خداوند را شاکرم که در این برهه از زمان، توفیق حضور در این مکان مقدس و علمی نصیبم شد تا توشهای برگیریم و درباره یکی از عظیمترین و گرانسنگترین دستاوردهای کنگره۶۰، یعنی «صورت مسئله اعتیاد» اندکی با شما عزیزان مشارکت کنم.
سالیان متمادی، تاریکی اعتیاد به عنوان یک معضل لاینحل، مرموز و لاعلاج بر پیکره جامعه سایه افکنده بود. مجامع علمی، پزشکان و روانپزشکان جهان، اعتیاد را بیماریای مزمن، پیشرونده و لاعلاج میدانستند و با این باور غلط که «معتاد، معتاد میمیرد»، راه هرگونه امیدی را به روی انسانهای دردمند بسته بودند. خانوادهها نیز در ناامیدی مطلق دست و پا میزدند و کسی راه چاره را نمیدانست.
ریشه تمام این شکستهای پیدرپی و سردرگمیها در این بود که «صورت مسئله اعتیاد» هرگز به درستی کشف و پاک نشده بود. درمانگران پیشین، نوک پیکان حملات خود را صرفاً به سمت رفتار ظاهری فرد یا ترکهای ناگهانی و سقوط آزاد نشانه رفته بودند، بیآنکه بدانند این خانه از پایبست ویران است و با سرزنش و زندانی کردن مسافران، فقط رنج آنها را دوچندان میکردند.
در این میان، با تفکر عمیق، درایت بینظیر و کاوشهای علمی بنیانگذار کنگره۶۰، جناب مهندس حسین دژاکام، خورشید حقیقت طلوع کرد. ایشان با شکافتن دقیق ابعاد این تاریکی، برای نخستین بار صورت مسئله اعتیاد را با خطی روشن ترسیم کردند و اثبات نمودند که تخریبهای اعتیاد در سه ضلع مقدسِ «جسم»، «روان» و «جهانبینی» رخ داده است.
در بخش جسم، مشخص شد که مواد مخدر بیرونی بهمرور جایگزین کارخانههای تولیدکننده مواد شبهافیونی و مخدرهای طبیعی درونزا (همچون اندورفین، انکفالین و دوپامین) شدهاند. به همین دلیل است که بازسازی این سیستم حیاتی (یا همان سیستم ایکس) به داروی مناسب، زمان کافی (۱۰ الی ۱۱ ماه) و روشی اصولی همچون روش تدریجی (DST) نیاز دارد و هیچ میانبری برای آن وجود ندارد.
در کنار جبران خسارت در بخش جسم، ضلع روان نیز نیازمند پالایش و تعادل است؛ چرا که روان حاصل برآیند جسم سالم و جهانبینی درست است. تا زمانی که تفکر، اندیشه و زاویه دید انسان نسبت به خود و جهان هستی دگرگون نشود، تعادل واقعی معنا نخواهد یافت.
به عنوان یک همسفر، زمانی که من نیز با این صورت مسئله آشنا شدم، تازه فهمیدم که چرا تمام تلاشهای قبلیام برای نجات مسافرم به در بسته میخورد. من سالها بیرون از گود نشسته بودم و با سرزنش، کنترل کردن و رفتارهای نادرست فقط آتش تاریکی را بیشتر میکردم؛ غافل از اینکه اعتیاد یک بیماری مزمن است و نیاز به علم، درمان، دارو و زمان دارد.
آموزشهای ناب کنگره۶٠ به من آموخت که ترکشهای اعتیاد، روان، افکار و آسایش مرا نیز به شدت تخریب کرده بود و منِ همسفر هم در کنار مسافرم به آموزش، تزکیه و پالایش نیاز دارم. فهميدم که همسفر بال پرواز است، نه بار اضافه و تا زمانی که نگاه طلبکارانه و حسرت خوردنهایم را تغییر ندهم، دردی از مسافرم دوا نخواهم کرد.
امروز به واسطه روشن شدن این صورت مسئله، نگاه من از خشم، ترس و ناامیدی به صبوری، آگاهی و امید تبدیل شده است. من یاد گرفتم که به جای تمرکز بر روی نقاط ضعف و لغزشهای احتمالی دیگران، دوربین را به سمت خودم بچرخانم و روی شناخت تاریکیهای درون خودم کار کنم. آموزشهای جهانبینی به من یاد داد که چگونه خشم، کینه و توقعات بیجا را کنار بگذارم و به آرامش درون برسم.
کشف دقیق این صورت مسئله، شاهکلیدی بود که نه تنها خط بطلانی بر نظریههای یاسآلود گذشته کشید؛ بلکه ثابت کرد اعتیاد در کنگره۶۰ نه تنها یک بیماری درمانپذیر است؛ بلکه به لطف آموزشهای ناب، به درمان قطعی همراه با حال خوش، تعادل و آرامش ختم میشود. امروز افتخار میکنم که در این بستر امن حضور دارم و درسهای بزرگ زندگی را مشق میکنم.
از بنیانگذار کنگره۶۰، جناب مهندس دژاکام، استاد امین عزیز و تمامی خدمتگزاران این سیستم سپاسگزارم که این مسیر نورانی و نجاتبخش را برای من هموار نمودند. امیدوارم من قدردان این مکان مقدس باشم و با آموزش گرفتن، دین خود را به کنگره۶٠ ادا کنم.
نویسنده: همسفراکرم رهجوی راهنما همسفرسلیمه (لژیوناول)
ویراستار و رابطخبری: همسفرفاطمه رهجوی راهنماهمسفرسلیمه(لژیوناول)
ارسال:همسفرفاطمه رهجوی راهنماهمسفرسلیمه(لژیوناول)نگهبان سایت
همسفران نمایندگی رفسنجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
94