صورتمسئله اعتیاد؛ کلید طلایی درمان در کنگره ۶۰ است، در دنیای امروز بیماری اعتیاد برای بسیاری از مردم، جامعه پزشکی و حتی خانوادهها هیولایی شکستناپذیر و ناشناخته است. سالها تصور میشد اعتیاد ناشی از اراده ضعیف فرد، بیبندوباری یا یک عادت رفتاری است که تنها با خواستن و اراده قابلحل است. اما کنگره۶۰ با کشف «صورتمسئله اعتیاد» توسط جناب آقای مهندس حسین دژاکام این دیدگاه را به کل تغییر داد و راه رسیدن به درمان قطعی را هموار کرد.
صورتمسئله اعتیاد در کنگره۶۰ بر این اصل که اعتیاد، جایگزینی مواد مخدر بیرونی به جای مواد مخدر درونی بدن است، استوار است. بدن انسان به طور طبیعی کارخانهای عظیم از مواد شبهافیونی مانند اندروفین، انکفالین و دوپامین دارد، این مواد مسئول شادی، خواب راحت، آرامش و تعادل روانی ما هستند. وقتی فرد مصرفکننده پیوسته موادمخدر بیرونی را وارد بدن خود میکند، سیستمهای تولیدکننده داخلی بدن به دلیل بیاستفاده ماندن، تنبل شده و یا از کار میافتند.
وقتی فرد به یکباره مصرف را به روش سقوط آزاد یکباره قطع میکند، نه تنها درگیرِ شوکِ فقدانِ مواد بیرونی است، بلکه هیچ منبع درونی هم برای تولید این مواد ندارد، این دقیقاً همان جایی است که فرد دچار بیقراری، درد و افسردگی شدید میشود و بسیاری از روشهای رایجِ ترک در جهان، چون از این حقیقت فیزیولوژیک بیخبرند، با شکست مواجه میشوند. آنها تصور میکنند اعتیاد یک مسمومیت مزمن است و میخواهند آن را سمزدایی کنند؛ در حالیکه اعتیاد، یک جایگزینی مزمن است.
درمان در کنگره۶۰ یعنی معکوس کردن این فرآیند. برای این کار، ما نیازمند «زمان» هستیم. سیستمهایی که در طول سالیان تخریب شدهاند، یکشبه بازسازی نمیشوند. داروی مناسب OT در دوزهای مشخص و در طول زمان حداقل ۱۰ ماه به بدن فرصت میدهد تا تولید موادشبهافیونی خود را دوباره آغاز کند و به تدریج جایگزین موادمخدر شود. این همان روش DST یا درمان تدریجی است.
اما درمان جسم کافی نیست؛ چرا که اعتیاد، مثلثی با سه ضلع جسم، روان و جهانبینی است. جسم با داروی مناسب درمان میشود، روان بهعنوان تعادل خلقوخوی فرد، با سلامت جسم و آموزشها به آرامش میرسد و جهانبینی، یعنی تغییر نوع نگاه و تفکر فرد. مسافری که فقط جسمش درمان شود اما جهانبینیاش تغییر نکند، همچنان در خطر بازگشت است. جهانبینی، زیربنای تصمیمگیریهای درست در زندگی است.
ما در کنگره۶۰ یاد گرفتیم که اعتیاد نه تنها شخصیت فرد را تخریب کرده، بلکه خانوادهها و همسفران را نیز درگیر کرده است. درک صورتمسئله اعتیاد، برای ما همسفران، نوری در تاریکی بود، ما فهمیدیم که مسافر ما، نه یک انسان بیاراده، بلکه یک بیمار است که سیستم بیوشیمیایی بدنش از کار افتاده است. این آگاهی، نگاه ما را از قضاوت و سرزنش به سمت صبر و درک برد.
اینکه بدانیم درمان، سفری است که پلهبهپله طی میشود، به ما همسفران قدرت داد تا در کنار مسافرانمان باشیم، نه در مقابل آنها. دانستن این حقیقت که تخریبها در طول سالها به وجود آمدهاند و ترمیم آنها نیز زمان میبرد، باعث شد تا عجله را کنار بگذاریم و با آرامش، شاهد احیای دوباره انسانی باشیم که گمان میکردیم راهی برای بازگشتش نیست.
امروز، صورتمسئله اعتیاد برای ما تنها یک نظریه نیست، بلکه تجربهای زنده است. تجربهی دیدن کسانیکه از تاریکترین نقاط اعتیاد بازگشتهاند و امروز در اوج سلامت جسمی و روانی، به دیگران کمک میکنند. این علم، به ما یاد داد که هیچ دردی بیدرمان نیست، اگر راه درست مواجهه با آن را پیدا کنیم. کنگره۶۰ با این کلید ساده اما عمیق، در بستهی درمان را به روی هزاران نفر باز کرد و به زندگیهای بسیاری، دوباره معنا و نشاط بخشید.
نویسنده: راهنما همسفر زهرا
رابط خبری: همسفر هایده رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر ندا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی گوجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
118