سلام دوستان زهرا هستم یک همسفر:
در هر مسئلهای شناخت خود مسئله، مهمترین بخش برای حل آن است که مهندس دژاکام ابتدا صورت مسئله اعتیاد را حل کردند. در دنیا اعتیاد هنوز یک بیماری لاعلاج که درمان ندارد یا مسمومیت مزمن است و بارها مسافران اقدام به ترک مواد کردهاند؛ ولی به علت ندانستن صورت مسئله اعتیاد بعد از مدتی به سمت مواد برگشت میکردند. صورت مسئله اعتیاد، مقوله جسم و فیزیولوژی انسان را به دو بخش تقسیم میکند، عکسالعملهای آشکار و عکسالعملهای پنهان جسم انسان که بررسی شده است.
عکسالعملهای آشکار مسئله روشن است که با قطع ناگهانی مواد و نرسیدن مواد مخدر به شخص مصرفکننده بعد از ۲۴ ساعت به اوج خود میرسد که شامل این موارد است: عرق کردن، پرش پا، آبریزش بینی، عطسههای پیدرپی، بیخوابی و اسهال. این عوارض با دارو در طی دو هفته به حداقل خود میرسد.
عکسالعملهای پنهان شامل افسردگی، تنبلی، گوشهگیری، کند ذهنی و ناامیدی است که روان را از تعادل خارج میکند و برای به تعادل رسیدن جسم و روان، نود درصد تعادل از نظر جسمی است و ده درصد باقی مانده مربوط به حل مشکل جهانبینی فرد نسبت به جهان پیرامون خود است. مهندس ژاکام، صورت مسئله اعتیاد را در قالب یک مثلث به نام مثلث درمان اعتیاد تنظیم کردند که جسم، روان و جهانبینی است. در قسمت جسم که سیستمایکس و سیستم تولیدکننده شبهافیونی با مخدرهای طبیعی بدن که با مخدرهای بیرونی جایگزین شدهاند از تعادل خارج میشود، با روش درمان DST و با شربت تریاک oT، به تعادل جسم میرسد.
در قسمت روان و جهانبینی، ریشه تمام اختلالات در جسم، عدم تعادل جسم و جهانبینی است که با آموزشهای کنگره۶۰ و جهانبینی به تعادل میرسند و مورد مسئله اعتیاد را حل کردند تا مسافران با ورود به کنگره۶۰ با روش آقای مهندس، دو کتاب درباره مورد مسئله اعتیاد به نام عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر و ۱۴ مقاله به رشته تحریر درآوردند. خداوند را شاکرم که آقای مهندس با روش DST، اعتیاد خود را درمان کردند و به تعادل جسمی و روانی رسیدند. خداوند به آقای مهندس، عمر با عزت بدهد. جملهای هست که میگوید: معما چو حل گشت، آسان شود و این جمله دقیقاً در مورد حل صورت مسئله اعتیاد توسط مهندس ژاکام صدق میکند.
سلام دوستان وجیهه هستم همسفر:
مسافر من نیز با بیست و پنج سال مصرف، وارد کنگره۶۰ شدند. آنتیایکسهای مصرفی ایشان تریاک، شیره و متادون بود که به لطف خداوند و اذن ورود ایشان به کنگره صادر شد. پیش از آشنایی با کنگره۶۰، به دلیل تجربه ترکهای ناموفق مسافرم به این باور رسیده بودم که اعتیاد، بیماری لاعلاجی است که چارهای جز کنار آمدن با آن نیست. تصور میکردم تنها راه موجود، تحمل کردن شرایط است، به همین دلیل، بسیاری از دشواریهای ناشی از اعتیاد را پذیرفته بودم و حتی گاهی مسئولیت کارهای ایشان را نیز بر عهده میگرفتم؛ اما با لطف خداوند که برای من حکم یک معجزه را داشت، با کنگره۶۰ آشنا شدیم و دیدن رهاشدگان از دام اعتیاد، نگاه من را نسبت به این بیماری به کلی تغییر داد.
در کنگره۶۰، تنها جسم درمان نمیشود؛ بلکه مسیری برای رشد و تعالی مسافر و همسفر فراهم گردیده است. در این مکان به ما آموخته میشود تا خود را بهتر بشناسیم و در مسیر تغییر گام برداریم. این آموزشها سبب میشود، نه تنها در مسئله اعتیاد بلکه در تمام ابعاد زندگی به شکلی آگاهانه برخورد کنیم. امروز بسیار خرسندم که دیگر اعتیاد را یک بیماری لاعلاج نمیبینم، کنگره۶۰ به من آموخت که با آموزش، صبر و حرکت در مسیر درست، میتوان از تاریکیها به سوی روشنایی حرکت کرد و زندگی تازهای را تجربه نمود.
بدین وسیله مراتب سپاس و قدردانی خود را خدمت جناب مهندس دژاکام و خانواده محترم ایشان ابراز میدارم که با تحقیقات و پژوهشهای خود در زمینه صورت مسئله اعتیاد، توانستند انسانهای بسیاری را به آغوش زندگی بازگردانند.
