English Version
This Site Is Available In English

اگر از فناوری عقب بمانیم، زندگی سخت می‌شود

 اگر از فناوری عقب بمانیم، زندگی سخت می‌شود

جلسه دوم از دوره هفدهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی دکتر مسعود، با استادی راهنمای محترم مسافر علی، نگهبانی مسافر امین و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه «از سایت، فضای مجازی و هوش مصنوعی در کنگره شصت چگونه استفاده میکنم» پنجشنبه 02 مهر ۱۴۰۵ ساعت 16:30 آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان علی هستم یک مسافر؛ خداوند را سپاسگزارم بابت این لحظه و بابت امروز. اولین تجربه استادی خود را به عنوان جلسه تولد تجربه می‌کنم و این حس بسیار غریب و تازه‌ای برای من است.
دستور جلسه امروز دو بخش دارد؛ بخش نخست، در مورد دستور جلسه هفتگی یعنی «چگونه از سایت، فضای مجازی و هوش مصنوعی استفاده می‌کنم؟» است و بخش دوم به برگزاری جشن تولد مسافر ناصر اختصاص دارد. دستور جلسه این هفته درباره استفاده از تکنولوژی و فناوری است. ما در عصری زندگی می‌کنیم که اگر از تکنولوژی و فناوری عقب بمانیم، زندگی برایمان دشوار خواهد شد. شاید پیش‌تر بدون تلفن همراه زندگی طور دیگری می‌گذشت، اما امروز اگر تلفن همراه و فضای مجازی را از ما بگیرند، شرایط بسیار سخت می‌شود.
در ابتدا لازم می‌دانم از خدمتگزاران بخش سایت، مرزبانان خبری، همسفران و مسافران تشکر و قدردانی کنم. من خود مدتی زیر نظر آقای امیرحسین در شعبه البرز خدمتگزار بودم و از نزدیک شاهد زحمات این عزیزان بوده‌ام؛ از ضبط صدا و گرفتن عکس تا بارگذاری، ویرایش و اطلاع‌رسانی. کار این عزیزان دست‌کم از راهنمایان نیست، چرا که تبلیغ و رساندن پیام کنگره ۶۰ از طریق سایت انجام می‌پذیرد. این هفته را به همه این عزیزان تبریک عرض می‌کنم.
همان‌طور که اشاره شد، اگر از فناوری عقب بمانیم، زندگی سخت می‌شود. جناب مهندس همواره آینده‌نگر بوده و به باور من، شخصاً از زمان خود جلوتر هستند و همه مسائل را پیش‌بینی می‌کنند که این امر قطعا به دلیل حضور و الهاماتی است که به ایشان می‌شود.
در سال ۱۳۷۸ کنگره ۶۰ تأسیس شد و بلافاصله به دستور جناب مهندس، سایت کنگره ۶۰ نیز راه‌اندازی گردید. سایت کنگره ۶۰ چه نقشی دارد و به چه کار یک مصرف‌کننده می‌آید؟ بسیاری از دوستان از طریق سایت با کنگره ۶۰ آشنا شده و وارد این مجموعه شده‌اند. این سایت به‌صورت جامع و به دو زبان فارسی و انگلیسی فعال است و اگر فردی یک یا دو ساعت وقت بگذارد، به‌طور کامل با خط‌مشی، اهداف و عملکرد کنگره ۶۰ آشنا می‌شود. اگر کسی بخواهد پیام کنگره را به دیگری منتقل کند، کافی است او را به مطالعه سایت ارجاع دهد. سایت، اطلاعات و اخبار بسیار مفیدی را ارائه می‌دهد.
بخش دوم، فضای مجازی است که امروزه افراد زیادی با آن درگیر هستند. تمام این فناوری‌ها و تکنولوژی‌ها، ابزارهایی هستند تا ما بتوانیم زندگی راحت‌تری داشته باشیم و باید بتوانیم از آن‌ها درست استفاده کنیم. اگر از این ابزارها به‌درستی استفاده نکنیم و از تعادل خارج شویم که متأسفانه گاهی این اتفاق می‌افتد می‌تواند به ما آسیب برساند. بنابراین همان‌قدر که مفید هستند، در صورت عدم استفاده درست می‌توانند آسیب‌رسان باشند.
