English Version
This Site Is Available In English

کشف صورت مسئله اعتیاد، کلید رهایی انسانهای در بند، در تمام دنیا

کشف صورت مسئله اعتیاد، کلید رهایی انسانهای در بند، در تمام دنیا

جلسه ششم از دور یازدهم سری کارگاه های آموزشی کنگره ۶۰ ویژه مسافرین نمایندگی پرند با دستور جلسه "  صورت مسأله اعتیاد  "    و ٱستادی مسافر مجید و نگهبانب مسافر محمدرضا و دبیری مسافر محمود در روز دوشنبه مورخه ۶ مهر ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

 

خلاصه سخنان ستاد :

 

سلام دوستان، مجید هستم، یک مسافر.

خداوند را شاکر و سپاسگزارم که امروز در این جایگاه قرار دارم، در کنگره هستم و در جمع شما عزیزان حضور دارم. از نگهبان محترم، گروه مرزبانی و ایجنت محترم نیز سپاسگزارم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند که در این جایگاه بنشینم، خدمت کنم و آموزش بگیرم.

همان‌طور که می‌دانیم، دستور جلسه این هفته «صورت‌مسئله اعتیاد» است. همه ما به‌خوبی می‌دانیم که صورت‌مسئله اعتیاد سالیان سال به‌صورت حل‌نشده باقی مانده بود و افراد مختلف، هرکدام راهکار و نسخه‌ای برای درمان آن ارائه می‌کردند؛ اما هیچ‌کدام به نتیجه مطلوب نمی‌رسیدند. تا اینکه به لطف خداوند و با تلاش‌های جناب آقای مهندس، این صورت‌مسئله به‌درستی مطرح و حل شد و مشخص گردید که گره کار و مشکل اصلی در کجاست.

اگر با مصرف‌کنندگان صحبت کنیم، متوجه می‌شویم که بسیاری از آن‌ها بارها اقدام به ترک کرده‌اند. افرادی که سالیان زیادی در دنیای تاریکی و اعتیاد به سر می‌بردند، از شرایط خود خسته می‌شدند و تصمیم به ترک می‌گرفتند؛ اما پس از مدتی دوباره به مصرف مواد بازمی‌گشتند.

خود من نیز بارها و بارها اقدام به ترک کردم، اما هر بار دوباره به مصرف بازمی‌گشتم؛ زیرا نمی‌دانستم مشکل اصلی کجاست و در بدن و سیستم فیزیولوژی من چه اتفاقی می‌افتد.

تا اینکه جناب آقای مهندس این موضوع را روشن کردند و توضیح دادند که در اثر مصرف مواد مخدر، جایگزینی اتفاق می‌افتد. بچه‌هایی که در کنگره حضور دارند، آموزش گرفته‌اند و می‌دانند که بدن انسان به‌طور طبیعی مواد شبه‌افیونی را تولید می‌کند؛ اما از زمانی که مصرف مواد مخدر را آغاز می‌کنیم، به‌تدریج تولید این مواد در بدن کاهش پیدا می‌کند. به همین دلیل، زمانی که مواد به بدن نمی‌رسد، علائم خماری ظاهر می‌شود.

این علائم هم در صور آشکار و هم در صور پنهان خود را نشان می‌دهند. در صور آشکار، علائمی مانند بی‌خوابی، درد دست‌وپا، عطسه و عرق کردن بروز می‌کنند و در صور پنهان نیز ممکن است فرد دچار ناامیدی، افسردگی، گریه‌های بی‌دلیل، افکار خودکشی و مشکلات دیگری شود.

خداوند را صدها هزار مرتبه شکر می‌کنم که این صورت‌مسئله حل شد و انسان‌های بسیاری از بند اعتیاد نجات پیدا کردند.

خود من در دوران اعتیاد، مصیبت‌ها و مشکلات زیادی را تحمل کردم. به‌خوبی به یاد دارم که یک روز، زمانی که در شرکت مشغول به کار بودم، به واسطه شغلی که داشتم، از دفتر مدیرعامل با من تماس گرفتند و گفتند که بلیت هواپیما برای من تهیه شده است و باید برای ملاقات با یکی از مهندسان، به اصفهان سفر کنم.

