English Version
This Site Is Available In English

مصاحبه

مصاحبه

مصاحبه با پهلوان محترم، مسافر سعید

سلام. در ابتدا به رسم کنگره، لطفاً خودتان را معرفی کنید.

سلام دوستان سعیدهستم مسافر. آنتی ایکس مصرفی تریاک و شیره، متادون و الکل. تخریب ۱۴ سال. ده ماه و سه روز سفر کردم با راهنمایی استاد عزیزم آقا سینا با روش دی اس تی همراه با شربت اوتی، رهایی از دام اعتیاد حدود ۶ سال و در ادامه سفر نیکوتین انجام دادم ده ماه و پنج روز سفر کردم به استادی راهنمای عزیزم آقای ایوبی با روش دی اس تی همراه با آدامس نیکوتین خوراکی ،رهایی از دام نیکوتین حدود ۵ سال ورزش در کنگره فوتبال شنا،متشکرم 

روش آشنایی شما با کنگره ۶۰ چگونه بود؟

بنده اصلاً با اسم کنگره آشنا نبودم. یک زمانی از دوستان و آشنایان فهمیده بودم که جایی وجود دارد، البته با این تصور که برای ترک است. به همین دلیل، مثل روش‌های دیگری که امتحان کرده بودم، گفتم برویم و این روش را هم انجام بدهیم. من همیشه آدم کنجکاوی بودم و می‌گفتم هر کاری هست، حالا خوب یا بد، آن را امتحان کنم. این‌گونه بود که با اسم کنگره ۶۰ آشنا شدم. اوایل که وارد کنگره شدم، حقیقتاً دنبال درمان و این مسائل نبودم و بیشتر می‌خواستم ببینم اینجا چه کاری انجام می‌شود و روش کار چگونه است.

چه شد که تصمیم گرفتید در کنگره ۶۰ پهلوان شوید؟

وقتی وارد کنگره شدم، آرام‌آرام با آموزش‌ها و مسیر کنگره ۶۰ همسو شدم. در ابتدا اصلاً اعتقادی به درمان نداشتم. حتی تا هفت، هشت ماه سفر، هیچ ایمان و باوری به درمان نداشتم. هرچه جلوتر آمدم، بعد از هفت، هشت ماه احساس کردم درمان در اینجا با جاهای دیگر و روش‌های دیگر متفاوت است. احساسم به من می‌گفت این مکان با کارهایی که قبلاً انجام داده‌ام فرق دارد. اولین چیزی که به واسطه مصرف نکردن مواد در اینجا متوجه شدم، این بود که اعتیاد ترک ندارد، بلکه باید درمان شود. همان‌طور که دندان‌درد را باید درمان کنیم و نمی‌توانیم صرفاً درد دندان را ترک کنیم، اعتیاد هم باید درمان شود. آرام‌آرام این موضوع را درک کردم. با مطالب بیشتری آشنا شدم، احساسم روزبه‌روز بهتر شد و تفکراتم تغییر کرد. به‌مرور، در کنگره دیدگاهم نسبت به بسیاری از مسائل زندگی تغییر کرد.

در ابتدا وارد لژیون سردار شدم و در ادامه، دنوری را پرداخت کردم. اوایل سفر، کنگره ۶۰ اجازه نمی‌دهد شخص پهلوانی خود را اعلام کند و در سفر اول نیز به هیچ عنوان اجازه ندارد مبلغی را پرداخت کند؛ چون هنوز به آگاهی لازم نرسیده و ممکن است این موضوع برای شخص ایجاد تخریب کند. هرچه جلوتر آمدم، با مطالبی آشنا شدم که شاید زمانی حتی به ذهنم هم خطور نمی‌کرد. وقتی به این باور رسیدم که این مکان با روش‌های دیگر متفاوت است و اینجا واقعاً درمان اتفاق می‌افتد، احساس کردم پولی را که شاید در جاهای دیگر می‌خواستم هزینه کنم، باید در مسیر کنگره قرار دهم.

من به کنگره ۶۰ مدیون بودم؛ چون درمان شده بودم، خانواده‌ام نجات پیدا کرده بودند و دوستانم نیز از این مسیر بهره برده بودند. احساس کردم تا آخر عمر مدیون این مسیر هستم و وظیفه دارم در حد توان خودم کاری انجام بدهم. با وجود نیروهای اهریمنی و مبارزه با نفس، توانستم پیروز شوم و بر نیروهای اهریمنی فائق بیایم و این کار را انجام دهم. بخشیدن از مال کار سختی است. شما با چه دیدگاهی این عمل را انجام دادید؟

یادم هست یک زمانی از استاد عزیزم، آقا مهدی صدیقی، سؤال کردم: «آقا، شما چه فکری کردید که پهلوانی را اعلام کردید؟» ایشان جواب خیلی جالبی به من دادند و گفتند: «من اصلاً فکر نکردم.» یعنی وقتی در مسیر کنگره ۶۰ آگاهی و دانایی شخص تغییر می‌کند، متوجه می‌شود که دانایی مؤثر زمانی اتفاق می‌افتد که حرکت کند. خودش را در هر گوشه و مسیر کنگره موظف می‌داند هر کاری که از دستش برمی‌آید انجام دهد. با توجه به اینکه خداوند به همه بندگانش اجازه خدمت نمی‌دهد، شاید این فرصتی باشد که من هم در این مسیر سهیم باشم. من نیز این کار را انجام دادم.