اگر فضای مجازی نبود، در دوران کرونا یا در شرایط خاص، آموزش‌های ما دچار مشکل می‌شد؛ اما فضای مجازی کمک کرد تا آموزش‌ها تداوم یابد و پیش برود. جناب مهندس نمی‌توانند به‌صورت حضوری به همه نقاط دنیا مانند لندن، آمریکا یا استرالیا سفر کنند، اما از طریق همین فضای مجازی، همایش‌ها و کنفرانس‌ها برگزار می‌شود. این موضوع نشان‌دهنده اهمیت بالای فناوری است. اکنون حدود دو سال است که ایشان موضوع هوش مصنوعی را نیز به این مجموعه اضافه کرده‌اند و دستور ایجاد بخش هوش مصنوعی را صادر فرموده‌اند.
هوش مصنوعی امروزه به عنوان یک دستیار به انسان کمک می‌کند تا به اطلاعات گوناگون دسترسی داشته باشد. شاید در کشور ما بیشتر استفاده‌ها در حد ویرایش عکس و موارد مشابه باشد، اما مزایای فراوانی دارد. اگرچه اطلاعات من نیز در این زمینه کامل نیست، اما قطعاً با تدابیر جناب مهندس در این مسیر پیش خواهیم رفت.
اما ذکر این نکته بسیار ضروری است: فضای مجازی، سایت و هوش مصنوعی هرگز نمی‌توانند جایگزین آموزش حضوری در کنگره ۶۰ و بهره‌مندی از محضر استاد و راهنما شوند. نباید دچار این اشتباه شویم که می‌توان با اتکا به سایت و هوش مصنوعی به رهایی رسید یا درمان شد. خیر، هرگز چنین نیست. همچنین باید توجه داشت که هوش مصنوعی نباید جایگزین تفکر و تجربه ما شود. امروزه گاهی به سمتی می‌رویم که می‌خواهیم همه‌چیز سریع در دسترس باشد و کمتر از ذهن و تفکر خود استفاده کنیم، چون پاسخ‌ها آماده است.
در نهایت امیدوارم بتوانیم از این ابزارها به‌گونه‌ای مفيد استفاده کنیم که زندگی ما را آسان‌تر سازد و آسیبی به زندگی‌مان وارد نکند.
بخش دوم جلسه، مربوط به تولد مسافر ناصر است. پیام تولد ایشان به این شرح است:
«ما چون کودکان دست در دست هم، به گرد دایره‌ای از دایره‌های آسمان، با سپاس از خداوند با هستی می‌چرخیم. از اینکه چون عقاب رها شده‌ایم، با آزادی خود در پروازیم و برای شما هم همین راه را خواستاریم.»
هنگامی که آقا ناصر وارد لژیون شانزدهم شدند، سن‌شان کمی از من و سایرین بالاتر بود و در سنین میان‌سالی بودند. من بارها در لژیون گفته‌ام و اینجا نیز تکرار می‌کنم که برای دوستانی که در سنین بالاتر می‌آیند و سفر می‌کنند، احترامی ویژه قائل هستم. آن‌ها برای من الگو و انگیزه‌بخش هستند.
یک مصرف‌کننده معمولاً با خود می‌اندیشد که در سنین بالاتر یا پس از بازنشستگی به مصرف ادامه دهد و تصور می‌کند کسی با او کاری ندارد؛ اما فردی که در سنین بالاتر برای درمان و رهایی اقدام می‌کند، پیام بزرگی دارد. پیام او این است که هرچه در مسیر مواد باشیم، باز هم آن حال خوب واقعی را به دست نخواهیم آورد.
آقا ناصر از زمانی که وارد لژیون شدند، بسیار منظم، رهجویی حرف‌شنو و از بهترین‌های لژیون شانزدهم بودند. ایشان در بیشتر جلسات حضور داشتند و نخستین رهجویی در لژیون شانزدهم بودند که مراحل درمان سیگار (۴۰ سی دی، و ۳۰ سی دی) را به‌طور کامل و هم‌زمان طی کردند و خدمت جناب مهندس رسیدند.
این روز زیبا را در رأس به جناب مهندس، به خانواده محترم ایشان، به خانواده آقا ناصر، به خدمتگزاران شعبه و به خود آقا ناصر تبریک می‌گویم. امیدوارم ایشان را در آزمون‌های پیش رو موفق ببینیم و شال راهنمایی را بر گردن ایشان مشاهده کنیم. از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید، از همه شما متشکرم.

