English Version
This Site Is Available In English

صورت‌مسئله اعتیاد؛ کلید طلایی درمان و رهایی پایدار

صورت‌مسئله اعتیاد؛ کلید طلایی درمان و رهایی پایدار

جلسه هفتم از دوره پانزدهم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، ویژه مسافران نمایندگی یوسف، با استادی مسافر میثم، نگهبانی مسافر فرهاد و دبیری مسافر حمید، با دستور جلسه "صورت‌مسئله اعتیاد" روز دوشنبه  06 مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

دستور جلسه امروز «صورت‌مسئله اعتیاد» است. هر ساله همین برج ۷ که می‌شود و مدارس آغاز می‌شوند، آقای مهندس در صحبت‌هایشان می‌گویند که با آغاز مدرسه‌ها، ما شروع می‌کنیم به مطرح کردن دستور جلسه «صورت‌مسئله اعتیاد»؛ دلیلش هم این است که نقطه شروع و نقطه وصلِ هر کنگره‌ای، دانستن همین صورت‌مسئله اعتیاد است. من خودم همان روز اولی که وارد کنگره شدم، در جلسه اول، راهنمای تازه واردین (یعنی همه‌ی راهنمایان تازه واردین وقتی رهجو وارد کنگره می‌شود) راجع به همین دستور جلسه صورت‌مسئله اعتیاد صحبت می‌کنند؛ چون مبدأ مشخصی که برای حل مشکل اعتیاد در کنگره پیدا شده و آقای مهندس آن را کشف کردند، همین صورت‌مسئله اعتیاد است که کنگره را کاملاً متفاوت می‌کند با انجیوهای دیگر. در واقع تنها راه درمان اعتیاد، همان‌طور که همه‌مان با تمام حس‌مان درکش کردیم، همین صورت‌مسئله اعتیاد است.

اما صورت‌مسئله اعتیاد حالا چه می‌گوید؟ من یک توضیح کوچکی بدهم؛ خب، تمام مواد مخدری که ما در بیرون داریم و استفاده می‌کنیم، داخل بدن ما هم هست. کلاً مواد درونی بدن ما سه قسمت است یا عناصری است که از طریق خوراکی‌ها وارد می‌شود؛ مثل کلسیم، مثل ویتامین‌ها و سایر موادی که می‌توانیم با خوردن غذاها جذب کنیم. قسمت دوم مواد نگهدارنده است و قسمت سوم هورمون‌ها. اما این موادِ نگهدارنده، همان مواد مخدرِ درونی است که بدن با استفاده از اسید آمینه تولید می‌کند. این مواد مخدری که خودِ بدن تولید می‌کند، بیرون هم وجود دارد؛ یعنی هرچه مواد مخدر در دنیا هست و ما داریم مصرف می‌کنیم، داخل بدن ما هم هست.

وقتی که ما شروع می‌کنیم این را به صورت مصنوعی از بیرون وارد بدن می‌کنیم، بدنِ هوشمند برای جلوگیری از اوردوز و جلوگیری از تخریب که به بدن وارد می‌شود، مصرفِ خود را ذره‌ذره کاهش می‌دهد. ما می‌بینیم؛ مثلاً همه‌مان تجربه‌اش را داشتیم، یه مدتی که مواد مصرف می‌کنیم، می‌بینیم اولش سرخوشیم، اما بعد از یک ماه، دو ماه که مصرف می‌کنیم، دیگر هیچ تأثیری ندارد؛ مجبور می‌شویم مصرف را ببریم بالا. دوباره احساس سرخوشی به دست می‌آید، بعد از مدتی همین اتفاق تکرار می‌شود؛ بدن هی تولیدِ خودش را کاهش می‌دهد تا رفته‌رفته تولید به صفر می‌رسد. بعد از مدتی که آقای مهندس تخمین زدند و به آن رسیدند (مدت ۱۰ ماه)، این تولید به صفر می‌رسد و آنجا اعتیاد اتفاق می‌افتد.

