همسفر زهرا به همراه مسافر خود، با آنتیایکس مصرفی تریاک به روش DST و داروی OT، به مدت ۱۱ ماه و ۷ روز با راهنمایی راهنما مسافر مهدی و همسفر مریم سفر کردهاند. در حال حاضر نیز ۴ سال و ۱۰ ماه است که وارد سفر دوم جهانبینی شدهاند. همچنین همسفر زهرا تاکنون در جایگاه خدمتی نگهبان سایت، مرزبان خبری، دبیری، نگهبان جلسه و راهنمایی DST خدمت کردهاند. با ایشان گفتگویی در رابطه با دستورجلسه «صورت مسئله اعتیاد» ترتیب دادهایم که در ادامه آنرا تقدیم نگاه پر مهر شما همراهان همیشگی میکنیم.

به خاطر دارید نخستین مرتبهای که با عبارت صورت مسئله اعتیاد مواجه شدید، چه برداشتی از آن داشتید؟
در نخستین برخورد، نگاه من به اعتیاد بسیار ساده و سطحی بود. تصور میکردم اعتیاد فقط به معنای مصرف مواد است و اگر فرد اراده کافی داشته باشد، میتواند بهراحتی آن را کنار بگذارد؛ اما زمانی که وارد کنگره ۶۰ شدم و با مفهوم صورت مسئله اعتیاد آشنا شدم، متوجه شدم برداشت من تا چه اندازه محدود بوده است. بهتدریج آموختم که اعتیاد تنها به مصرف مواد خلاصه نمیشود؛ بلکه در جسم و روان انسان تغییراتی ایجاد میکند و برای حل آن، ابتدا باید خودِ مسئله را بهدرستی شناخت. برای من آشنایی با صورت مسئله اعتیاد آغاز یک تغییر نگرش بود، اینکه پیش از جستوجوی راهحل، باید مسئله را درست دید، شناخت و فهمید.
بسیاری از افراد خارج از کنگره ۶۰، اعتیاد را تنها یک عادت یا نشانهای از بیارادگی میدانند. شما بر اساس آموزشهای کنگره، صورت مسئله اعتیاد را چگونه برای فردی که هیچ آشنایی با این موضوع ندارد، تعریف میکنید؟
اگر بخواهم بسیار ساده بیان کنم، میگویم اعتیاد نه صرفاً یک عادت نادرست و نه فقط نتیجه ضعف اراده است. مصرف مداوم مواد، بهتدریج تعادل و عملکرد سیستمهای جسمی و روانی انسان را دچار اختلال میکند؛ بنابراین، صرفاً گفتنِ مصرف نکن، نمیتواند مسئله را حل کند. در کنگره آموختم که برای درمان، ابتدا بایستی ریشه و ساختار مشکل را شناخت و سپس با حرکتی تدریجی، اصولی و آگاهانه، جسم، روان و جهانبینی را به سمت تعادل هدایت کرد. به باور بنده، زمانی که صورت مسئله بهدرستی شناخته شود، راه رسیدن به راهحل نیز روشنتر خواهد شد.
کنگره ۶۰ مثلثی را با سه ضلع جسم، روان و جهانبینی معرفی میکند. صورت مسئله اعتیاد چگونه این سه ضلع را به یکدیگر پیوند میدهد و به چه علت درمان یکی بدون توجه به دیگری امکانپذیر نیست؟
من این سه ضلع را مانند سه بخش جداییناپذیر از یک مسیر میبینم، مسیری که برای رسیدن به تعادل، باید هر سه ضلع آن در کنار یکدیگر حرکت کنند. جسم فرد مصرفکننده در اثر مصرف مواد دچار آسیب و اختلال میشود و سیستم تولید مواد شبهافیونی طبیعی بدن نیز تحتتأثیر قرار میگیرد. از سوی دیگر، روان فرد نیز دستخوش تغییر میشود و در کنار آن، نوع نگرش و جهانبینی او نیز میتواند تغییر کند. اگر تنها به جسم توجه کنیم و روان و جهانبینی را نادیده بگیریم، درمان کامل نخواهد بود؛ همانگونه که اگر تنها روی روان کار کنیم؛ اما جسم هنوز به تعادل نرسیده باشد، باز هم مسیر درمان ناتمام میماند. در کنگره آموختم که این سه ضلع باید در کنار هم و هماهنگ با یکدیگر رشد کنند، جسم با درمان و گذشت زمان، روان با آموزش و آرامش، و جهانبینی با آگاهی، یادگیری و تغییر نگرش.
