جلسه اول از دوره بیستم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران نمایندگی زاگرس به استادی راهنما همسفر مریم، نگهبانی همسفر نرگس و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» در روز دوشنبه ۶ مهر ماه ۱۴۰۵ ساعت۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خدا را شکر میکنم و بسیار خوشحالم که امروز این فرصت فراهم شد تا در کنار شما باشم و از انرژی خوب شما استفاده کنم. دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» است. فکر میکنم مبنا و اصول کنگره ۶۰ دقیقاً همین است؛ یعنی شخصی که مصرفکننده است و خانواده او، وقتی وارد کنگره میشوند، اولین چیزی که در سه جلسه تازهواردین برایشان توضیح داده میشود، همین صورت مسئله اعتیاد است.
هم خانواده و هم شخص مصرفکننده باید بدانند چرا درگیر اعتیاد شدهاند، چه اتفاقی افتاده که شخص نمیتواند مواد مخدر را کنار بگذارد. شاید خیلی وقتها کارهای زیادی را انجام داده باشیم و حتی به آنها عادت کرده باشیم؛ اما بهراحتی کنارشان گذاشتهایم؛ ولی در مورد مواد مخدر قضیه فرق میکند. اینطور نیست که من هر زمانی اراده کردم، بتوانم مواد را کنار بگذارم. شاید بتوانم برای چند ساعت یا چند روز آن را کنار بگذارم؛ اما بعد میبینم که دوباره به مصرف مواد برمیگردم. شاید خیلی وقتها عذاب وجدان داشته باشم و از دست خودم عصبانی باشم که چرا اراده لازم را نداشتم و نتوانستم خودم را کنترل کنم که دوباره مواد مصرف نکنم.
اما وقتی وارد کنگره میشویم، اصلاً قضیه فرق میکند؛ آن هم از زمین تا آسمان. شاید قبل از این، جاهای دیگری به ما میگفتند اگر خوابت نمیبرد، مواد مصرف نکن، قرص خواب بخور، آمپول بزن، ورزشهای سنگین انجام بده، خودت را خسته کن و کارهای دیگری انجام بده؛ اما بعد از همه اینها، ما خسته میشدیم؛ چون آن انرژی و توان را در درون خودمان نمیدیدیم. شخص مصرفکننده، وقتی متوجه میشود تمام انرژیهای درونی خودش را به جای اینکه طی صد سال مصرف کند، طی یک ماه مصرف کرده است، دیگر تلاش نمیکند که یکهفتهای موادش را کنار بگذارد. سعی میکند با روشی که آقای مهندس مطرح کردهاند، به روش تدریجی مواد را کنار بگذارد تا سیستمهای درونی جسمش هم فرصت بازسازی پیدا کنند.
صورت مسئله اعتیاد، همان شناخت صورت مسئله است؛ همان آگاهی است که ما باید به دست بیاوریم. مسئله، آن معلوماتی است که باید کسب کنیم و آن مجهولاتی است که در ذهن ما وجود داشت؛ همان سؤالهایی که در ذهن ما بود: چرا نمیشود اعتیاد را درمان کرد؟ چرا ترکهای مسافران ما همیشه ناموفق است؟ ما باید به این آگاهی برسیم که اگر الان یک شخص مصرفکننده در خانواده داریم، باید روبهرویش بایستیم و با او بجنگیم؟ یا اینکه در کنارش بایستیم، حمایتش کنیم و درکش کنیم تا بتواند موادش را کنار بگذارد؟
خود اعتیاد در بیرون یعنی تکرار و درون کنگره یعنی جایگزینی. همانطور که ما مواد را ذرهذره مصرف میکنیم و وارد بدن میکنیم، داخل بدن آن مواد کم میشود و به جایی میرسد که دیگر تولیدی از خودش ندارد. طبیعی است که وقتی تولید ندارد، اگر بخواهم مواد بیرونی را هم کنار بگذارم، بدن من باید چه کار کند؟ این سلولهایی که نیاز به انرژی دارند، باید چه کار کنند؟ پس من مجبور میشوم دوباره مواد مصرف کنم.
اگر من به این شناخت و آگاهی رسیده باشم که اعتیاد با مسافر من چه کار کرده است، دیگر اینقدر گریه نمیکنم و مسافرم را محکوم نمیکنم که «اگر میخواستی، اگر ما را دوست داشتی، اگر مسئولیتپذیر بودی، مواد را کنار میگذاشتی.» دیگر به دنبال راههای جدایی نمیرفتم و فکر نمیکردم اگر اسم طلاق را بیاورم، مسافرم مواد را کنار میگذارد. شاید برای دو روز کنار بگذارد، اما دوباره زورش به خودش نمیرسد و به مصرف برمیگردد. نه طلاق راهحل بود، نه قهر و ناراحتی، نه جنگ و دعوا؛ اما وقتی وارد کنگره شدیم، اینها را یاد گرفتیم که مثلث درمان اعتیاد شامل جسم، روان و جهانبینی است.جسم آسیب میبیند، روان آسیب میبیند و این دو مکمل یکدیگرند و در کنار آن، جهانبینی و تغییر افکار و اندیشه است که به من کمک میکند بتوانم با این مسئله کنار بیایم.