باور کنید همان لحظه که این موضوع را شنیدم، احساس خماری به سراغم آمد. چند نفر از بچه‌ها همراه خود مواد برده بودند و در فرودگاه گرفتار شده بودند. به‌محض شنیدن این خبر، این فکر به ذهنم رسید که چگونه می‌توانم مواد را از فرودگاه با خودم به اصفهان ببرم.

باورکردنی نیست، اما از همان لحظه تا چهار یا پنج روز بعد، یعنی تا زمانی که قرار بود پرواز کنم، تمام وجودم درگیر استرس و نگرانی بود. از یک طرف باید به مأموریت کاری می‌رفتم و از طرف دیگر، تمام فکرم به این بود که چگونه مواد موردنیازم را تهیه کنم و با خودم ببرم.

اما از آنجایی که خداوند هوای من را داشت، اعلام کردند که بلیت هواپیما مهیا نشده است و قرار است با ماشین به اصفهان برویم. همان لحظه با تمام وجود خداوند را شکر کردم.

این تنها یکی از مشکلات دوران اعتیاد من بود. بارها زمانی که به یک ایست بازرسی می‌رسیدم، یا مأموری را در خیابان می‌دیدم، دچار استرس می‌شدم. حتی زمانی که موادم رو به اتمام بود، نگرانی و اضطراب تمام وجودم را می‌گرفت.

اما امروز خدا را شکر می‌کنم که حدود نه ماه از سفر و رهایی من می‌گذرد و شاید باورکردنی نباشد، اما نه وسوسه می‌شوم و نه حتی فکر مصرف مواد به سراغم می‌آید.

در این چند ماه، در مکان‌های مختلفی حضور داشته‌ام که افرادی در آنجا مشغول مصرف مواد بودند و من نیز در همان محیط نشسته بودم؛ اما هیچ‌گونه میلی به مصرف نداشتم. این موضوع برای خودم بسیار جالب و ارزشمند است.

تمام این اتفاقات را نتیجه شناخت و حل صورت‌مسئله اعتیاد می‌دانم؛ زیرا با طی کردن مسیر درمان، سیستم فیزیولوژی بدن من به تعادل رسیده است و بدنم توانسته است عملکرد طبیعی خود را بازیابد. مواد شبه‌افیونی بدنم نیز به‌تدریج به میزان موردنیاز تولید می‌شوند.

خدا را شکر می‌کنم که حالم بسیار بهتر شده است. خوابم بهبود پیدا کرده و به‌راحتی می‌خوابم. هرچه در مسیر کنگره به جلو می‌روم، می‌بینم که مسائل و مشکلاتم یکی پس از دیگری حل می‌شوند و حالم نیز بهتر می‌شود.

من دائم فکر می‌کنم که آیا واقعاً  این انصاف است که بعد از رهایی در کنگره نمانم؟ خدمت گزار نشوم؟ چون امروز اگر مصرف‌کننده بودم، باید ماهی پانزده تا بیست میلیون تومان فقط برای خرید مواد هزینه می‌کردم.

بعد از خودم می‌پرسم: کنگره به تو چه داده است؟ چه چیزی به تو بخشیده و تو را از چنگال چه چیزی نجات داده است؟

من در دوران اعتیاد، به‌جز هزینه‌های سنگین مواد، همیشه با مشکلات و مصیبت‌های زیادی روبه‌رو بودم. مدام به دنبال تهیه مواد و پیدا کردن کاسب بودم. یک روز جنس پیدا نمی‌شد، روز دیگر جنس وجود داشت، اما کیفیت مناسبی نداشت. تمام زندگی من به همین مسائل گره خورده بود.

اما امروز شرایط کاملاً تغییر کرده است. به همین دلیل، وظیفه خودم می‌دانم که با تمام توان در کنگره خدمت کنم؛ چه از نظر مالی و چه از نظر جانی.

همان‌طور که ما در لژیون‌های مختلف کنگره آموزش می‌گیریم و در پایان سفر به رهایی می‌رسیم، با حضور و مشارکت در لژیون سردار نیز می‌توانیم به رهایی دیگری دست پیدا کنیم و آن، رهایی از فقر و بی‌پولی است.