مهندس دژاکام میفرمایند: «صورت مسئله اعتیاد، یک الگو برای حل سایر مشکلات است». شما چگونه توانستید از این الگو در حل بحرانها و مشکلات غیر از اعتیاد در زندگی شخصی خود استفاده کنید؟
یکی از ارزشمندترین آموزشهایی که از کنگره گرفتم، این بود که در مواجهه با هر مشکل، پیش از آنکه به دنبال مقصر یا یک راهحل فوری باشم، ابتدا باید خودِ مسئله را بهدرستی بشناسم. در گذشته ممکن بود در یک مشکل خانوادگی، بیشتر به نتیجه فکر کنم و بخواهم هرچه سریعتر شرایط را تغییر دهم؛ اما آموزشهای کنگره به من آموخت که ابتدا باید صورت مسئله را پیدا کنم، علتها را ببینم، از آموزش بهره بگیرم و سپس با صبر و آرامش، قدمبهقدم حرکت کنم؛ همچنین دریافتم که بسیاری از مشکلات، یکشبه به وجود نیامدهاند که بتوان یکشبه آنها را حل کرد. همانطور که درمان اعتیاد به زمان، صبر و حرکت تدریجی نیاز دارد، در مسائل زندگی نیز باید فرصت لازم را برای تغییر و رشد فراهم کرد.
بهعنوان یک همسفر، مهمترین و عمیقترین درسی که از این دستور جلسه در مسیر رسیدن به آرامش آموختهاید، چه بوده است؟
شاید بزرگترین درسی که از این دستورجلسه آموختم، این باشد که برای حل هر مشکل، پیش از هر چیز باید آن را درست بشناسم. من بهعنوان یک همسفر، گاهی تصور میکردم اگر بیشتر پیگیری کنم، بیشتر صحبت کنم یا بیشتر نگران باشم، میتوانم مشکلات مسافرم را حل کنم؛ اما در کنگره آموختم که نگرانی، هرچقدر هم زیاد باشد، بهتنهایی راهحل نیست. آموختم به جای اینکه بخواهم مسافرم را کنترل کنم، روی آموزش و اصلاح نگرش خود تمرکز کنم. زمانیکه نگاه من تغییر کرد، رفتارم نیز بهتدریج تغییر کرد و این تغییر، آرامش بیشتری را به زندگی و خانوادهام هدیه داد. امروز بهتر میدانم که آرامش زمانی شکل میگیرد که هر کس مسئولیت حرکت و تغییر خود را بپذیرد و من نیز به جای غرق شدن در مشکلات، مسیر درست حل مسئله را بیاموزم و در آن حرکت کنم.
اگر بخواهید پیام این دستور جلسه را تنها در یک جمله به انسانی که در اوج ناامیدی قرار دارد منتقل کنید، چه خواهید گفت؟
هیچ مسئلهای با نادیده گرفتن حل نمیشود، کافی است صورت مسئله را درست بشناسیم و با آموزش، صبر و حرکتی درست و تدریجی پیش برویم؛ آنگاه برای هر مسئلهای میتوان راهی برای رسیدن به حل آن پیدا کرد.
طراح سؤالات: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر مهین(لژیون هشتم)
عکاس: همسفر الهه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
ارسال: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)، نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ملاصدرا (نیکآباد)
- تعداد بازدید از این مطلب :
166