وقتی یک شخص مسافر پلههای درمانش را کاهش میدهد، طی آن بیستویک روز، اگر من شناختی از صورت مسئله اعتیاد نداشته باشم، وقتی حال او بد است، حال من هم بد میشود و وقتی میبینم حال او خوب است، حال من هم خوب میشود؛ اما وقتی میآیم و آموزشها را میگیرم و میبینم افرادی هستند که مثل خود ما بودهاند و سالهای گذشته همین راهی را که من الان میخواهم بروم، آنها هم رفتهاند، حالم بهتر میشود. به خانه میروم و دیگر پرخاشگری نمیکنم.
این دستور جلسه خیلی مهم است و به من کمک میکند که هر جای زندگی مشکلی پیدا کردم، دیگر اینقدر ننشینم گریه کنم، غصه بخورم و خودم را ناراحت کنم. بدانم که به جای غصه خوردن و ناراحتی، باید دنبال راهحل بگردم. میتوانم حلش کنم، حلش کنم. اگر نمیتوانم حلش کنم و راهحلی برایش پیدا نمیکنم، رهایش کنم؛ رهایش کنم تا زمانش برسد که بتوانم آن مسئله و مشکل را حل کنم.
ما چقدر میرفتیم این طرف و آن طرف و با همه صحبت میکردیم که به ما راهکار بدهند و کمکمان کنند. چقدر از خانوادهها طلبکار بودیم که کاری بکنند تا ما از این اعتیاد نجات پیدا کنیم. فایدهای که نداشت هیچ، تازه کنایهها و حرفهای بیهوده هم به آن دردی که داشتیم اضافه میشد. در مشکلات و مسائل خانواده هم همینطور است. اگر میبینیم نمیتوانیم مسئلهای را حل کنیم، شاید به این دلیل است که صورت مسئله را نشناختهایم و نتوانستهایم آن را حل کنیم. به نظرم به جای اینکه بیاییم زندگی را برای خودمان تلخ کنیم، در هر قسمت از زندگی دنبال شناخت و آگاهی باشیم و تلاش کنیم مسائل خودمان را بهتر و بیشتر بشناسیم.
در کلامالله آیهای هست که میفرماید: «وقتی بعضی از انسانها از این جهان میروند و وارد جهان دیگری میشوند، از آنها سؤال میشود که چرا چنین هستید. آنها میگویند ما وقتی در دنیا بودیم نابینا نبودیم؛ بینا بودیم و چشم داشتیم و میدیدیم، اما حالا که وارد این بعد شدهایم، چرا نابینا هستیم؟ به آنها گفته میشود که آنجا شما فقط چشم داشتید؛ چشمی که فقط برای دیدن از آن استفاده میکردید، اما اصلاً برای درک و شناخت از این دیدن استفاده نکردید».میشوید مثل چه کسانی؟ مثل همانهایی که اعتیاد دارند. افرادی که اعتیاد دارند، نابینا هستند. چیزی را نمیبینند جز اینکه بخواهند مواد مصرف کنند. چشم باز میکنند، مواد میخواهند؛ میخواهند بخوابند، مواد میخواهند؛ میخواهند غذا بخورند، مواد میخواهند. فقط همین را میبینند و باید مصرف کنند تا بتوانند کارهای دیگرشان را انجام دهند.
حالا من به این شناخت رسیدهام که این نابینایی چیست. خود من هم نابینا بودهام، چون سالهایی از عمرم را صرف زندگی با یک شخص نابینا کردهام. طبیعی است که خیلی از آسیبها را دیده باشم. حالا میخواهم این شرایط را درست کنم. یکی از راههایی که میتوانم این نابینا بودن را اصلاح کنم، لژیون سردار و لژیونهای مالی است. اگر در هر نمایندگی عضو لژیون سردار هستید، قدرش را بدانید؛ جای خوبی را انتخاب کردهاید؛ اما اگر عضو لژیون سردار نیستید، خودتان را از این لذت محروم نکنید.

مرزبانان کشیک: همسفر مریم و مسافر محسن
تایپ: همسفر نرگس رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون ششم)
عکاس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی زاگرس
- تعداد بازدید از این مطلب :
180