جلسه سیزدهم از دوره هفتم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی آبیک به استادی راهنما همسفر فاطمه، نگهبانی همسفر زهرا و دبیری موقتی همسفر فرشته با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» روز دوشنبه 6 مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱6:۰۰ آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:
خیلی خوشحالم که امروز در کنار شما هستم و از نگهبان، دبیر، ایجنت و مرزبانی تشکر میکنم که این فرصت را به من دادند تا در این جایگاه قرار بگیرم و اولین مشارکت را داشته باشم.
دستور جلسه دررابطهبا "صورتمسئله اعتیاد" است. صورتمسئله اعتیاد در واقع الفبای درمان اعتیاد است. ما در جهانی زندگی میکنیم که مفاهیم غلط با اطلاعات غلط در مورد اعتیاد هم جهان پزشکی و هم مصرفکنندگان را به بیراهه کشانده است؛ ولی اتفاقی که در کنگره ۶۰ افتاده است این بود که مهندس دژاکام بنیان جمعیت احیای انسانی با ارائه صورتمسئله اعتیاد، مسیر حل و درمان اعتیاد را هموار کردند؛ این یک حرکت و سفری است که از سمت ناآگاهی به سمت آگاهی اتفاق افتاده است. یک سفری است که ما در واقع پکیج اطلاعاتی قدیمی را کنار گذاشتهایم و دنبال کسب اطلاعات جدید، آگاهیهای جدید و درمان اصولی درست بودهایم.
صورتمسئله اعتیاد در واقع چه میگوید؟ میگوید تمام آن اطلاعات و تعاریف نادرست بوده است و حالا من یک تعریف دقیق و درستی از اعتیاد به شما ارائه میدهم و شما با دانستن این تعریف میتوانید مسیر درمان را هموار کنید. مهندس دژاکام اعتیاد را یک بیماری تعریف کردند که در سه قسمت جسم، روان و جهانبینی فرد مصرفکننده را درگیر کرده است. جسم را با همان جایگزینی درگیر کرده است؛ یعنی مواد مخدر بیرونی جایگزین مواد مخدر طبیعی درونی بدن شده است و تمام سیستمهای عصبی، نوروترانسمیترها و ناقلهای عصبی را آسیبزده است. در درازمدت وقتی شخص مواد مصرف میکند در واقع تمام سیستمهای درونی بدنش از تعادل خارج شده است. روان نیز بر اثر عدم تعادل جسم درگیر شده است و نامتعادل شده است و در کنارش فرد مصرفکننده در یک دنیایی پر از ناامیدی، خشم، کینه و چه کنم ها افکار و نگرشش نسبت به پیرامون و اطراف زندگیاش به سمت تاریکی و حسهای منفی رفته است؛ پس اعتیاد یک بیماری است که در سه قسمت جسم، روان و جهانبینی فرد را درگیر میکند.
حال صورتمسئله اعتیاد چه میگوید؟ میگوید: همان مسیری که برای معتادشدن و درگیرشدن رفتهایم را باید برگردیم؛ بنابراین نمیتوانیم پروسه زمان، روش درمان و داروی مناسب را نادیده بگیریم. ما باید یک فرایند تدریجی را برای درمان شخصی که از تعادل خارج شده است را در نظر بگیریم. بنیان کنگره 60 آمدند با روش دی اس تی و داروی اوتی بهعنوان کاملترین داروی درمان این پروسه را تکمیل کردند.
به من مصرفکننده گفتند که طی ۱۰ الی ۱۱ ماه در پلههای ۲۱ روزه باید دارو مصرف کنید تا آن سیستمهای عصبی بدن که در واقع جایگزینی اتفاق افتاده است همهوهمه به سمت تعادل حرکت کنند. حال اگر یک فردی تمام پروسه درمانی را رعایت کرده باشد به آموزشها توجه کند و به حرف راهنمایش گوش کند، قسمت جسم مصرفکننده ترمیم خواهد شد و بازسازی در سیستمهای عصبی بدنش اتفاق میافتد؛ بهشرط آنکه همه پارامترها را رعایت کند. در کنار تعادل جسم، روان نیز به تعادل نزدیک میشود.
حال نقش جهانبینی در این قسمت چیست؟ شاید ما فکر کنیم که جهانبینی پکیجی از اطلاعات است که ما باید آن را یاد بگیریم، نه اینطور نیست؛ جهانبینی در واقع ابزاری است برای تغییر نگرش ما به شرایط و مسائلی که اطراف ما وجود دارد و اگر کسی در پروسه درمان خود را به آموزش جهانبینی مسلح کند، مثلث جسم، روان و جهانبینی را تکمیل کرده است، کمکم به تعادل برمیگردد و آن مسیر درست برای درمان اتفاق میافتد.
حال من بهعنوان یک همسفر که روی این صندلی نشستهام، چرا باید صورتمسئله اعتیاد را بدانم؟ اصلاً صورتمسئله اعتیاد چه کمکی به من میکند؟ چیزی که خیلی مهم است این است که دانایی در هر چیزی چه در صور آشکار و چه در صور پنهان انسان را به مداراکردن مجبور میکند. یک همسفر اگر صورتمسئله اعتیاد را بداند، اگر بداند که با یک بیمار طرف است، اگر بداند که با یک مجرم طرف نیست، کمکم یاد میگیرد که مدارا کند و وقتی هر دو در کنار هم در پروسه درمان قرار بگیرند دیگر به آن توجه نمیکند که چقدر مسافرم روی پله است، آیا درمان درستی دارد؟ نه، دیگر به آن ابعاد وجودی و به آن خواستههای درونی خودش توجه میکند که چقدر میتواند خودش را اصلاح و به تعادل نزدیک کند؛ بدون شک یک همسفر نامتعادل هرگز نمیتواند به مسافرش کمکی کند، نمیتواند بال پرواز مسافرش باشد و این در بهترین حالت صورتمسئله اعتیاد است که یک همسفر را به سمت دانایی هول میدهد تا در کنار راهنما آموزش بگیرد، تلاش کند و صور پنهان اعتیاد را ببیند بعد درگیر صبر آگاهانه میشود؛ صبر آگاهانه یعنی چه؟ یعنی اگر مسافر من درمان شد بلافاصله من انتظار نداشته باشم که در یک مدینه فاضله زندگی کنم، این تغییرات نیاز به زمان و آموزش دارد، بلافاصله انتظار نداشته باشم چهرهاش فرق کند، اخلاقش خوب شود؛ این میشود صبر آگاهانه، یعنی من با آگاهی میپذیرم که همه چیز نیاز به گذشت زمان دارد.
پروسه درمان به کمک صورتمسئله و دانستن آن باید بهصورت تدریجی انجام شود؛ امیدوارم که واقعاً به سمت آگاهی حرکت کنیم، صورتمسئله اعتیاد را در ذهن خود به یک غول تبدیل نکنیم. صورتمسئله اعتیاد یعنی، آگاهی در مورد اعتیاد، صور پنهان اعتیاد، روش درمان، داروی اوتی، پذیرش گذر زمان است؛ یعنی ما به یک درمان اصولی و درست برسیم. در این قسمت نقش همسفر این است که بهجای اینکه یک انسان کنترلکننده باشد یا نگران، یک انسان آگاه و همراه باشد تا در این مسیر بتواند به مسافرش کمک کند.

مرزبانان کشیک: همسفر زهرا _ مسافر ابراهیم
تایپیست: راهنمای تازه واردین همسفر محبوبه
عکاس: راهنمای تازه واردین همسفر طاهره
ارسال: راهنما همسفر پروانه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی آبیک
- تعداد بازدید از این مطلب :
177