English Version
This Site Is Available In English

کنگره۶۰ یعنی شناختن مسیر؛ مسیری که با شناخت صورت مسئله آغاز می‌شود

کنگره۶۰ یعنی شناختن مسیر؛ مسیری که با شناخت صورت مسئله آغاز می‌شود

مشارکت همسفر سمانه

کنگره۶۰ به ما آموزش می‌دهد که برای حل هر مسئله‌ای ابتدا باید آن را درست بشناسیم و زمانی که بیماری را اشتباه تشخیص بدهیم ممکن است بهترین دارو را نیز مصرف کنیم؛ اما نتیجه درست نخواهیم گرفت و همچنین زمانی که اتومبیلی خراب می‌شود و ما فقط به آن بنزين بزنیم؛ اما موتور، سیستم برق و چرخ‌ها مشکل داشته باشند نمی‌توانیم بگوییم ماشین کاملا تعمیر شده است. اعتیاد از جایی آغاز می‌شود که انسان آرام‌آرام تعادل طبیعی خود را از دست می‌دهد؛ اعتیاد فقط چیزی نیست که ما در صور آشکار آن را مشاهده می‌کنیم مانند جسم انسان که فقط اعضایی که می‌دانیم و می‌بینیم نیست؛ بلکه مانند یک کارخانه و یا ماشین بسیار پیچیده، عظیم و شگفت‌انگیز است؛ درون ما سیستم‌هایی وجود دارند که به شکل طبیعی مواد مختلفی را در جسم تولید می‌کند و در زندگی و عملکرد جسم و روان ما نقش بسیار بالایی دارند؛ مانند آرامش، لذت،‌ درد، خوشحالی، ناراحتی، خواب، بیداری و... کنگره۶۰ مجموعه این عملکردها را با عنوان سیستم ایکس آموزش می‌دهد.

زمانی که موادمخدر به صورت مداوم وارد جسم شود به تدریج در عملکرد طبیعی این سیستم‌ها اختلال ایجاد می‌شود، یعنی جسم آرام آرام به ماده بیرونی وابسته می‌شود؛ اما پایان آن می‌تواند جایی باشد که انسان دوباره خودش را پیدا می‌کند. کنگره۶۰ صورت مسئله اعتیاد را در سه مؤلفه جسم، روان و جهان‌بینی تعریف می‌کند؛ در گذشته شاید تصور می‌کردیم مشکل اعتیاد فقط ماده‌ای است که وارد جسم انسان می‌شود؛ بنابراین اگر ماده مخدر وارد شده به جسم را از او بگیریم، مسئله تمام شده است؛ اما امروز می‌دانیم که داستان بسیار عمیق‌تر است، مصرف طولانی‌مدت مواد مخدر می‌تواند در عملکرد طبیعی جسم اختلال ایجاد کند و سیستم‌هایی که در تنظیم بسیاری از فرایندهای جسم و روان نقش دارند، دچار عدم تعادل می‌شوند و انسان به‌تدریج چیزی را که باید از درون خودش دریافت کند از بیرون دریافت می‌کند.

در اینجا است که مفهوم سیستم‌ایکس معنا پیدا می‌کند؛ بنابراین زمانی که یک انسان بعد از سال‌ها مصرف، دیگر مواد مخدر را مصرف نمی‌کند، لزوماً به این معنا نیست که جسم او همان لحظه به حالت طبیعی برگشته است ممکن است ماده مخدر از جسم خارج شده باشد؛ اما جسم باید خودش را بازسازی کند‌ و این بازسازی، زمان می‌خواهد و به همین دلیل در کنگره۶۰، زمان فقط یک عدد روی تقویم نیست زمان، بخشی از فرآیند درمان است. همان‌طور که هیچ درختی با کشیدن شاخه‌هایش سریع‌تر رشد نمی‌کند، جسم انسان هم با عجله ترمیم نمی‌شود. باید فرصت داد، باید درست حرکت کرد، باید صبر کرد؛ اما اعتیاد فقط جسم نیست، انسان جسم، روان و جهان‌بینی دارد و زمانی که جسم از تعادل خارج می‌شود، روان نیز مطمئنا آسیب می‌بیند و زمانی که روان آسیب می‌بیند، نگاه انسان به خود، خانواده، جامعه و زندگی تغییر می‌کند و اینجا است که ضلع سوم مثلث، یعنی جهان‌بینی، خود را نشان می‌دهد.

