گاهی اوقات در مسیر پر تلاطم زندگی مشیت الهی، تو را در مسیری هدایت میکند که خودت نیز نمیدانی مسیرت به کجا ختم میشود، مسیری که الهام شده نور و هدایت است. انسانهای بسیاری منتظر یک ناجی هستند که آنها را نجات دهد و درد و رنجشان را التیام بخشد، درد و رنجی که سالیان سال فرصتهای قشنگ زندگی را از آنها ربوده بود و خودشان را تمام و کمال تسلیم نیروهای شیطانی کرده بودند. تا اینکه صورت مسئله اعتیاد توسط آقای مهندس حسین دژاکام به ظهور رسید، جهانی را از خواب بیدار کرد و مهر بطلان را بر دیگر روشهای ترک اعتیاد گذاشت و این بیماری لاعلاج را کاملاً درمان کرد و حیات دوباره به انسانها بخشید. این روش درمان قطعی اعتیاد به هر نوع ماده مخدر میباشد. در این روش درمان بیماری اعتیاد مصرفکنندگان، بر مبنای صورت مسئله اعتیاد طراحی میگردد. کنگره۶۰ اعتقاد دارد در کنار بازسازی جسم؛ باید روان و جهانبینی فرد مصرفکننده موادمخدر نیز تغییر نماید. درمان اعتیاد به موادمخدر از نظر جسمی و فیزیولوژی در کوتاهمدت امکان پذیر نیست و اگر شخصی در کوتاهمدت برای درمان اقدام کردهاست؛ درمان او به صورت کامل انجام نشده است. درمان اعتیاد به علت تأثیر و تخریبی که مواد افیونی بر روی ساختار جسم ایجاد میکند در کوتاهمدت امکانپذیر نیست.
صورت مسئله اعتیاد مقوله جسم و فیزیولوژی انسان را در دو بخش عکسالعمل یا اختلالات آشکار و اختلالات پنهان جسم انسان روشن میکند. به عنوان مثال؛ بیخوابی، پرش عضلات، بالا رفتن میل جنسی به موازات ناتوانی جنسی، گریه کردن، عدم میل به زندگی و... رو به تعادل میرود. هرزمان شخص مصرفکننده موادمخدر به هر دلیل مصرف خود را قطع نماید و یا موادمخدر به او نرسد عکس العملهای نسبتاً شدیدی در جسم او ظاهر میشود که نقطه کور درمان اعتیاد ناموفق متداول امروزی در آن نقطه است. عکسالعملهای آشکار که معمولاً، چند ساعت پس از دیر شدن نوبت مصرف آغاز میشوند و پس از ۲۴ ساعت به اوج خود میرسند پس از دو هفته به حداقل خود میرسند؛ اما باز هم ادامه دارند مانند عرق کردن، پرش پا، آبریزش بینی، اسهال، عطسههای پیدرپی و...
عکسالعملهای پنهان که حساسترین و پنهانترین مرحله درمان اعتیاد است پس از عبور از مرحله نخست یا عکسالعملهای آشکار جسم، خود را نشان میدهد و این مشکلات در مرحله اول هم وجود دارند؛ اما انسان کمتر متوجه آنها میشود به عنوان مثال؛ افسردگی، گوشهگیری، کمحوصلگی، تنبلی، گریه کردن، کندذهنی و... این مشکلات در مرحله اول، منشأ یا علت روانی ندارند؛ به دلیل اینکه ریشه وجود این اختلالات، ضعیف شدن سیستم ضد درد بدن انسان و عدم تولید یا بازدهی نامناسب سیستمهای تولیدکننده مواد شبهافیونی و شبهمرفینی جسم انسان است؛ پس برای درمان باید به گونهای رفتار نمود که این سیستمها به آرامی کار خود را دوباره شروع نمایند.
به عبارتی؛ چشمه بایستی از خود جوشش داشته باشد، با آب ریختن درون چشمهای که متروکه شده نمیتوان آنرا به جوشش در آورد. استفاده از داروهای عادتآور که بهصورت دائمی مورد استفاده قرار گیرد؛ باعث نابودی چشمههای درون بدن میشود. برای ترمیم این سیستم در صورت برنامهریزی صحیح میتوان با طی مدت زمانی حدود ۱۱ ماه به ۹۰٪ تعادل از نظر جسمی رسید و با تعادل جسم، روان هم به تعادل میرسد و ۱۰٪ بقیه در طول زمان حل میشود و با آموزشهای جهانبینی کنگره۶۰ نگرش فرد نسبت به خود و جهان پیرامونش باید حل شود در غیر اینصورت شخص دوباره به اعتیاد روی خواهد آورد.
برای درمان کامل و معالجه فرد مصرف کننده باید سه پارامتر مورد توجه قرار بگیرد و این سه پارامتر جسم، روان و جهانبینی هم زمان و به موازات هم جلو بروند؛ اگر یکی از مؤلفهها ناقص باشد مشکل فرد مصرفکننده حل نخواهد شد و درمان حاصل نمیگردد. به عنوان مثال؛ اگر فردی در جهانبینی خود به پوچی برسد، چنانچه مشکل جسم و روان او حل شود ممکن است دوباره به سمت اعتیاد کشیده شود. در کتاب عبور از منطقه۶۰ درجه زیر صفر برای ما به طور کامل شرح میدهد که همه ذرات یک فرد مصرفکننده به موادمخدر آلوده شدهاند و هزاران سیستمی که تولیدکننده انواع موادشیمیایی و یا سایر موادمخدر هستند در اثر استفاده مداوم از موادمخدر از چرخه حیات خارج شدهاند؛ زیرا ما همان موادی را که در بدن ساخته میشده است از طریق موادمخدر، وارد بدن خود کردهایم.
به همین دلیل؛ طول درمان باید بسیار آرام باشد و به جسم خود و سلولها زمان لازم را بدهیم تا به آرامی و اندکاندک خود را ترمیم نمایند و سیستمهایی که از چرخه جسم ما خارج شدهاند دوباره بازسازی شوند و به چرخه حیات خود بازگردند؛ چرا که در اثر استفاده از مواد اضافی، سیستمهای زیادی از جسم را تخریب نمودهایم؛ به همین دلیل
موضوع راهاندازی سیستمهای جسم، حرکت برای درمان اعتیاد را به حرکت در یخبندان، آنهم در دمای ۶۰درجه زیر صفر تشبیه کرده است؛ بنابراین برای درمان اعتیاد باید ترتیبی اتخاذ گردد که با برنامه ریزی مناسب، اقدام به راهاندازی کارخانه متروکه جسم شخص نماید و سیستمهای از کار افتاده او را به چرخه حیات، بازگرداند ما با یک ماده و یا کارخانه مواجه نیستیم؛ بلکه با انبوهی از کارخانهها روبرو هستیم که مواد زیادی را تولید میکنند که در جسم ما از کار افتادهاند. ما به موتورهای طبیعی خود فرصت میدهیم تا به آرامی خود را بازسازی نمایند؛ زیرا زمانیکه موتور مصنوعی «مواد مخدر» از کار میافتد موتورهای طبیعی به این فکر میافتند که مسئولیت خود را از سر بگیرند.
نویسنده: همسفر شکوفه رهجوی راهنما همسفر مینا(لژیون ششم)
رابط خبری: همسفر سوسن رهجوی راهنما همسفر مینا (لژیون ششم)
عکاس: همسفر مهسا رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون هشتم)
تنظیم و ارسال: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون پنجم) دبیر دوم سایت
نمایندگی همسفران حافظ
- تعداد بازدید از این مطلب :
157