English Version
This Site Is Available In English

۱۳۴ روز در مسیر روشنایی

۱۳۴ روز در مسیر روشنایی

سلام دوستان، رسول هستم یک مسافر.

من سال ۱۳۸۳ ترک تحصیل کردم و به دلیل پرجمعیت بودن خانواده، در کنار پدرم مشغول به کار شدم تا در تأمین هزینه‌های زندگی کمک کنم. سال ۱۳۸۴ به کار جوشکاری مشغول شدم و از آن زمان به بعد، به‌صورت مستقل کار می‌کردم و درآمد داشتم. شرایط زندگی خوب بود تا اینکه در سال ۱۳۸۹ ازدواج کردم و سال ۱۳۹۰ همراه همسرم زندگی مشترکمان را آغاز کردیم.

به‌دلیل شرایط زندگی، مجبور بودم بیشتر کار کنم. در همین دوران، دوستانم به من مواد تعارف کردند و من هم که اهل رفاقت بودم، پیشنهادشان را رد نکردم و همین اتفاق، شروع راه تاریک اعتیاد من شد.

در ابتدا مصرف برایم لذت داشت، اما هرچه جلوتر رفتم، دیگر خبری از لذت نبود و مصرف به اجبار تبدیل شد. همان دوستانی که روز اول مواد را به من تعارف کرده بودند، بعدها مرا ترک کردند و گفتند: «تو معتاد شده‌ای.»

چند سال در تاریکی اعتیاد بودم. همسرم از مصرف من اطلاع داشت، اما چیزی به رویم نمی‌آورد. بارها سعی کردم مواد را ترک کنم، ولی چون روش درستی نداشتم، هر بار دوباره به مصرف برمی‌گشتم.

تا اینکه روزی همسرم به همراه دو فرزندم به من گفت: «اگر ترک نکنی، من ترکت می‌کنم.» آنجا بود که برای اولین بار به‌طور جدی به فکر رهایی و درمان همیشگی افتادم.

به یکی از دوستانم که در کنگره ۶۰ حضور داشت مراجعه کردم و درباره کنگره از او سؤال کردم. او با صبوری کامل برایم توضیح داد و گفت شاید لازم باشد چند ماه پشت در کنگره بمانی تا صندلی خالی شود و بتوانی وارد شوی.

من جذب کنگره شدم و به شعبه غزالی مشهد رفتم. خواست خدا این بود که همان جلسه اول وارد شعبه شوم؛ صندلی خالی بود و من توانستم وارد کنگره شوم.

امروز که این دلنوشته را می‌نویسم، ۱۳۴ روز است که مسیر کنگره ۶۰ را پیدا کرده‌ام و در این مسیر قرار گرفته‌ام. هر روز که می‌گذرد، از سخنان مهندس دژاکام، استاد امین دژاکام و راهنمای عزیز و زحمتکش خودم، آقای امین باغوش، در لژیون پنجم غزالی مشهد، آموزش می‌گیرم و قدم‌به‌قدم از تاریکی به سمت روشنایی حرکت می‌کنم.

امیدوارم تمام کسانی که در تاریکی هستند و درگیر اعتیاد و این آتش ویرانگرند، هرچه زودتر راه کنگره ۶۰ را پیدا کنند و به ما ملحق شوند تا بتوانند با کمک روش مهندس دژاکام، این آتش ویرانگر را مهار کنند.

«آنچه باور است، محبت است
و آنچه نیست، ظروف تهی است.»

مرزبان خبری: مسافر مهدی

ویرایش و ارسال خبر: مسافر مرتضی لژیون یکم

سایت نمایندگی غزالی مشهد

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...