شاید یکی از عمیق‌ترین قسمت‌های درمان همین باشد؛ این که انسان فقط مصرفش را تغییر ندهد؛ بلکه نگاهش به زندگی را تغییر دهد، روزی ممکن است ماده مخدر برای انسان تبدیل به پاسخ همه سؤال‌ها شده باشد، برای غم، ماده مخدر، برای شادی ماده مخدر، برای خستگی، ماده مخدر و برای فرار از مشکلات، ماده مخدر؛ اما در مسیر درمان، انسان کم‌کم آموزش می‌گیرد که پاسخ بسیاری از نیازهایش را باید دوباره در توانایی‌های طبیعی خودش پیدا کند، آموزش می‌گیرد که با رنج روبه‌رو شود، نه این که همیشه از آن فرار کند، آموزش  می‌گیرد مسئولیت انتخاب‌های خود را بپذیرد و آموزش می‌گیرد برای رسیدن به آرامش، راهی غیر از مصرف وجود دارد و اینجا است که درمان از «ترک کردن» فاصله می‌گیرد و به معنای واقعی خود، یعنی بازگشت به تعادل نزدیک می‌شود.

برای من، مثلث جسم، روان و جهان‌بینی فقط سه کلمه نیست، این سه کلمه تصویری از انسان هستند؛ اگر جسم آسیب ببیند، روان متأثر می‌شود. اگر روان متأثر شود، جهان‌بینی تغییر می‌کند و اگر جهان‌بینی تغییر کند، رفتار و انتخاب‌های انسان نیز تغییر می‌کند؛ بنابراین نمی‌توان فقط یک ضلع را درمان کرد و انتظار داشت کل انسان به تعادل برسد به همین دلیل کنگره۶۰ به ما یک نگاه ریشه‌ای می‌دهد، جسم باید بازسازی شود، روان باید به تعادل برسد و جهان‌بینی باید اصلاح شود و در این میان، چیزی که همه این مراحل را به هم متصل می‌کند، آموزش و حرکت است و آموزش به ما می‌گوید چه اتفاقی افتاده است، تفکر به ما کمک می‌کند مسئله را درست ببینیم و همواره روش درست، مسیر حرکت را مشخص می‌کند و زمان فرصت بازسازی می‌دهد و حرکت، انسان را از دانستن به تجربه کردن می‌رساند. شاید به همین دلیل وادی اول برای من در کنار صورت مسئله اعتیاد معنای خاصی پیدا می‌کند‌ «با تفکر ساختارها آغاز می‌گردد، بدون تفکر آنچه هست رو به زوال می‌رود.»

پس از شناخت صورت مسئله اعتیاد که آقای مهندس حسین دژاکام متدDST را برای درمان کشف کردند صورت مسئله اضافه وزن را نیز با عنوان کاهش وزن با متد دژاکام را نیز ارائه کردند؛. بنابراین به این نتیجه مهم می‌رسیم که همه نتایج خوب به شناخت صورت مسئله که آقای مهندس ارائه کردند بستگی دارد، یعنی پیش از این که بخواهم زندگی خود را تغییر دهم، باید بتوانم آن را درست ببینم و پیش از این که بخواهم اعتیاد را درمان کنم، باید بفهمم اعتیاد چیست و زمانی که به درستی این مطلب را درک کردم، دیگر با یک دشمن ناشناخته روبه‌رو نیستم؛ با یک مسئله شناخته‌شده روبه‌رو هستم که برای آن می‌توان مسیر ساخت و شاید زیباترین قسمت این داستان همین باشد، انسانی که روزی تصور می‌کرد اعتیاد همه زندگی او است، می‌تواند روزی بفهمد که اعتیاد فقط بخشی از گذشته او بوده است، نه تمام هویت او، می‌تواند دوباره اعتماد خانواده‌ خود را به دست بیاورد و در ادامه می‌تواند دوباره خود را باور کند و همچنین می‌تواند دوباره صبح از خواب بیدار شود و برای زندگی انگیزه داشته باشد و می‌تواند دوباره از چیزهای ساده لذت ببرد و شاید از همه مهم‌تر بتواند به خودش ثابت کند که انسان، بزرگ‌تر از تخریب‌هایی است که بر او وارد شده است.