اعلام سفر مسافر ناصر؛
سلام دوستان ناصر هستم یک مسافر؛ آخرین آنتی ایکس مصرفی تریاک، روش درمان DST، داروی درمان شربت OT، به مدت 10 ماه و 12 روز به راهنمایی مسافر علی سفر کردم، ورزش در کنگره شنا، در حال حاضر 14 ماه و 23 روز است که آزاد و رها هستم.

خلاصه سخنان مسافر ناصر؛
سلام دوستان ناصر هستم یک مسافر؛ بسیار ممنونم که برای بزرگداشت یک‌سالگی تولد و رهایی من تشریف آوردید. امیدوارم بتوانم در این جایگاه باقی بمانم. از زحمات ایجنت محترم (هم در بخش همسفران و هم مسافران)، دیده‌بانان، مرزبانان و اعضای کنگره ۶۰ شعبه دکتر مسعود که در اینجا حضور دارند و خدمت می‌کنند، صمیمانه تشکر می‌کنم. به واسطه زحماتی که این عزیزان کشیدند، توانستم امروز در این جایگاه قرار بگیرم؛ جایگاهی بسیار ارزشمند که امیدوارم همه شما نیز آن را تجربه کنید.
اگر بخواهم خلاصی از گذشته خود بگویم که واقعیت زندگی من بوده است، باید بگویم منِ مسافر یا مصرف‌کننده، از ابتدا مصرف‌کننده نبودم. مانند چشمه‌ای جوشان بودیم که می‌جوشید و به رود تبدیل می‌شد و ما نیز سعی می‌کردیم در مسیر آن حرکت کنیم. اما به مرور زمان، یواش‌یواش به بخش‌های کناری رودخانه که می‌توان آن را به برکه تشبیه کرد کشیده شدم و در آن برکه متوقف گردیدم.
در لژیون همیشه مطرح می‌شود که مصرف‌کنندگان اکثراً افراد باهوش و زرنگی هستند. من چنین ادعایی درباره خودم ندارم، اما می‌دانم در اوایل زندگی مشترک با همسرم، چرخ زندگی ما می‌چرخید و روزبه‌روز پیشرفت می‌کردیم؛ مانند درخت سروی که قامت بلندی دارد، ما نیز همراه خانواده به آن قامت و رشد می‌رسیدیم.
اما زمانی که به مسیر انحراف رسیدم، آن سرو بلند به درختی مانند بید مجنون تبدیل شد که شاخه‌هایش رو به پایین است. سر من هم دائماً پایین و در فکر خودم بود و از توجه به خانواده غافل شدم. گرچه از نظر امور معیشتی و خوراک، شرایط تامین بود، اما از نظر انسانیت، معنویت و ابراز مهر و محبت، دچار نقص و کاستی بودم.
بزرگ‌ترین عاملی که در دوران اعتیاد بر من اثر گذاشت و مرا اسیر خود کرد، ترس بود. این ترس به جایی رسید که نزدیک به ۴۰۰۰ متر زمین داشتم و با چشم خود می‌دیدم که از دست می‌رود و دیگران آن را تصرف می‌کنند، اما حتی توان و جرات مراجعه به پاسگاه و دادگاه برای احقاق حق خود را نداشتم؛ چرا که می‌ترسیدم اگر مرا چند ساعت نگه دارند، با آن وضعیت چه کنم. به همین دلیل، شرایط بدی را برای خود و خانواده‌ام رقم زدم.
من ۴۰ سال مصرف‌کننده بودم و در ۱۰ سال پایانی مصرفم، واقعیت این است که رنگ آفتاب و صبح را ندیدم. ساعت ۳ یا ۴ بعدازظهر از خواب بیدار می‌شدم، پس از خوردن مختصر غذایی به محل کار یا پاتوق خود می‌رفتم و تا ۱۰ یا ۱۲ شب آنجا بودم. سپس بازمی‌گشتم و دوباره تا ساعت ۴ یا ۵ صبح مصرف می‌کردم. ۱۰ سال از زندگی من به این منوال گذشت و در نهایت از این روند و از خودم خسته شدم. من مدیون تحمل و صبوری خانواده‌ام هستم که حجم بالایی از مشکلات را تحمل کردند.
پیش از آمدن به کنگره، در شمال بودم. در آنجا یکی از آشنایان از من پرسید آیا از این وضعیت خسته شده‌ای؟ و من گفتم واقعاً خسته شده‌ام؛ چرا که در سفر ۲۰ روزه به شمال، شاید حتی ۲۰ دقیقه هم از خانه بیرون نمی‌آمدم. ایشان مسیر کنگره ۶۰ را به من نشان داد و خدا را شکر می‌کنم که توانستم این راه را پیدا کنم، خواسته درونی‌ام را به نتیجه برسانم و به این نقطه از رهایی برسم.
در پایان، سخنی با مسافران سفر اول دارم، به‌ویژه عزیزانی که دختر، به‌خصوص دختر در شرف ازدواج دارند: وقتی چشمانت را باز می‌کنی و می‌بینی خواستگار برای دخترت آمده است، در آن شرایط به دلیل درگیر بودن با اعتیاد، حتی توان تصمیم‌گیری نداری. اعتیاد باعث شد فرزند من به خاطر شرایط پدرش، بسیاری از خواسته و آرزوهای خود را نادیده بگیرد و زیر پا بگذارد تا حرف و حدیسی پشت سر خانواده نباشد.
همه ما تا آخر عمر نیاز به آموزش و نصیحت داریم، اما خواهش من این است که اگر به فکر خودمان نیستیم، به فکر فرزندانمان، به‌ویژه دخترانمان باشیم. امیدوارم روزگار خوبی برای همه شما باشد، در سلامت و تندرستی قدم بردارید و به رهایی برسید. همان‌طور که راهنمای محترم فرمودند، رهایی خوب است اما نه با نمره ۱۰ یا ۱۲؛ تلاش کنید رهایی را با نمره ۲۰ دریافت کنید و در ادامه از خدمتگزاران کنگره ۶۰ باشید. از توجه همه شما سپاسگزارم.

عکس: مسافر مجتبی
تایپ و تنظیم: مسافر امید

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...