اما برای درمانِ این مسئله، چون زمان برده است که این مواد مخدر درون بدن به صفر برسد، ما با قطعِ ناگهانی نمی‌توانیم بدن را بازسازی کنیم؛ بدن وارد شوک می‌شود و به جای هومئوستاز، با همان حداقل موادی که داخل بدنش هست شروع می‌کند خود را وفق می‌دهد، ولی هیچ‌وقت حالش کامل خوب نمی‌شود. این را همه‌مان درک کردیم. من خودم بارها یادم هست از ۲۱ سالگی وقتی که دانشجو بودم، بعد از یک سال مصرفِ مواد، واقعاً منزجر شده بودم، خسته شده بودم، در درس افتاده بودم و شروع کردم به ترک. بعد از یک سال، یک سال و خورده‌ای ترک می‌کردم؛ حالا آن اوایل یک‌خورده ترک آسان‌تر بود، اما بعد از مدتی دوباره برگشت می‌کردم. همه می‌دانیم، همه‌مان تجربه کردیم، حالمان خوب نبود؛ یعنی واقعاً خلأ در زندگی‌ام بود. هرچه سعی می‌کردم زمانِ زندگی‌ام را پر کنم، زمان پر نمی‌شد و هیچ‌چیزی به من مزه نمی‌داد. آن موقع خب چرا این اتفاق می‌افتاد؟ چون من دلیلش را نمی‌دانستم، راه را نمی‌دانستم که دارم راهِ اشتباه می‌روم. با قطعِ مواد مخدر نمی‌شود درمانش کرد، چون بدن فرصتِ لازم را برای بازسازی ندارد.

در کنگره اولین چیزی که به من گفته شد، همین دستور جلسه بود. این را قبول کردم؛ چون چیزی بود که علمی بود و واقعاً هم قبولش کردم که خب آره، این اتفاق می‌افتد. بعد از مدتی یواش‌یواش واقعاً دلیل همین است؛ اما باورش نداشتم. ببینید، «باور داشتن» با «قبول کردن» خیلی تفاوت دارد. ما همان سفر اول، من می‌گفتم خب این درست است، علمی است، به دل من نشست، ولی آیا واقعاً این اتفاق می‌افتد؟ تا گذشت… من سفرم تمام شد، یک مدتی هم از رهایی‌ام گذشت و خب آن اوایل فکر می‌کردم این هم مثلِ ترک‌های دیگر است، من دارم یواش‌یواش می‌زنم کنار. چیزی که درونم بود، چیزی که باورم بود، از دانستم جدا بود. یواش‌یواش می‌گفتم خب این هم مثلِ ترکِ قبلی است. اما بعد از گذشت یک مدت، واقعاً به قولِ آقا احسان (راهنما)، وقتی به آن نقطه امن رسیدم، واقعاً تفاوتش را دریافت کردم. چرا؟ چون راهِ درست را رفتیم.

مبدأ مشخص بود؛ حق با صورت‌مسئله اعتیاد است. وقتی صورت‌مسئله‌ی یک مسئله‌ای مشخص بشود، حل کردنش خیلی راحت است. من شاید در مدت ۲۱ سالی که مصرف کردم، ۳ سال هم پاکی داشتم؛ با یو-آر-دی، با قرص، با نالتروکسان پاک بودم، اما هر روزش وقتی به مواد فکر می‌کردم، هیجان من را می‌گرفت. می‌دانستم که بالاخره یک روزی مصرف می‌کنم. شاید الان رهایی من کمتر از آن ۳ سال پاکی باشد، ولی این را با تمام وجودم حس می‌کنم؛ این صورت‌مسئله اعتیاد واقعاً رفته کنار، چون از راهِ درستش رفته است. صورت‌مسئله اعتیاد را آقای مهندس برای ما گذاشتند. آقای مهندس حتی همان موقع در سفر اولشان می‌خواستند مقاله صورت‌مسئله اعتیاد را ارائه دهند؛ یعنی آن موقع این مسائلِ علمیِ امروز نبود که بخواهند با دستگاهِ میکرو-اِره و با اندازه‌گیری سلولی-مولکولی ثابتش کنند، ولی سال ۷۵ انقدر اعتقاد داشتند و این مسئله را باور داشتند که همان سال می‌خواستند در سفر اولشان این مقاله را منتشر کنند که حالا استادشان اجازه ندادند. سال بعد این اتفاق افتاد. خدا را شکر می‌کنم در کنگره هستم و امیدوارم همه دوستان سفر اولی از این راهی که پیدا شده برایشان، بهترین استفاده را بکنند و به درمان برسند. از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید، ممنونم.

 

ضبط صدا: مسافر حمید، لژیون 9

عکس: مسافر سعید، لژیون ۹

تایپ ویرایش و ارسال: مسافر داوود، لژیون ۵

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...