به یاد دارم در یکی از جلساتی که در ساختمان سیمرغ برگزار می‌شد، آقای ثابت به این موضوع اشاره کردند که برای من بسیار جالب بود و تا آن زمان چنین مطلبی را نشنیده بودم.

ایشان فرمودند: همان‌طور که هدف از شرکت در لژیون ویلیام وایت، رهایی از بند نیکوتین است، در لژیون DST هدف، رهایی از بند مواد مخدر و در لژیون جونز، رهایی از اضافه‌وزن و چاقی است؛ هدف از شرکت در لژیون سردار نیز رهایی از فقر و بی‌پولی است.

این موضوع برای من بسیار تأمل‌برانگیز بود؛ زیرا همان‌طور که انسان برای رهایی از اعتیاد نیازمند آموزش، حرکت و تلاش است، برای رهایی از مشکلات مالی نیز باید آموزش بگیرد، حرکت کند و در مسیر درست قدم بردارد.

زمانی که می‌بینم جناب آقای مهندس، به‌عنوان بنیان‌گذار کنگره ۶۰ و کاشف روش درمان اعتیاد، از روزهای آغازین تاکنون، به همراه خانواده محترم خود در حال خدمت به انسان‌ها هستند و می‌فرمایند که حتی حساب من با کنگره هنوز صفر نشده است، دیگر منِ مجید جای خودم را دارم!

وقتی شخصیتی با این جایگاه و این حجم از خدمت، چنین نگاهی به کنگره دارد، من نیز باید با تمام توان خود تلاش کنم تا خدمتگزاری باشم که بتواند سهمی در نجات انسان‌ها و رسیدن آن‌ها به رهایی داشته باشد.

شاید من هم بتوانم در رهایی چند نفر سهیم باشم و به سهم خود، باری از دوش انسان دیگری بردارم. این برای من ارزشمند است و امیدوارم بتوانم در این مسیر ثابت‌قدم باشم.

مصرف‌کننده در دوران اعتیاد، در بسیاری از مواقع، در جمع خانواده، میان فامیل، در جامعه و حتی در محیط کار، احساس خواری و ذلت می‌کند. اعتیاد به‌تدریج عزت‌نفس، آرامش و جایگاه اجتماعی انسان را تحت تأثیر قرار می‌دهد و مشکلات فراوانی را برای او به وجود می‌آورد.

اما خدا را شکر می‌کنم که امروز کنگره ۶۰ وجود دارد و به لطف خداوند و با تلاش‌های بی‌وقفه جناب آقای مهندس، راه درمان اعتیاد پیدا شده است.

امروز هر مصرف‌کننده‌ای که خواستار درمان و رهایی باشد و بخواهد در این مسیر حرکت کند، می‌تواند با حضور در کنگره، آموزش گرفتن و عمل به آموزش‌ها، به درمان و رهایی دست پیدا کند.

این رهایی تنها به معنای رها شدن از مصرف مواد نیست؛ بلکه انسان می‌تواند به آرامش، تعادل و حال خوش برسد و مسیر تازه‌ای را در زندگی خود آغاز کند؛ مسیری که آثار و برکات آن، نه‌تنها در این جهان، بلکه در جهان‌های دیگر نیز همراه او خواهد بود.

در پایان، بار دیگر خداوند را شاکر هستم که فرصت حضور در کنگره ۶۰ و بهره‌مندی از آموزش‌های آن را به من عطا کرد. از جناب آقای مهندس، خانواده محترم ایشان و تمام خدمتگزارانی که برای نجات انسان‌ها تلاش می‌کنند، سپاسگزارم.

امیدوارم بتوانم با تمام توان در این مسیر خدمت کنم و من نیز سهمی هرچند کوچک در رهایی و نجات انسان‌های دیگر داشته باشم.

ممنونم که به صحبت‌های من گوش کردید.

 

تایپ، تنظیم و بارگزاری: مسافر میلاد و مسافر یوسف ( لژیون دوم )

 

مرزبان خبری : مسافر مجید

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...