بنابراین اگر بخواهم «صورت مسئله اعتیاد» را با یک جمله به پایان برسانم، می‌گویم: اعتیاد فقط از دست دادن اختیار در برابر یک ماده نیست؛ اعتیاد، از دست رفتن تدریجی تعادل در جسم، روان و جهان‌بینی است و درمان، سفری است برای بازگرداندن همین تعادل؛ سفری که با تفکر آغاز می‌شود، با آموزش ادامه پیدا می‌کند، با زمان فرصت بازسازی پیدا می‌کند و با حرکت به نتیجه می‌رسد و شاید در پایان این سفر، انسان فقط از اعتیاد رها نشود؛ بلکه خود واقعی‌اش را دوباره پیدا کند و انسانی که از تاریکی بیرون می‌آید، قدر روشنایی را بهتر می‌داند. انسانی که درد را شناخته، قدر آرامش را بهتر می‌فهمد و انسانی که خودش را دوباره ساخته، می‌داند هیچ تغییری در یک‌شب اتفاق نمی‌افتد.

برای همین امروز اگر بخواهم یک پیام از همه این آموزش‌ها با خود‌ داشته باشم، این است که هیچ انسانی به اندازه تخریب‌های خود کوچک نیست؛ اگر راه بازسازی را پیدا کند، می‌تواند دوباره ساخته شود و کنگره۶۰ برای من یعنی شناختن این راه؛ راهی که از شناخت مسئله آغاز می‌شود، از تفکر عبور می‌کند با آموزش جان می‌گیرد با زمان به بار می‌نشیند و در نهایت، انسان را به سمت تعادل، آرامش و زندگی بازمی‌گرداند و من همسفر نیز در کنار یک مصرف کننده شیشه تخریب‌‌های بسیاری در جسم، روان و جهان‌بینی خود داشته‌ام که با شناخت سیستم ایکس، مثلث درمان و آموزش‌های ناب کنگره۶۰ از این فرصت استفاده می‌کنم و در این مسیر قرار می‌گیرم تا به آن تعادل‌ و آرامشی که می‌خواهم با لطف و محبت خداوند برسم. از قدرت مطلق الله سپاسگزارم که به ما فرصت داد مسئله را بشناسیم، راه را بیاموزیم و برای ساختن دوباره خودمان حرکت کنیم.

مشارکت همسفر مرضیه

اعتیاد سرآغاز هم‌راهی و هم‌قدم شدن با مرگ است که هر مقدار مسیر بیشتری را با او طی کنی تو را بیشتر به کام خود خواهد کشید. پس تا دیر نشده است، زنجیره این سفر را قطع کن و هم‌راهی با مرگ را به پایان برسان. صورت‌ مسئله اعتیاد سال‌ها بود که حل‌ نشده بود و به همین دلیل؛ همه کسانی که اعتیاد داشتند، درمان نمی‌شدند و بعد از مدتی دوباره به‌ طرف مصرف موادمخدر می‌رفتند؛ زیرا مبدأ مشخص نبود و در دنیا این بیماری را غیرقابل درمان می‌دانستند؛ اکنون نیز این باور غلط، به قوه خود باقی است؛ اما به خواست خداوند متعال، تفکر، اندیشه و زحمات بی‌دریغ آقای مهندس حسین دژاکام به بهترین شکل ممکن به روش DST با داروی OT صورت‌ مسئله اعتیاد حل شد. در مورد اعتیاد باید مبدا، مقصد و هدف مشخص باشد و فرد خواهان رهایی باشد تا مسیر و راه او مشخص شود و بتواند صورت مسئله را حل کند. آقای مهندس حسین دژاکام همواره می‌فرمایند؛ اعتیاد یک بیماری است و درمان دارد. این‌گونه است که در کنگره۶۰ مثلث درمان اعتیاد کمک می‌کند که جسم، روان و جهان‌بینی شخص به تعادل برسد.