سلام دوستان ریحانه هستم یک همسفر:
خداوند را شاکرم که به من توفیق داد تا در این مکان مقدس حضور یابم و به حال خوش برسم. همچنین از زحمات جناب مهندس و خانواده محترم ایشان قدردانی میکنم که تمام وقت گرانبهای خود را وقف کنگره و انسانهای درمانده در تاریکیهای اعتیاد کردهاند و در پایان از راهنما همسفر احترام سادات سپاسگزارم که با آموزشهای ارزشمند خود، ما را در این مسیر یاری میدهند.
آنچه در این مطالب بیش از همه برای من جالب بود، این نکته است که اعتیاد تنها به مصرف مواد و قطع آن خلاصه نمیشود. پیش از مطالعه این مطالب، شاید من نیز تصور میکردم که اگر فردی بتواند چند روز از مصرف مواد خود بگذرد؛ یعنی ترک کرده است اما در اینجا نگاه متفاوتی به این موضوع وجود دارد و برداشت من این بود که مصرف مواد به مرور زمان بر جسم اثر میگذارد، به طوری که بدن دیگر قادر به تولید مواد لازم خود به شیوه سابق نیست از این رو پس از قطع مصرف، تنها با درد و علائم ظاهری مواجه نیستیم؛ بلکه مشکلاتی نظیر بیحوصلگی، افسردگی، خستگی، بیانگیزگی و حتی مشکلات جنسی نیز ممکن است برای مدتی باقی بمانند. بنابراین به نظر من درمان واقعی، فرآیندی نیست که در چند روز رخ دهد؛ بلکه مستلزم زمان و صبر است.
موضوع دیگری که برایم حائز اهمیت بود، توجه هم زمان به جسم، روان و جهانبینی است. حتی اگر وضعیت جسمانی فرد بهبود یابد؛ اما طرز فکر و نگرش او نسبت به خود و زندگی تغییر نکند، احتمال بازگشت به مصرف وجود دارد. برداشت من از این بخش این است که برای رهایی واقعی، انسان باید هم از نظر جسمی بازسازی شود و هم از نظر فکری و روحی تغییر یابد، همچنین دستهبندی مصرفکنندگان برایم جالب بود؛ چرا که همه افراد شرایط یکسانی ندارند. برخی در ابتدای راه هستند، برخی از مصرف خود رضایت دارند و برخی دیگر واقعا از اعتیاد خسته شده و به دنبال نجات هستند. از این رو نمیتوان برای همه نسخه یکسان در نظر گرفت و باید شرایط هر فرد را به طور مجزا بررسی کرد.
در مجموع آنچه از این مقاله دریافت کردم این است که اعتیاد مسئلهای ساده یا یک شبه نیست و درمان آن نیز فرآیندی تدریجی است که هدف آن بازگرداندن تعادل به جسم، آرامش به روان و تغییر نگاه انسان به خود و زندگی است و به باور من زمانی که این سه مورد در کنار هم قرار بگیرند، احتمال دستیابی به یک زندگی سالم و ماندگار بسیار بیشتر خواهد شد. با تشکر مجدد از جناب مهندس که با روش DST، داروی OT و آموزشهای ناب خود به ما زندگی دوباره بخشیدند.
سلام دوستان اعظم هستم یک همسفر:
خداوند بزرگ را شاکر و سپاسگزارم که اجازه داد من نیز به کنگره بیایم، از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان و همچنین از راهنما با عشق و محبت خود، کمال تشکر و قدردانی را دارم. اگر بخواهم در مورد صورت مسئله از نگاه استاد بگویم؛ باید عرض کنم که با کشف روش DST توسط آقای مهندس دژاکام، تمامی مصرفکنندگان مواد مخدر از هر نوعی که باشند، چه در زمان حال و چه در آینده به خوبی به درمان و تعادل میرسند؛ زیرا آقای مهندس صورت مسئله اعتیاد را باز کردند و مثلثی را ترسیم نمودند که به آن مثلث درمان گفته میشود. مثلثی که شامل سه ضلع جسم، روان و جهانبینی است. هر مسافری باید با حضور در کنگره، خود را در درون این مثلث قرار دهد تا به درمان، رهایی و حال خوش دست یابد.
اگر به الگوی کنگره توجه کنیم، یک دایره است که مثلثی در درون آن ترسیم شده است. برداشت من از این الگو چنین است که اگر درون مثلث قرار نگیریم یا یکی از اضلاع آن را انجام ندهیم، از دایره خارج میشویم و با هر تنش کوچکی، از مسیر کنگره خارج خواهیم شد؛ زیرا تنها یک راه برای درمان پایدار وجود دارد و آن، روش DST و قرار گرفتن در درون مثلث درمان است که توسط آقای مهندس، پس از شکافتن صورت مسئله و با نیاز مبرم به آن، ابداع و کشف گردید. معجزه این روش در این است که دیگر بازگشتی وجود ندارد؛ زیرا درمان صورت گرفته و فراتر از درمان، تعادل برقرار شده است. دقیقاً همان گونه که مسافر من با قرار گرفتن در این مثلث درمان شد و زندگی را به ما بخشید. در پایان از خداوند، آقای مهندس و راهنما محترمم که باعث شدند امروز حالم خوب باشد، تشکر می کنم.
نویسندگان: اعضای لژیون هجدهم راهنما همسفر احترام
رابط خبری: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر احترام (لژیون هجدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون بیست و سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی خواجو
- تعداد بازدید از این مطلب :
288