رهجویان راهنما همسفر معصومه از لژیون اول در مورد دستورجلسه « صورت مسئله اعتیاد» بیان کردند:
همسفر لیلا
در گذشته، درک درستی از ماهیت اعتیاد نداشتم؛ تصور میکردم اعتیاد صرفاً مسئلهی «اراده» است و اگر فرد تصمیم بگیرد، میتواند بهراحتی مصرف را کنار بگذارد؛ اما با آموختن آموزشهای کنگره۶۰، دریافتم که مسئله بسیار عمیقتر از این حد است. اعتیاد تنها یک رفتار نیست؛ بلکه فرآیندی است که جسم و روان انسان را بهشدت تحت تأثیر قرار میدهد و از همین رو، درمان آن نیازمند صبر و زمان است. برای من، شناخت «صورت مسئلهی اعتیاد» اولین و مهمترین قدم است. وقتی با دقت بیشتری به این موضوع نگاه میکنم، متوجه میشوم که با چه پیچیدگیهایی روبهرو هستیم؛ این شناخت باعث میشود قضاوتها و توقعات قبلی من فروکش کند و درک کنم که چرا نمیتوان با فشار و زور به کسی کمک کرد. در کنگره۶۰ آموختم که درمان، همزمان با بازسازی تدریجی جسم، نیازمند آموزش و تغییر نگرش است. در نهایت، یادگیری این نکته برای من بسیار ارزشمند بود که برای حل هر چالشی، ابتدا باید صورت مسئله را بهدرستی شناسایی کرد؛ زیرا وقتی ماهیت واقعی مسئله را درک کنیم، یافتن راهکار درست و مؤثر بسیار سادهتر خواهد شد.
همسفر زینب:
قبل از ورود به کنگره۶۰، اعتیاد برای من مثل یک بیماری لاعلاج بود؛ فکر میکردم کسی که گرفتار اعتیاد شده، هیچوقت به معنای واقعی درمان نمیشود و تا آخر عمر بیمار خواهد ماند؛ اما در کنگره۶۰، با دیدن «صورت مسئله اعتیاد»، تمام آن تصورات غلط فرو ریخت. جناب مهندس با آموزشهایشان به ما فهماندند که اعتیاد فقط یک مشکل ظاهری نیست؛ بلکه ترکیبی از تخریبهای جسمی، روانی و جهانبینی است. در روشهای غلط گذشته، مصرفکننده فقط ترک میکرد و علائم ظاهریاش بهبود مییافت؛ اما هیچگاه به درمان واقعی نمیرسید. امروز در کنگره۶۰ یاد گرفتم که درمان، طی ۱۰ تا ۱۱ ماه سفر منظم با روش DST و در کنار آموزشهای جهانبینی اتفاق میافتد. در این مسیر، سیستم ایکس و مخدرهای طبیعی که در جسم از کار افتادهاند، دوباره به تعادل میرسند. خدا را شکر که با کنگره۶۰ آشنا شدم و دیدم که درمان یک شعار نیست؛ بلکه یک حقیقت است.
همسفر مهناز:
اول از همه میخواهم از آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان تشکر کنم که بخش بزرگی از زندگی خودشان را وقف کنگره۶۰ کردهاند. ایشان بودند که «صورت مسئله اعتیاد» را کشف کردند. راستش را بخواهید، من هیچوقت باور نمیکردم که اعتیاد درمان داشته باشد؛ چون تمام راهها را امتحان کرده بودیم و نتیجهای نداشتیم. قبل از آمدن به کنگره۶۰، اصلاً امیدی به زندگی نداشتیم. به خاطر مصرف مسافرم همیشه ناراحت بودم و زندگی برایم تکراری و خستهکننده شده بود. هر سال مسافرم چند بار اقدام به ترک میکرد؛ اما زندگیمان همیشه راکد میماند؛ چون نه حوصله کار داشت و نه میل به معاشرت. ما به خواست خدا و با تصمیم خودِ مسافرم، سفر درمان را شروع کردیم. در طول این سفر، او دیگر آن آدم بیحوصله سابق نبود، کار میکرد و زندگیمان از حالت راکد خارج شد. در شبی که تصمیم گرفتیم به سمت رهایی برویم، باز هم ترسیدم؛ ترسیدم که نکند دوباره نتواند تحمل کند؛ اما خدا را شکر، برنامه آقای مهندس آنقدر دقیق و درست بود که این کشف، برگشتی ندارد. این سفر نهتنها مسافرم را درمان کرد؛ بلکه باعث شد من هم از آن تاریکیها خارج شوم. با آموزشهای کنگره۶۰ یاد گرفتم که چطور با امید به جلو حرکت کنم.
رابط خبری: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر معصومه( لژیون اول)
ارسال: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر معصومه( لژیون اول) دبیر سایت
نمایندگی همسفران بروجرد
- تعداد بازدید از این مطلب :
44