به تعادل رسیدن جسم حدوداً ۱۱ ماه زمان می‌برد؛ اما جهان‌بینی هر شخص متفاوت است و برای این‌که به تعادل برسد باید روند درمانی را طی کند و به رهایی برسد هدف کنگره۶۰ درمان و سلامتی کامل فرد مصرف‌کننده می‌باشد. در سی‌دی «پیدا کردن کلید» آقای مهندس حسین دژاکام می‌فرمایند؛ موضوع بسیار مشهود در کنگره۶۰ این است که «علم پیچیده نیست هر مسئله کلیدی دارد». پس ما باید برای حل مسئله اعتیاد ابتدا کلید آن را پیدا کنیم؛ زیرا هر دری یا قفلی یک کلیدی دارد. در انجام خواسته‌های خود ترس و هراس به خود راه ندهیم که این کار باعث ناامیدی می‌شود. با شجاعت کارها را پیگیری کنیم، امیدوار باشیم، منتظر کمک دیگران نباشیم و در موقع لزوم از افراد صالح و کاردان مشورت بگیریم و بدانیم که خداوند نیز ما را هدایت و حمایت می‌کند و در نهایت به هدف خود می‌رسیم.

مشارکت همسفر معصومه

با روشن شدن صورت مسئله اعتیاد توسط آقای مهندس حسین دژاکام، نه تنها مسئله اعتیاد به طور کامل حل شد؛ بلکه صورت مسئله بسیاری از مسائل زندگی که وجود هر کدام از آن‌ها می‌تواند یک زندگی را به آشوب بکشد نیز کشف شد من می‌توانم راه‌حل مسائل زندگی خود را به خوبی پیدا کرده و با روش درست آن‌ها را حل کنم. زمانی‌که من اشتباهات خود را پذیرفتم برای من نیز صورت مسئله پیدا شد و به این موضوع پی بردم که خود باید در پی حل کردن مشکلات زندگی باشم، دیگران را بابت مسائلی که برایم پیش آمده مقصر ندانم و به دنبال بهترین کلید و راه حل باشم. با روشن شدن صورت‌مسئله اضافه وزن یکی از مهم‌ترین مسائلی که زندگی بسیاری از انسان‌ها رامختل کرده بود در کنگره۶۰ به آسانی حل شد. با نظم دادن به ساعات خوردن غذا به راحتی می‌توان مشکل اضافه وزن و کاهش وزن که امروزه با روش‌های غلط جان بسیاری از انسان‌ها را به خطر می‌اندازد را حل نمود.

هم‌چنین با روشن شدن شدن صورت مسئله اعتیاد آموختم که اعتیاد یک بیماری فیزیولوژی می‌باشد برخلاف تصور جامعه که مشکل اعتیاد به دلیل اختلال در روان یک مصرف‌کننده است مشخص شد که جسم فرد از تعادل طبیعی خود خارج شده است که در کنگره۶۰، با روش DST به راحتی قابل درمان است. اکنون توسط آموزش‌های کنگره۶۰ با تفکر، صبر و تلاش می‌توانم از گذرگاه زندگی عبور کرده و حل کردن مشکلات و مسائل زندگی را بیاموزم که در ادامه بتوانم در صلح و آرامش زندگی کنم.


رابط خبری: همسفر سوسن رهجوی راهنما همسفر مینا (لژیون ششم)
عکاس: همسفر مهسا رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون هشتم)
ارسال: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون پنجم) دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی حافظ

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...