عشق، عقل و ایمان
در آموزشهای کنگره ۶۰، عشق، عقل و ایمان سه ضلع مهم در مسیر رشد و رسیدن به تعادل هستند. این سه از یکدیگر جدا نیستند و هرکدام بر دیگری اثر میگذارند. اگر یکی از این اضلاع ضعیف باشد، حرکت انسان نیز دچار مشکل میشود.
اگر بخواهیم از ایمان شروع کنیم، یکی از مفاهیم مهمی که در کنار آن قرار میگیرد، امنیت است. ایمان واقعی به انسان یک تکیهگاه درونی میدهد؛ بهگونهای که با هر اتفاق یا سخنی از دیگران، جایگاه خودش را از دست ندهد. ایمان به این معنا نیست که دیگر هیچ مشکلی در زندگی انسان اتفاق نیفتد، بلکه یعنی انسان در هنگام مشکلات، مسیر خود را گم نکند؛ اما ایمان فقط با حرف و ادعا به وجود نمیآید، باید در رفتار انسان دیده شود. اگر ایمان داریم، باید آثار آن در زندگی ما نمایان باشد. اگر به محبت ایمان داریم، محبت کنیم اگر به بخشش ایمان داریم، ببخشیم و اگر به عدالت ایمان داریم، حق دیگران را رعایت کنیم. بنابراین ایمان زمانی قدرت پیدا میکند که از ذهن خارج شود و وارد عمل شود.اینجاست که عمل سالم اهمیت پیدا میکند.
هر کاری که ظاهر خوبی دارد، الزاماً عمل سالم نیست. ممکن است کاری در ظاهر خوب باشد؛ اما نتیجه آن باعث آسیب، وابستگی، ناراحتی یا از بین رفتن امنیت شود. عمل سالم یعنی انسان فقط به ظاهر کار نگاه نکند بلکه نتیجه و پیامد آن را نیز در نظر بگیرد که اینجا عقل وارد میدان میشود. عقل، مسیر را تشخیص میدهد و کمک میکند انسان قبل از انجام هر کاری، نتیجه آن را بررسی کند. انسان با آموزش و کسب دانایی، بهتدریج یاد میگیرد که احساسات و خواستههای لحظهای، فرمان زندگی او را به دست نگیرند.
اما انسان فقط با عقل نمیتواند زندگی کند. عشق نیروی حرکت است. عشق سالم با وابستگی و توقع تفاوت دارد. عشق سالم به انسان توان محبت، خدمت، بخشش و حرکت در مسیر ارزشها را میدهد، در کنار عقل حرکت میکند و باعث تخریب خود و دیگران نمیشود.
از طرف دیگر، حرمتها یکی از پایههای امنیت هستند. همانطور که هر جمع سالمی برای حفظ امنیت خود به قانون و حرمت نیاز دارد، انسان نیز باید برای خودش و دیگران حریم داشته باشد. رعایت حرمت، احترام به جایگاه دیگران و پرهیز از دخالت و رفتارهای نادرست، فضای امنی برای انسان و جامعه ایجاد میکند.
در کنگره، تنها دانستن کافی نیست، حرکت کردن و تبدیل دانایی به عمل اهمیت دارد. ممکن است انسان درباره ایمان، محبت و عمل سالم بسیار بداند؛ اما زمانی تغییر واقعی اتفاق میافتد که این آموزشها در زندگی او اجرا شوند.
اگر عشق بدون عقل باشد، ممکن است به وابستگی تبدیل شود. اگر عقل بدون عشق باشد، ممکن است انسان را خشک و بیروح کند و اگر ایمان بدون عمل باشد، ممکن است فقط در حد یک باور باقی بماند، پس میتوان گفت: عقل راه را نشان میدهد، عشق نیروی حرکت است و ایمان امنیت ادامه مسیر را فراهم میکند.
وقتی این سه در کنار آموزش، دانایی و عمل سالم قرار بگیرند، انسان بهتدریج از ترس و ناامنی فاصله میگیرد و به آرامش و حال خوش نزدیک میشود. ایمان واقعی، فقط چیزی نیست که انسان درباره آن صحبت کند. ایمان باید در رفتار، انتخابها و حرکت انسان دیده شود.
منبع: اپلیکیشن دژاکام
نویسنده: راهنما مسافر شهرام (لژیون دهم)
تنظیم و ارسال: مرزبان خبری مسافر علی
نمایندگی ساوه
- تعداد بازدید از این مطلب :
98