یازدهمین جلسه از دور پنجم سری کارگاه های آموزشی نمایندگی فیروزآباد فارس، با استادی مسافر مهران، نگهبانی مسافر علی بخش و دبیری مسافر اله کرم با دستور جلسه « صورت مسئله اعتیاد » در روز یکشنبه مورخه ۱۴۰۵٫۷٫۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
از خداوند بابت اینکه در این جلسه حضور دارم تشکر میکنم، از تمامی اعضای کنگره شصت، از مرزبانان محترم، از خدمتگزاران محترم که باعث شدند بنده به حال خوب و به رهایی برسم نیز ممنونم. دستور جلسه این هفته «صورت مسئله اعتیاد» است.
به فرموده آقای مهندس من هم به خاطر نداشتن آگاهی و اینکه نمیدانستم باید چیکار کنم خیلی دردسرها کشیدم در راستای مصرف و قطع مصرف مواد مخدر!! از روزی که متوجه شدم که درگیر اعتیاد هستم شاید بیش از پنجاه بار، شصت بار، هر دری که شما فکرشو بکنید زدم و موفق نشدم تا اینکه راهم باز شد به کنگره۶۰ که نزدیک به سه ماه پذیرش نبود لژیونها بسته بودند هر روز که می آمدم جلسهی کنگره۶۰، روز به روز امیدوارتر میشدم تا اینکه لژیونها باز شدند و وارد لژیون شدم و از روز اول سعی کردم فرمانبردار خوبی باشم تا به رهایی رسیدم. به مدت تقریباً ۸سال تحت نظر پزشک بودم و متادون مصرف میکردم چند بار کمپ ترک اعتیاد رفته بودم و با روشهای مختلف امتحان کرده بودم و نتیجهای نگرفته بودم اما در کنگره۶۰ با آموزشهایی که در لژیون گرفتم خدا را شکر امروز دارم یک حال خوب را تجربه میکنم. آقای مهندس میفرمایند پس از سالها مصرف موادمخدر موفق شدند «صورت مسئله اعتیاد» را کشف کنند و در سال ۱۳۷۸ به دانشگاه علوم پزشکی زاهدان مقاله ای را ارائه نمایند که این مقاله در این کنگرهی دانش اعتیاد پذیرفته شد.
بیماری اعتیاد و یا مصرف موادمخدر در سه بخش مهم انسان اختلال و تخریب ایجاد میکند این سه بخش شامل (جسم، روان و جهانبینی ) است. اول بیولوژی جسم تماما دچار اشکال میشود از شست پا گرفته تا موهای سر؛ همه و همه از تعادل خارج میشوند و انواع و اقسام دردها و بی قراری ها از عطسه و بیرون روی و غیره به سراغ فردی که قطع مصرف کند میآید. بله من دقیقا دو سه مورد قطع مصرفم در کمپ بوده است و این تجربه رو دقیقا خودم دارم و از موی سر تا انگشت پا واقعا درد دارد.
من درد را تحمل کردم و بعد هم که از کمپ خارج شدم دیدم اصلا من نمیتوانم سر پا بایستم اصلا دست دل هیچ کاری را ندارم حتی نمیتوانم تصمیم بگیرم و مسئولیت زندگی و خانواده خودم را داشته باشم؛ این مسائل باعث شد مجددا مواد مصرف کنم که بتوانم به زندگییم ادامه بدهم و خرج خانواده را بدهم. این مسئله فیزلوژی در قسمت صور پنهان هم دچار اشکال و به هم ریختگی میشود که این به هم ریختگی به مفهوم بیماری روانی بودن نیست چون جسم تعادل ندارد و به همین علت روان هم از تعادل خارج شده است، چون مخدرهای طبیعی بدن از تعادل خارج شدهاند حالتی به فرد دست میدهد که شبیه افراد روانی است و ریشه این اختلالات در جسم است نه در روان!! دوستانی دارم که ترک کردهاند و بعد از چندین سال ترک دچار اختلالات روانی شدهاند و تحت نظر بیمارستان روانی ابن سینا هستند دارند قرص مصرف میکنند چون بعد از ترک موادمخدر بیولوژی جسم آنها درست نشده است و الان به مشکل خوردند ولی خدا را شکر ما در کنگره درمان میشویم و سیستم ایکس ما ( بیولوژی جسم ما ) درست میشود.
در کنگره۶۰ در کنار درمان جسم؛ تفکرات شخص و دیدگاه شخص نسبت به زندگی دچار دگرگونی میشود و امید شخص به زندگی لحظه به لحظه با کم کردن دارو به صورت پله کانی و دریافت آموزش جهانبینی بیشتر و بیشتر میشود. اگر در روش DST سیستم ایکس ما ترمیم نمیشد روان ما همیشه آشفته بود و نمیتوانستیم تصمیم درست بگیریم و زندگی ما همیشه دچار آشفتگی بود. وقتی به روش DST عمل میکنیم این مواد شبه افیونی جسم یواش یواش برمیگردد من به شخصه وقتی که دوزم آمد رو ٫۳سی سی؛ واقعا حالم خوب بود. تشکر میکنم از خداوند، از آقای مهندس دژاکام و از راهنمای خوبم.
ممنونم که با سکوتتان به حرفهای من توجه کردید.
خلاصه و تایپ: مسافر یوسف ( لژیون اول )
ویرایش: مسافر علی ( راهنما )
ارسال: مسافر بهرام ( خدمتگزار سایت )
- تعداد بازدید از این مطلب :
115