English Version
This Site Is Available In English

حل صورت‌مسئله اعتیاد؛ مهار نجات‌بخش و کلید بازسازی سیستم ایکس

حل صورت‌مسئله اعتیاد؛ مهار نجات‌بخش و کلید بازسازی سیستم ایکس

جلسه چهارم از دوره هجدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی دکتر مسعود، با استادی راهنمای محترم مسافر رامین، نگهبانی مسافر میثم و دبیری مسافر بخشعلی با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» یکشنبه 5 مهر ۱۴۰۵ ساعت 17 آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان رامین هستم یک مسافر؛ قبل از هر چیز، یک خداقوت و تشکر از گروه مرزبانی بابت برقراری منظم جلسات دارم و به آن‌ها خداقوت می‌گویم. از نگهبان و دبیر محترم نیز ممنونم که اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم.
و اما در مورد دستور جلسه؛ جناب آقای مهندس فرمودند که آغاز سال تحصیلی کنگره ۶۰، همین دستور جلسه است و فکر می‌کنم با این بیان، حجت را تمام کرده‌اند. این موضوع به‌خوبی نشان می‌دهد که دستور جلسه حاضر تا چه اندازه دارای اهمیت است. یعنی اگر ما امروز اینجا نشسته‌ایم، مسافران سفر دوم حالشان خوب است، همه‌چیز مطلوب است و می‌توانیم شعبه‌های جدید ایجاد کنیم، همگی ریشه در همین دستور جلسه دارد و تعارف‌بردار نیست: «حل صورت‌مسئله اعتیاد و مهار نجات».
اگر این صورت‌مسئله اعتیاد حل نشده بود و همان دیدگاه‌های قبلی وجود داشت، هیچ‌کدام از ما نمی‌توانستیم به این راحتی زندگی کنیم. در آن شرایط، ما باید صرفاً ترک می‌کردیم و در تصورات خود می‌گنجاندیم که اعتیاد یک بیماری پیشرونده، غیرقابل درمان و مرموز است. آن‌گاه از صبح که بیدار می‌شدیم، تنها باید خدا را شکر می‌کردیم و مراقب خودمان می‌بودیم که کجا می‌رویم و کجا نمی‌رویم؛ و اگر خدای‌نکرده بیمار می‌شدیم، حتی اجازه مصرف قرص و دارو را هم نداشتیم. چرا؟ چون تصور می‌شد بیماری همواره همراه ماست، مرموز و غیرقابل درمان است و در کنار ما باقی می‌ماند. همان جمله‌ای که قدیمی‌ها می‌گفتند: «لب که خورد به بافور، شسته می‌شود با کافور» برای ما صدق می‌کرد و هیچ راه نجاتی وجود نداشت؛ باید با همان شیوه آن را می‌پذیرفتیم و الان هم باید دست بالا می‌بردیم و می‌گفتیم: «سلام دوستان، رامین هستم یک معتاد» و چاره دیگری هم نبود.
اما جناب آقای مهندس آمدند و صورت‌مسئله اعتیاد را کشف کردند؛ و همین مسئله مهار نجات را رقم زد و باعث شد ما این حال خوش را تجربه کنیم. صورت‌مسئله اعتیاد چه بود؟ وقتی صورت‌مسئله به‌درستی تبیین شد، مشخص گردید که اعتیاد، بیماری مرموز و غیرقابل درمان نیست، بلکه یک «جایگزینی مزمن» است؛ جایگزینی مزمنی که در آن، مواد مخدر بیرونی آمده‌اند و جایگزین مواد مخدر طبیعی و درونی بدن شده‌اند. معما چو حل گشت، آسان شود.
واقعاً همین یک جمله ساده ما را نجات داد. البته همین یک جمله ساده و بازگرداندن این سیستم جایگزین‌شده، فقط و فقط نیازمند روش DST است تا بتوانیم مواد مخدر طبیعی بدن را بازسازی کنیم؛ موادی که به‌معنای واقعی کلمه، تمام زندگی ما به آن‌ها وابسته است. اگر این مواد در بدن کار نکنند، گویی انسان در جهنم قرار دارد و اگر به‌درستی کار کنند همان‌طور که در قرآن اشاره شده گویی نهرهای خمر در درون انسان جاری است و شاداب و در بهشت قرار دارد.
