشتباهی که میرفتند نگرفتند، به یک کلاف سردرگم تبدیل شد و درنهایت گفتند اعتیاد درمان ندارد. از یک طرف، تعریف مشخصی از اعتیاد نداشتند و از طرف دیگر، اصلاً پروتکل درمانی خاصی نیز برای آن مشخص نکرده بودند.
حال مهمترین اقدامی که مهندس حسین دژاکام، کاشف روش DST و نویسنده کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر»، انجام دادند، این بود که تمام مجهولات و سؤالاتی را که در این صورت مسئله بود، حذف کردند و تنها یک مجهول را نگه داشتند؛ یعنی ما پیش از این با یک معادله چندمجهولی مواجه بودیم که مهندس دژاکام آن را به یک معادله با یک مجهول تبدیل کردند. حال مجهول ما چه بود؟ این بود که چرا یک فرد، با تمام تلاشی که برای درمان میکند باز هم به تعادل نمیرسد؟ چرا نمیتواند امور زندگی خود را به دست بگیرد؟ چرا نمیتواند مسئولیتپذیر باشد و تعادل داشته باشد؟ یا چرا بعد از مدتی، وسوسه و میل به مصرف مواد دارد؟ اینها مجهولاتی هستند که در صورت مسئله اعتیاد وجود داشتند.
مهندس دژاکام پس از تحقیقات و ساعتها تفکر و بررسیهای نظری و عملی که انجام دادند، به این نتیجه رسیدند که سیستم ایکس یک مصرفکننده دچار اختلال شده و مخدرهای بیرونی جایگزین مخدرهای درونی شدهاند. سپس از سه جنبه جسم، روان و جهانبینی به این موضوع نگاه کردند و گفتند که ابتدا فیزیولوژی یا همان جسم انسان درگیر موادمخدر میشود و زمانی که موادمخدر به بدن انسان نرسد، از نظر جسمی، از شست پا گرفته تا موی سر، دچار درد، خماری، بدندرد، استخواندرد، عطسه و خمیازه میشود. که این علائم جزء صور آشکار میشوند.
سپس دومین گزینه را مطرح کردند و گفتند که روان یک فرد مصرفکننده به هم میریزد؛ نه اینکه بخواهیم بگوییم یک مصرفکننده، شخصی روانی است؛ خیر، چون جسمش درگیر است، روان او نیز به هم میریزد، دچار افسردگی و گوشهگیری میشود. سومین مورد این است که دیدگاه و تفکرات شخص مصرفکننده دچار اختلال میشود؛ بهطوریکه همهچیز را برعکس میبیند، امید به زندگی ندارد، همه را مقصر میداند، خودش را بههیچوجه مقصر نمیداند و فکر میکند زندگی بدون موادمخدر امکانپذیر نیست.
ما در کنگره ۶۰ میگوییم که این افراد دارای تفکرات افیونی هستند. به جایی رسید که مهندس دژاکام این یافتههای خود را که بر اساس تحقیقات به دست آمده، عملی کردند. ۱۱ ماه به خودشان فرصت دادند و به درمان رسیدند. متوجه شدند که جسمشان دیگر مشکلی ندارد. روان و تفکراتشان نیز درست شده بود. به این نتیجه رسیدند که سیستم ایکس یک مصرفکننده دچار اختلال شده است و به همین دلیل مشکلات ذکر شده برای مصرف کننده بهوجود میآیند.
مقالهای که مهندس دژاکام در دانشگاه علوم پزشکی زاهدان نوشتند، بهعنوان اولین مقاله ایشان چاپ شد و در کتاب «۱۴ مقاله»، مقاله اول که در مورد صورت مسئله اعتیاد است آورده شدهاست. میتوانید با مراجعه به این کتاب مطالعات بیشتری داشته باشید. در قسمت جسم مواد شبهافیونی بدن، سروتونین، آدرنالین، اندورفین و دوپامین دچار اختلال میشوند که مهندس دژاکام با کشف روش DST پس از ۱۱ ماه توانستند جسم را به تعادل برسانند. در قسمت روان نیز زمانی که جسم و جهانبینی به درمان میرسند، خودبهخود روان نیز درمان میشود. جهانبینی نیز همراه با جسم و روان و آموزشهایی که میگیریم، به درمان میرسد.
مهندس دژاکام صورت مسئله اعتیاد را در مثلث جسم، روان و جهانبینی برای ما بیان کردند. امروزه نزدیک به ۳۰ سال است که صدها هزار نفر با روش DST به درمان رسیدهاند. افراد در سایر روشهایی که خارج از کنگره برای ترک اعتیاد وجود دارد ولع مصرف دارند و بعد از گذشت مدتی گریز میزنند؛ اما با روش DST، این ولع مصرف، گریز و بازگشت حذف میشود. صورت مسئله اعتیاد، صورت مسئله زندگیهای ما بود؛ زیرا با به تعادل رسیدن جسم، روان و جهانبینی ما هم توانستیم طعم زندگی را بهتر بچشیم و احساس کنیم. متشکرم که با صبوری به صحبتهایم گوش دادید. از شما میخواهم که مبتکر روش DST و کاشف صورت مسئله اعتیاد، مهندس حسین دژاکام را جانانه تشویق کنید.

مرزبانان کشیک: همسفر میترا و مسافر داوود
تایپ: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون هفتم)
عکاس: همسفر الهه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
ارسال: همسفر میترا مرزبان خبری
همسفران نمایندگی ملاصدرا (نیکآباد)
- تعداد بازدید از این مطلب :
257