اگر از دیدگاه بیرون از کنگره ۶۰ نگاه کنیم، من خودم را مثال می‌زنم. هیچ‌وقت حتی به خانواده خودم هم نمی‌توانستم چیزی ببخشم. همه‌چیز را برای خودم، خانواده‌ام و فرزندم می‌خواستم.

به خاطر مصرف مواد و تاریکی‌های مواد مخدر، اصلاً نمی‌توانستم به شخص دیگری یا چیز دیگری فکر کنم. اما آموزش‌ها آن‌قدر قوی، قدرتمند و حقیقی هستند و توهم نیستند که برای من مایه افتخار است که خداوند به شخص اجازه می‌دهد چنین بخششی را انجام دهد. البته ما فکر می‌کنیم که من بخشیدم، اما در اصل خداوند به من اجازه داده و در حقیقت خداوند من را بخشیده که اجازه داده است چنین کاری انجام دهم. این برای من مایه افتخار است که توانستم در مسیر کنگره به چنین آگاهی‌ای دست پیدا کنم. واقعاً بخششی که بیرون از کنگره بسیار سخت است، در کنگره به‌راحتی اتفاق می‌افتد.

چرا کنگره ۶۰ را برای بخشش انتخاب کرده‌اید؟

من یک زندگی قبل از کنگره دارم و یک زندگی هم اکنون در کنار کنگره. انسان‌ها را می‌بینم که هرکدام درگیر مسئله‌ای هستند و کاری انجام می‌دهند و در بسیاری از مواقع سرگردان هستند. همه انسان‌ها دوست دارند کاری را که انجام می‌دهند و البته خودشان فکر می‌کنند صحیح است ،به بهترین شکل انجام دهند. شاید هم کارشان صحیح باشد. اما من هیچ مکانی را بهتر از اینجا نتوانستم پیدا کنم؛ چون تنها قشری از جامعه که به افراد آن برچسب‌های مختلف می‌زنند، غافل از این هستند که در همین جمع، بهترین ورزشکاران، داناترین افراد، خوش‌قلب‌ترین و بخشنده‌ترین انسان‌ها حضور دارند. خود من نیز زمانی درگیر مصرف مواد مخدر بودم و به همین دلیل هیچ مکانی را بهتر از اینجا پیدا نکردم. واقعاً فقط اینجا بود که جان من را نجات داد. روزی که وارد کنگره شدم، همیشه فکر می‌کردم تا آخر عمر مصرف‌کننده خواهم بود و با اعتیاد از بین خواهم رفت. اگر کنگره ۶۰ نبود و مسیر را آقای مهندس حسین دژاکام کشف نکرده بود، احتمالاً همان اتفاقی که همیشه تصور می‌کردم برایم می‌افتاد.

اما امروز می‌بینیم که این روش در حال گسترش است و به انسان‌های زیادی کمک می‌کند. خانواده‌هایی که ممکن بود از هم متلاشی شوند، با این مسیر دوباره زندگی خود را پیدا می‌کنند. افرادی که ممکن بود به خودکشی برسند، در این مسیر نجات پیدا می‌کنند و خانواده‌هایی که در آستانه طلاق هستند و فرزندانی که ممکن بود فرزند طلاق شوند، دوباره زندگی‌شان سر و سامان می‌گیرد.

بهترین جوابی که من توانستم برای این موضوع پیدا کنم، این بود که کجا می‌توانم این کار را انجام دهم؛ جایی که واقعاً چنین اتفاقی در آن در حال رخ دادن است و حقیقتی که در وادی هفتم برای همه ما روشن شده است.

به نظر من بهترین مکان همین‌جاست. البته این کار را با سختی انجام دادم. تلاش زیادی کردم، اما آموزش‌ها آن‌قدر قوی بود و ایمان داشتم که مطمئن بودم می‌توانم این کار را انجام دهم.  واقعاً در شغلم شکست خورده بودم و از نظر اقتصادی شرایط سختی داشتم، اما احساس می‌کردم همیشه یک نفر پشتم است و حامی این مسیر است. به‌مرور متوجه شدم که خداوند این مسیر را هدایت می‌کند و با وجود سختی‌هایی که پیش رو داشتم و مشکلاتی که بعد از اعلام پهلوانی با آن‌ها روبه‌رو شدم، توانستم این کار را انجام دهم. این کار را برای خودم، خواهرم، همسرم و مادرم نیز انجام دادم و از این بابت خیلی خوشحالم.

