جلسه سوم از دوره چهاردهم سری جلسات کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی شوشتر، به استادی مرزبان محترم، مسافر سجاد، نگهبانی مسافر علی اصغر و دبیری مسافر علی ، با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد»در روز یکشنبه مورخ1405.07.05 رأس ساعت۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد جلسه:
سلام دوستان سجاد هستم، یک مسافر، خدا را شکر میکنم که امروز توانستم در این جلسه حضور داشته باشم، در کنار شما دوستان قرار بگیرم و خدمت کنم و آموزش بگیرم.
دستور جلسه امروز، «صورت مسئله اعتیاد» است. کنگره ۶۰ هر هفته یک دستور جلسه دارد، اما «صورت مسئله اعتیاد» از اهمیت ویژهای برخوردار است، چرا که از نخستین دستور جلسات کنگره در آغاز سال آموزشی است و همه ما به نوعی با مسئله اعتیاد درگیر بودهایم. قبل از اینکه درباره دستور جلسه صحبت کنم، میخواهم کمی از گذشته خودم بگویم. تقریباً ۲۰ سال مصرفکننده بودم و از زمانی که مصرفم به مرحلهای رسید که مجبور بودم هر روز مصرف کنم، همیشه این سؤال در ذهنم بود که چرا این اتفاق برای من میافتد. من واقعاً دوست نداشتم مصرف کنم، اما با این حال مجبور به مصرف بودم. همیشه درونم چیزی میگفت که نباید مصرف کنم، ولی در عمل نمیتوانستم تصمیم خودم را اجرا کنم.سؤالهای زیادی در ذهنم بود؛ اینکه چرا رفتارم اینگونه شده است؟ چرا کاری را که دوست دارم انجام بدهم، انجام نمیدهم؟ چرا تصمیمگیرنده زندگی خودم نیستم؟ خدا را شکر میکنم که وقتی وارد کنگره ۶۰ شدم، پاسخ بسیاری از این سؤالها را پیدا کردم.

خاطرهای هم از گذشته دارم. زمانی برای ترک مصرف به جایی رفته بودم و حدود یک هفته یا بیشتر بود که مصرف نکرده بودم. همیشه هم دوست نداشتم مصرف کنم، اما حال بسیار بدی داشتم. حتی در عروسی برادرم نتوانستم شرکت کنم. تا دم در رفتم که وارد شوم، اما آنقدر حالم بد بود که برگشتم و به خانه رفتم. هیچوقت این اتفاق را فراموش نمیکنم. آن زمان همیشه برایم سؤال بود که چرا وقتی مصرف میکنم حالم خوب نیست و وقتی هم مصرف نمیکنم باز حالم خوب نیست. پاسخ این سؤال را بعدها در کنگره پیدا کردم. در مورد «صورت مسئله اعتیاد» چیزی که از آموزشهای کنگره یاد گرفتهام این است که برای حل هر مشکلی، ابتدا باید صورت مسئله آن را بهدرستی پیدا کنیم. باید سؤال درست را مطرح کنیم تا بتوانیم به پاسخ درست برسیم.
مهندس دژاکام پس از اینکه به درمان رسیدند، در سال ۱۳۷۸ مقالهای درباره اعتیاد نوشتند و در آن دیدگاه جدیدی را نسبت به مسئله اعتیاد مطرح کردند. تا پیش از آن، دیدگاههای مختلفی درباره اعتیاد وجود داشت؛ بعضی آن را یک بیماری رفتاری و برخی یک بیماری مزمن میدانستند. اما در کنگره ۶۰ اعتیاد بهعنوان جایگزینی مزمن مطرح شد؛ یعنی مواد مخدر بیرونی بهتدریج جایگزین مواد مخدر طبیعی و درونی بدن شدهاند. این موضوع برای من بسیار قابل درک بود، چون متوجه شدم چرا در دوران مصرف و حتی بعد از قطع مصرف، حال خوبی نداشتم؛ چون جسم من هنوز به تعادل و درمان نرسیده بود.در کنگره یاد گرفتیم که انسان دارای دو بخش یا دو بُعد آشکار و پنهان است و برای درمان اعتیاد باید سه ضلع جسم، روان و جهانبینی بهصورت هماهنگ و همزمان حرکت کنند.
من خودم در دوران ترکهای گذشته مشکلات زیادی داشتم. یادم هست زمانی حدود ۱۹ روز اصلاً خواب نداشتم. حتی یک دقیقه هم خواب درست نداشتم و آن زمان نمیدانستم دلیل این وضعیت چیست. تصور میکردم چون مصرف نمیکنم، پس باید درمان شده باشم؛ در حالی که جسم من هنوز درمان نشده بود و به تعادل نرسیده بود. امروز در کنگره یاد گرفتهام که صرفاً قطع مصرف، به معنای درمان نیست. باید صورت مسئله را درست بشناسیم و راه صحیح درمان را پیدا کنیم. خدا را شکر میکنم که این فرصت را پیدا کردم که وارد کنگره شوم، در کنار شما دوستان باشم، آموزش بگیرم و خدمت کنم.
از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، سپاسگزارم.
- تعداد بازدید از این مطلب :
93