اگر شبه‌افیونی‌های بدن و سیستم ایکس درست کار کنند، به اعتقاد من، فرد می‌تواند کارهای بزرگی انجام دهد. انسانی که قبل از کنگره کارتن‌خواب بوده، وقتی می‌آید و امروز در عرصه ساختمان‌سازی فعالیت می‌کند، قطعا سیستم ایکس او به بهترین شکل بازسازی شده است. این موضوع فقط بحث مالی نیست؛ شما وقتی به چهره و ظاهر بچه‌هایی که در کنگره ۶۰ هفت یا هشت ماه سفر کرده‌اند نگاه می‌کنید، متوجه این تغییرات می‌شوید.
درک مواد مخدر طبیعی بدن چیز عجیب و غریبی نیست و همه ما می‌توانیم آن را حس کنیم. من همیشه این مثال را می‌زنم: شما در خودرو به‌آرامی رانندگی می‌کنید و در حال خودتان هستید؛ کافی است یک موسیقی پرانرژی پخش شود، قول می‌دهم سرعت حرکت شما ناخودآگاه بالا می‌رود. چرا؟ چون شنیدن، گوش دادن و صحبت کردن، همگی بر مواد شیمیایی و مخدر طبیعی بدن تاثیر می‌گذارند. این‌که چه چیزی می‌شنویم اهمیت دارد. چرا وقتی سی‌دی می‌نویسیم حالمان خوب می‌شود؟ چون سخنان درست را از انسان‌های درست می‌شنویم و همین باعث می‌شود مواد مخدر طبیعی بدن ما بهتر ترشح شوند. به همین دلیل می‌گویند با هر کسی صحبت نکنید، هر سخنی را نگویید و هر چیزی را نشنوید.
برای درک بهتر مواد مخدر طبیعی، بهترین مثالی که جناب مهندس می‌زنند و من در سی‌دی ساختمان جسم ۵ هم شنیدم بحث بارداری و افسردگی پس از زایمان است. اگر کمی روی این موضوع فکر کنید، متوجه می‌شوید؛ مادر باردار به دلیل دردهایی که دارد، بدنش مجبور است مورفین، اندورفین و سروتونین بیشتری ترشح کند تا حال بهتری داشته باشد و بتواند آن درد را تحمل کند. هنگام وضع حمل نیز درد به قدری زیاد است که بدن مقادیر بسیار بالایی از این مواد طبیعی را ترشح می‌کند. آقای مهندس می‌فرمودند طبق گفت‌ وگویی که با پزشکان داشتند، اکثر پزشکان اذعان می‌کردند که خانم‌ها هنگام زایمان در حالت طبیعیِ معمولِ خود نیستند و در عالم دیگری به سر می‌برند. این نشان می‌دهد که مواد مخدر طبیعی تا چه حد در بدن وجود دارند و متاسفانه ما در گذشته آن‌ها را تخریب کرده بودیم.
در نهایت، این مواد مخدر طبیعی برای زنده بودن و زندگی کردن ما بسیار حیاتی هستند. اگر من در کنگره ۶۰ درست سفر نکنم و سیستم ایکس خود را بازسازی ننمایم، بدون تعارف می‌گویم که نمی‌توانم با افراد بیرون رقابت کنم. همه چیز به این سیستم وابسته است و اگر ضعیف باشد، مثل این است که دیگران سوار بر اسب باشند و من بخواهم با مرکبی ضعیف با آن‌ها رقابت کنم.
پس بیایید این مسیر را جدی بگیریم، روش DST را با دقت اجرا کنیم، یک رهایی باکیفیت به دست آوریم و سیستم ایکس خود را بازسازی کنیم. بازسازی سیستم ایکس محقق نمی‌شود مگر این‌که به روش DST به‌صورت شبانه‌روزی و دقیق توجه داشته باشیم. وقتی راهنما می‌گوید ساعت ۷ مصرف کن، نباید بشود ۷:۰۲؛ وقتی می‌گوید ساعت ۳ یا ۱۱ شب، آن دو دقیقه تأخیر هم در سطح سلولی خیلی زیاد است.
بدن ما بیش از ۸ میلیارد نه، بلکه حدود ۳۸۰۰ میلیارد سلول دارد؛ جمعیتی حدود هشت برابر جمعیت کره زمین! در هر سلول، ده‌ها هزار ژن و آنزیم در حال فعالیت هستند و جمعیت عظیمی در بدن ما زندگی می‌کنند. بنابراین، زمان‌بندی برای آن‌ها بسیار حیاتی است. اگر قرار است دارویی برای بازسازی جسم به بدن برسد، زمان‌بندی دقیق و داروی مناسب اهمیت بالایی دارد. امیدوارم این مسئله و همچنین رفتار و خروجی‌های خود را جدی بگیریم، چرا که سیستم ایکس ما به رفتارهای ما و ورودی‌های ذهنی ما نیز بستگی دارد. بیش از این وقت شما را نمی‌گیرم؛ لطفاً به افتخار خودتان دست بزنید.

عکس: مسافر فرهاد
تایپ و تنظیم: مسافر امید

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...