خاطره یا تجربه خاصی از بخشش یا لژیون مالی سردار دارید؟

خاطره که زیاد دارم؛ لژیون سردار سراسر خاطره است. وقتی وارد کنگره شدم و به لژیون سردار فکر می‌کردم، تصورم این بود که یا باید وضع مالی خوبی داشته باشم، یا از لحاظ مالی قوی باشم، یا خانواده‌ام از نظر مالی شرایط خوبی داشته باشند. همیشه این فکر را داشتم. اما وقتی وارد لژیون مالی شدم، دیدم اصلاً این‌طور نیست. بخشش در لژیون سردار معنای بسیار زیبایی پیدا می‌کند. ممکن است من زمانی بتوانم در کنار خانواده‌ام باشم، اما انتخاب کنم که در کنار بچه‌های کنگره باشم؛ این هم یک نوع بخشش است.

یک نوع بخشش در لژیون سردار، بخشش مالی است که آن هم یک روش است، اما چیزی که برای من جالب بود این بود که فکر می‌کردم برای ورود به لژیون سردار باید از نظر مالی قوی باشم. وقتی وارد شدم، دیدم سختی‌ها و مشکلات ناگهان سر راه من قرار گرفتند. چرا؟ چون نیروهای اهریمنی نمی‌خواهند اجازه دهند آگاهی انسان تغییر کند.

جایی صحبت می‌شد که شیطان با شخصی گفت‌وگو می‌کرد. پرسید: «این طناب ضخیم مال کیست؟» گفتند: «مال افرادی است که ایمان زیادی دارند.» طناب نازک‌تری را نشان داد و پرسید: «این طناب مال کیست؟» گفتند: «مال کسانی است که ایمانشان کمی ضعیف‌تر است.» بعد پرسید: «پس طناب من کجاست؟» و گفته شد: «تو اصلاً طناب نمی‌خواهی؛ خودت دنبال من می‌آیی.» این موضوع من را به یاد دوران مصرف مواد مخدر انداخت. واقعاً من خودم دنبال شیطان بودم و اصلاً نیازی به طناب نبود. خودم به سمت مسیرهایی می‌رفتم که شیطانی بود.

وقتی می‌آیم و با مطالبی مانند بخشش آشنا می‌شوم، طبیعی است که نیروهای اهریمنی نخواهند نیروی خود را از دست بدهند. به همین دلیل، مشکلات زیادی سر راه من قرار گرفت و طوفان‌های زیادی را تجربه کردم که خودم فکر نمی‌کردم بتوانم از آن‌ها جان سالم به در ببرم. اما خدا را شکر، مطالب و آموزش‌ها آن‌قدر درست و حقیقی بود که من را به مقصد رساند. چیزی که خیلی به آن ایمان دارم این است که بعد از سختی‌ها آسانی است و انسان چیزی نیست مگر سعی و تلاش خودش. در لژیون سردار به این دو موضوع مهم دست پیدا کردم و ان‌شاءالله بتوانم در تمام مراحل زندگی‌ام آن‌ها را کاربردی کنم.

سخن آخر

بیرون از کنگره و قبلاً در کتاب‌ها می‌خواندیم که پیام‌آوران خداوند مردگان را زنده می‌کنند. چیزی که من در کنگره ۶۰ و در مسیر کنگره ۶۰ متوجه شدم، این است که در روش و مسیری که آقای مهندس حسین دژاکام کشف کرده‌اند، روزانه انسان‌هایی که به خاطر مصرف مواد مخدر درگیر نیروهای اهریمنی شده‌اند، دوباره زندگی خود را پیدا می‌کنند و زنده می‌شوند. این اتفاق دارد به واقعیت تبدیل می‌شود.

من از صمیم قلب امیدوارم این مسیر بتواند به انسان‌هایی که درگیر بیماری اعتیاد و مشکلات ناشی از آن هستند کمک کند و خانواده‌های بیشتری را از آسیب‌های اعتیاد نجات دهد.

در پایان از خداوند، آقای مهندس حسین دژاکام، راهنمای عزیزم و همه خدمتگزاران کنگره ۶۰ تشکر می‌کنم و امیدوارم بتوانم در این مسیر همچنان خدمتگزار خوبی باشم.

مرسی. 🌹🌹

مصاحبه و نگارش: مسافر حمید، لژیون ۶

تنظیم و ارسال: مسافر علی

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...