جلسه هشتم از دوره اول کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی شاهینشهر، با استادی مسافر علی، نگهبانی مسافر محسن و دبیری مسافر محمد، با دستور جلسه صورت مسئله اعتیاد در تاریخ 5 مهرماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
در دانشگاه سیستان و بلوچستان مقالهای در زمینه «صورتمسئله اعتیاد» ارائه شد و استارت این کار از آنجا زده شد. امروز میخواهم بحث کوتاهی در مورد صورتمسئله اعتیاد خدمت شما ارائه کنم. به نظر من، مسئله چیزی است که ناشناخته است و پیرامون آن، در ذهن ما سؤالهای زیادی شکل میگیرد؛ هرچه درباره آن نمیدانیم، سؤالهای بیشتری برایمان به وجود میآید. حالا مسئله اینجا اعتیاد است، در طول مدتی که به این مرحله رسیدیم، همه ما با این سؤال روبهرو بودیم که چرا یک فرد مصرفکننده، زمانی که مصرف میکند، هر کاری انجام میدهد تا از این دام نجات پیدا کند، اما نمیتواند.
خود من زمانی به یاد دارم که مادرم برای ما، که چند برادر و همگی مصرفکننده بودیم، راههای مختلفی را امتحان میکرد. میگفتند جلوی آنها گریه کن تا دلشان بسوزد و دیگر مصرف نکنند. مادرم مینشست و گریه میکرد و ما هم زجر میکشیدیم. چون شناختی از اعتیاد نداشتیم، برای یک مسئله ناشناخته، راههای مختلفی را امتحان میکردیم، از اینجا میرسیم به این موضوع که «با حرکت راه نمایان میشوند». آقای مهندس ابتدا برای اینکه بتوانند روزه بگیرند، تصمیم گرفتند مصرف خود را در یک زمان مشخص قطع کنند. بعدازظهر دیگر مصرف نکنند تا بتوانند روزه بگیرند. هدف اولیه همین بود، اما با ادامه مسیر، حالشان بهتر شد و این موضوع باعث شد مسیر درمان به شکل دیگری ادامه پیدا کند، سالها و حتی قرنها، مسئله اعتیاد ناشناخته بود. داستانی درباره افلاطون نقل شده که میگفتند دانشمندی مادهای را کشف کرده که مردم وقتی مصرف میکنند، اگر بخواهند مصرف نکنند، حالشان بد میشود. افلاطون گفت به من فرصت بدهید تا راه درمان آن را پیدا کنم؛ اما وقتی موضوع را مطرح کرد، با مخالفت روبهرو شد، این داستان، شباهت زیادی با کاری دارد که امروز در کنگره۶۰ انجام شده است. همانطور که مصرف مواد بهصورت پلهپله انجام شده، برای بازسازی نیز باید پلهپله حرکت کرد.
آقای مهندس با تحقیقات و کاوشهای فراوان به این نتیجه رسیدند که باید ببینیم چرا یک فرد مصرفکننده، با تمام تلاشی که برای قطع مصرف میکند، نمیتواند به نتیجه برسد. در ادامه مشخص شد که سیستم شبهافیونی بدن به مرور زمان از کار میافتد، بزرگترین کشف این بود که علت و درد را تشخیص دادند؛ چون اگر پزشک علت درد را نداند، نمیتواند درمان مناسبی برای آن پیدا کند.در کنگره ۶۰، سیستم ایکس و سیستم شبهافیونی بدن شناخته شد. همانطور که مصرف فرد به مرور بیشتر میشود، آن کارخانهای که مواد شبهافیونی بدن را تولید میکند نیز به مرور از کار میافتد، شاید ما امروز متوجه نباشیم که از چه نعمتی بهرهمند هستیم. شاید افتخار بزرگی برای ما باشد که در این زمان زندگی کردهایم و توانستهایم از دانشی که در کنگره ۶۰ به وجود آمده استفاده کنیم.
در مسئله اعتیاد، مهمترین بخش این بود که مشخص شد سیستم ایکس بدن از کار افتاده است. این سیستم با سه روز یا یک هفته استراحت درمان نمیشود. همانطور که این سیستم به مرور زمان آسیب دیده، برای بازسازی آن نیز زمان لازم است و با دارویی که آقای مهندس ارائه کردند، این مسیر بهتدریج طی میشود، در کنگره ۶۰، مثلث درمان شامل جسم، روان و جهانبینی است. وقتی جسم دچار مشکل میشود، علائمی مانند پا درد، عصبی شدن و بههمریختگی به وجود میآید. روان نیز تحت تأثیر همین شرایط قرار میگیرد، برای مثال، وقتی دندان درد داریم، هم جسم ما درد میکشد و هم از نظر روانی بههم میریزیم و نمیتوانیم بهراحتی با دیگران صحبت کنیم. در مورد اعتیاد هم همین اتفاق میافتد.
موضوع دیگری که به نظر من مهم است، مسئله «چرا» و «چگونه» است. اگر میخواهیم آرامش داشته باشیم، باید دست از چراهای بیپایان برداریم؛ چرا این کار را کردم؟ چرا مصرف کردم؟ چرا آن ماشین را نخریدم؟ چرا آن خانه را نخریدم؟ به جای «چرا» بهتر است بپرسیم: «چگونه شد که من به این مرحله رسیدم؟» این سؤال باعث میشود از تجربه خودمان یاد بگیریم. اگر قرار باشد دائماً در گذشته بمانیم و بگوییم چرا این اتفاق افتاد، ذهنمان بیشتر آشفته میشود، همچنین چرا باید برای فردایی که هنوز نیامده، اینهمه حرص بخوریم؟ چه کسی به ما تضمین داده که هشتاد یا نود سال زندگی خواهیم کرد؟ چه کسی فردا را دیده است؟پس بهتر است نیرویی را که امروز داریم، برای حل مشکلات امروز و ساختن یک زندگی بهتر صرف کنیم؛ نه برای گذشتهای که گذشته و آیندهای که هنوز نیامده است.

عکاس و ضبط صدا: مسافر حمید بیدرام لژیون3
تهیه و تنظیم: مسافر علی فدایی
تقدیم نگاه زیبایتان از طرف خدمتگزاران سایت
- تعداد بازدید از این مطلب :
177