«خلاصه سیدی ساختار درون»
استاد میفرمایند: در مقابل خشم باید کنارهگیری کنیم، در مقابل ترس باید به درونش برویم و در مورد ناامیدی باید حرکتی در جهت درست انجام دهیم. این سه نیرو پیوسته با هم در حال همکاری هستند؛ اگر در حال ناامیدی باشیم، ناامیدی حاکم است؛ اما اگر بخواهیم حرکت کنیم و بیرون بیاییم، ترس یا خشم (یکی از این دو) سد راه ما میشوند و با گرفتن انرژیمان، ما را به چاه ناامیدی هل میدهند.
ما باید دانایی خود را افزایش دهیم. استاد میفرمایند: هیچ چیز برای انسان نیست جز آنچه که برایش تلاش میکند؛ حتی حسهایی مثل ترس و ناامیدی، محصول عمل خود انسان است. نفس یک سری خواستهها و یک سری ذرات تشکیلدهنده دارد که موجودیت آن را تعیین میکنند. ذرات همجنس دور همدیگر جمع میشوند و سیستمی را تشکیل میدهند به اسم «ساختار». در درون انسان هم همین اتفاق میافتد.
ذرات نفس، یعنی آنهایی که از یک جنس هستند و خواستههای مشترکی دارند، کنار همدیگر قرار میگیرند و مجموعهای را درست میکنند به اسم ساختار که دو هدف را دنبال میکند: هدف اول، تلاش برای حفظ و بقای خودشان و هدف دوم، رشد و گسترش دائمی است. علت اینکه ذرات دور هم جمع میشوند این است که به تنهایی توان کافی ندارند، لذا حسهای همجنس خود را جمع میکنند.
ساختارهای منفی، قوانین بسیار محکم و سنگینی دارند و طبق برنامه حرکت میکنند. انسانهایی که از این قانون تبعیت میکنند به شیطان تبدیل میشوند؛ آنها کسانی هستند که در درونشان این ساختارها قوی شده و فرمان کامل به آنها صادر میشود. اگر ما فرایند جذب ساختارهای منفی را معکوس کنیم، میتوانیم از تاریکی خارج شویم؛ مانند درمان اعتیاد، اگر جذب انرژی (که همان استفاده از مواد است) را معکوس کنیم، میتوانیم از تاریکی اعتیاد خارج شویم، اما اگر این روند ادامهدار باشد، جذب انرژی قویتر میشود.
وقتی خواستههای مشترک در کنار هم قرار میگیرند، مجموعهای به نام ساختار درست میشود. ساختارهای منفی مانند سازمانهای مافیایی عمل میکنند؛ آنها دور هم جمع میشوند و در شرایط اورژانسی و خطر به کمک همدیگر میآیند. برای ترمیم ساختار اعتیاد، ساختارهای منفی به کمک آن آمده و با هم متحد میشوند تا ساختار مثبت (که همان رهایی از اعتیاد است) پیروز نشود؛ آنها هوشمند هستند و خطر را احساس میکنند.
خواستههای نامعقول نفس، منبع درآمد و انرژی نیروهای منفی است؛ آنها انرژی خالص ما را میگیرند و بر اثر یک سری تبدیلات ذهنی، قدرت میگیرند. پنج سال درگیر ساختارهای منفی بودن به این معناست که آنها خود را بسیار قوی کردهاند و در مقابل اصلاح، مقاومت میکنند. آنها با ابزارهای منفی خود، مانند هجوم افکار و عدم تصمیمگیری درست، در برابر ما ایستادگی میکنند و گاهی با تأثیر بر احساس و ذهن، انسان را بیمار میکنند.
انسان انرژی خود را از کائنات به دست میآورد. نیروهای مثبت و منفی در کل هستی وجود دارند و به کمک الهامات و القائات، احساس انسان را پیدا میکنند، در حالی که از چشم ما پنهان هستند. اگر انسان تمام انرژی را در درون خود ذخیره کند، به شیطان درون خود تبدیل میشود؛ در این حالت انرژی منفی در درون او رشد کرده و کسی قادر به اصلاح او نیست. اگر بخواهد کار خوبی انجام دهد، از ضد ارزشها به او الهام میشود و در مقابل اصلاحات اساسی مقاومت کرده و آدرس غلط میدهد. در اینجا فرایند جذب انرژی باید معکوس شود تا کمکم و تدریجی با اینها روبرو شویم و در جهت درست حرکت کنیم.
انسان یک جهان کوچک است. ساختارهای مثبت، انرژی خودشان را از راه «تولید کردن» و «خلق کردن» (مانند یک اختراع یا کشف) به دست میآورند. اما ساختارهای منفی، انرژی مورد نیاز خودشان را از طریق «کشیدن» یا «دزدیدن» انرژی ساختارهای دیگر تأمین میکنند؛ این مهمترین تفاوتی است که بین ساختارهای مثبت و منفی وجود دارد. ساختارهای منفی بسیار نیرومند هستند.
حسهای منفی، بزرگترین ابزار ساختارها هستند. تا زمانی که نتوانیم از یک سری از خواستههایمان بگذریم، کار مهمتر را اولویت قرار دهیم و از بقیه خواستهها رها شویم، گشایشی برایمان ایجاد نخواهد شد.
منبع: سیدی ساختار درون مهندس دژاکام
نویسنده :همسفر فاطمه (ح) رهجوی راهنما همسفر فریبا (لژیون دوم)
ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر مرضیه (نگهبان سایت)
همسفران نمایندگی کاشان
- تعداد بازدید از این مطلب :
77